مجله فارن افرز بررسی کرد:

برندگان و بازندگان جنگ علیه ایران

گروه بین الملل
کدخبر: 627206
برای خاورمیانه جنگ علیه ایران بار دیگر درس تلخی درباره این واقعیت بود که شکاف‌ها و رقابت‌ها چگونه می‌توانند به‌درگیری‌های ویرانگر منجر شوند؟ اما برای بخش بزرگی از جهان، این جنگ حامل درس دیگری نیز بود.
برندگان و بازندگان جنگ علیه ایران

جهان‌ صنعت – برای خاورمیانه جنگ علیه ایران بار دیگر درس تلخی درباره این واقعیت بود که شکاف‌ها و رقابت‌ها چگونه می‌توانند به‌درگیری‌های ویرانگر منجر شوند؟ اما برای بخش بزرگی از جهان، این جنگ حامل درس دیگری نیز بود. یعنی مخاطرات سیاسی وابستگی انرژی. زمانی که تنگه هرمز در اوایل مارس عملا بسته شد و حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را متوقف کرد کشورهای مختلف با جهش شدید قیمت نفت و گاز روبه‌رو شدند. در ۲۴مارس فیلیپین نخستین کشوری بود که وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام کرد. زامبیا برای سه‌ماه مالیات سوخت را تعلیق کرد؛ اقدامی که ۱۰۰‌میلیون‌دلار هزینه بر دولت بدهکار این‌کشور تحمیل می‌کند. اسلوونی نیز سهمیه‌بندی سوخت را آغاز کرد. دولت‌های دیگر نیز اقدامات مشابهی انجام دادند و برخی حتی مستقیما با تهران برای عبور امن نفتکش‌های خود مذاکره کردند.

طبق گزارشی که دراین‌خصوص مجله فارن افرز منتشر کرده این آشفتگی نوعی بیداری سیاسی ایجاد کرده است. کشورهایی که به‌واردات سوخت‌های فسیلی وابسته هستند اکنون دریافتند که دولت‌های خارجی می‌توانند به‌راحتی آنها را از یک نیاز حیاتی محروم و درنتیجه حاکمیت ملی‌شان را تضعیف کنند. این‌کشورها در واکنش به‌جنگ ایران عملا فلج شدند. همه خواهان پایان بحران هستند اما نه می‌توانند فشار جدی بر تهران وارد کنند که کنترل تنگه را در اختیار دارد و نه قادرند بیش از انتقادهای ملایم واشنگتن را که اکنون مسیر دریایی را محاصره کرده مورد سرزنش قرار دهند. درمقابل کشورهایی که صنایع انرژی داخلی قدرتمندی ساختند با آزادی بیشتری درباره جنگ موضع‌گیری کرده و طرف‌های درگیر را برای توقف حملات تحت فشار قرار دادند. جهان اکنون دریافته است که استقلال انرژی نوعی استقلال سیاسی است و ساختارهای انرژی می‌توانند دامنه کنش ژئوپلیتیکی کشورها را تعیین کنند. همین درک باعث شده دولت‌ها به‌تدریج از واردات سوخت فاصله گرفته و به‌سمت توسعه ظرفیت‌های داخلی حرکت کنند.

برای کشورهایی که ذخایر عظیم نفت و گاز ندارند بهترین راه دستیابی به‌استقلال انرژی سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر مانند خورشیدی، بادی و برق‌آبی بوده و کشوری که زنجیره تامین این فناوری‌ها را در اختیار دارد چین است. پکن صدها‌میلیارد دلار برای توسعه شرکت‌های بزرگ انرژی پاک هزینه کرده و این‌شرکت‌ها اکنون محصولات خود را به‌سراسر جهان صادر می‌کنند. درمقابل ایالات‌متحده اخیرا سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پاک را کنار گذاشته و باردیگر بر سوخت‌های فسیلی متمرکز شده؛ سوخت‌هایی که بسیاری از کشورها دیگر تمایلی به‌وابستگی به‌آنها ندارند. به‌این ترتیب ممکن است چین برنده نهایی جنگ علیه ایران باشد و آمریکا بازنده اصلی آن.

حرکت در مرز بحران

برای درک اینکه بحران انرژی چگونه رفتار دولت‌ها را شکل می‌دهد باید به‌آسیای جنوب شرقی نگاه کرد؛ منطقه‌ای که بیش از هر جای دیگر به‌نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز وابسته بوده به‌طوری که بیش از نیمی از نفت آن از خلیج‌فارس تامین می‌شود. به‌همین دلیل این منطقه بیشترین آسیب را از بسته‌شدن تنگه متحمل شده است. لائوس ناچار شد صدهاجایگاه سوخت را تعطیل و هفته کاری مدارس را به‌چهارروز کاهش دهد تا از قطع برق جلوگیری کند. در ویتنام قیمت گازوئیل ۴۰‌درصد افزایش یافت. در اندونزی کسری بودجه رو به‌افزایش بوده و ارزش پول ملی سقوط کرده است.

درنتیجه کشورهای منطقه درباره جنگ ایران سکوتی چشمگیر اختیار کردند تا نه تهران و نه واشنگتن را خشمگین نکنند و بتوانند هر مقدار نفتی را که هنوز در دسترس است را وارد کنند. اندونزی حتی مستقیما با ایران مذاکره کرده تا عبور نفتکش‌هایش از تنگه تضمین شود.

دیگر کشورهای آسیایی نیز با مشکلات مشابهی روبه‌رو شدند. هند که خود را رهبر جنوب جهانی معرفی می‌کند و در ماه‌های اخیر بارها از تعرفه‌های سنگین آمریکا انتقاد کرده بود اکنون با بحران انرژی مواجه است زیرا دوسوم نفت وارداتی‌اش از تنگه هرمز عبور می‌کند. به‌همین دلیل دهلی‌نو از آمریکا به‌خاطر غرق‌کردن یک‌ناو ایرانی در اقیانوس هند انتقاد نکرد؛ ناوی که برای رزمایش دریایی به‌دعوت هند در منطقه حضور داشت.

تلاش هند برای پرهیز از تقابل با واشنگتن تاکنون نتیجه داده است. پس از بسته‌شدن تنگه آمریکا تحریم‌های تجارت نفت روسیه را کاهش داد و نخستین معافیت‌ها را به‌هند اعطا کرد. واشنگتن اجازه خرید نفت ایران در ماه‌های مارس و آوریل را به‌این کشور داد. با این حال مقامات هندی احتمالا ترجیح می‌دادند آزادانه‌تر سخن بگویند و مانند قدرتی جهانی رفتار کنند.

این فرصت اما نصیب پاکستان شد یعنی رقیب منطقه‌ای هند. پاکستان به‌دلیل رشد سریع انرژی‌های تجدیدپذیر وابستگی کمتری به‌واردات سوخت فسیلی دارد. سهم انرژی خورشیدی در تولید برق این کشور از کمتر از ۳‌درصد در سال۲۰۲۰ به‌بیش از ۳۲‌درصد در پایان۲۰۲۵ رسید یعنی یکی از سریع‌ترین گذارهای انرژی در جهان. این تحول عمدتا نتیجه بازار بود؛ ترکیب کاهش قیمت پنل‌های خورشیدی چینی و افزایش هزینه برق شبکه خانوارها و شرکت‌ها را به‌نصب پنل‌های خورشیدی خانگی سوق داد.

براساس برآوردها این جهش خورشیدی از سال۲۰۲۰ تاکنون بیش از ۱۲‌میلیارد دلار صرفه‌جویی در واردات نفت و گاز برای پاکستان به‌همراه داشته و تنها در سال۲۰۲۶ نیز ۳/‏‏۶‌میلیارد دلار صرفه‌جویی دیگر ایجاد خواهد کرد. اسلام‌آباد در نتیجه توانست نقش میانجی فعال را در پایان جنگ ایفا کند، میزبان مذاکرات ایران و آمریکا شود و حتی آتش‌بس ۸آوریل را میان دوطرف تسهیل کند.

پاکستان همواره به‌دلیل روابط تاریخی با تهران و واشنگتن گزینه مناسبی برای میانجیگری بود اما بدون استقلال نسبی انرژی نمی‌توانست چنین نقش مستقلی ایفا کند. در دوهفته اخیر نیز شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان بر گذار انرژی تاکید کرده و خواستار آن شده که طی دهه آینده ۹۰‌درصد سبد انرژی کشور از منابع تجدیدپذیر تامین شود.

قدرت همان انرژی است

این تفاوت میان کشورهای وابسته و مستقل از انرژی فقط محدود به‌آسیا نیست. اسپانیا بیش از ۵۶‌درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر به‌ویژه باد و خورشید تولید می‌کند. درنتیجه نه‌تنها کمترین هزینه انرژی را در اروپا طی جنگ داشته بلکه دولت این کشور اجازه استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی اسپانیا برای عملیات علیه ایران را نیز نداده است؛ موضعی که برای بسیاری از متحدان ناتو غیرقابل تصور بود.

برزیل نیز شبکه برق خود را عمدتا بر پایه انرژی برق‌آبی، بادی و خورشیدی اداره می‌کند و بخشی از سوخت حمل‌ونقلش از اتانول نیشکر داخلی تامین می‌شود. بنابراین به‌محض آغاز حملات علیه لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رییس‌جمهور برزیل فورا مخالفت کشورش را با جنگ اعلام کرد.

درمقابل آفریقای جنوبی که از نظر سیاسی مواضعی نزدیک به‌ایران دارد و خود را رهبر جهان غیرغربی می‌داند به‌دلیل وابستگی شدید به‌سوخت عبوری از هرمز ناچار شد مالیات سوخت را کاهش دهد تا از بحران داخلی جلوگیری کند. این کشور در انتقاد از آمریکا و اسرائیل بسیار محتاط عمل کرده و حتی یک وزیر دوران آپارتاید را به‌عنوان سفیر خود در واشنگتن منصوب کرده تا دولت ترامپ را راضی نگه دارد.

در گذشته نیز شوک‌های نفتی موجب تغییر ساختار انرژی کشورها شده بود. بحران نفتی دهه۱۹۷۰ باعث شد برزیل تصمیم بگیرد دیگر هرگز به‌بازار جهانی نفت وابسته نباشد. این کشور سدهای عظیم برق‌آبی ساخت و برنامه اتانول نیشکر را راه‌اندازی کرد. پوستر تبلیغاتی این طرح در سال۱۹۷۹ تصویری از یک نفتکش درکنار مین دریایی شبیه تنگه هرمز را نشان می‌داد و روی آن نوشته شده بود: اتانول داخل خودروی شما از اینجا عبور نمی‌کند. شعار برنامه نیز این بود: اگر آن را داشته باشی به‌هیچ‌کس وابسته نخواهی بود.

امروز بیش از ۸۰‌درصد خودروهای برزیل می‌توانند هم با بنزین و هم با اتانول حرکت کنند و شبکه برق این کشور یکی از پاک‌ترین شبکه‌های جهان است.

بحران هرمز تقریبا به‌طور قطع موج تازه‌ای از حرکت کشورها به‌سمت استقلال انرژی را ایجاد خواهد کرد. برخی کشورها سرمایه‌گذاری در سوخت‌های فسیلی را افزایش می‌دهند؛ مانند فیلیپین، تایلند و اندونزی که استفاده از زغال‌سنگ را گسترش دادند اما همزمان بسیاری از دولت‌ها سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را نیز سرعت بخشیدند.

ویتنام طی شش‌سال گذشته بیش از ۸۰پروژه بزرگ انرژی تجدیدپذیر را تصویب کرده است. تایلند برنامه پنل‌های خورشیدی خانگی را احیا کرده و رییس‌جمهور اندونزی اعلام کرده قصد دارد ظرف سه‌سال آینده ۱۰۰گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید ایجاد کند. او بحران ناشی از جنگ علیه ایران را «زنگ بیدارباشی خشن» توصیف کرده و وعده داده یارانه‌های عظیم سوخت را حذف و تمامی خودروها را در آینده برقی کند.

درهمین‌رابطه بخش عمده این سرمایه‌گذاری‌ها به‌سمت چین سرازیر خواهد شد. پکن طی دهه‌هاهزاران‌میلیارد دلار در صنعت انرژی پاک و برقی‌سازی سرمایه‌گذاری کرده و اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده فناوری انرژی پاک در جهان است. چین بزرگ‌ترین تولیدکننده پنل خورشیدی بزرگ‌ترین سازنده باتری جهان یعنی CATL  و شرکت BYD پرفروش‌ترین برند خودروهای برقی جهان را در اختیار دارد.

به لطف این سرمایه‌گذاری‌ها چین بسیار بهتر از دیگر واردکنندگان بزرگ نفت با بحران کنار آمد و اکنون بیشترین سود را می‌برد. ارزش سه‌شرکت بزرگ باتری‌سازی چین از آغاز جنگ بیش از ۷۰‌میلیارد دلار افزایش یافته است. فروش BYD در آسیای جنوب شرقی رکورد زده و شرکت‌های چینی پروژه‌های عظیم خورشیدی در منطقه اجرا می‌کنند.

نظرسنجی اخیر موسسه ISEAS در سنگاپور نیز نشان داد که رهبران فکری آسیای جنوب شرقی اکنون رهبری ترامپ را بزرگ‌ترین نگرانی ژئوپلیتیکی خود می‌دانند و چین را شریک مطلوب‌تری نسبت‌به ‌آمریکا تلقی می‌کنند. درنتیجه جنگ علیه ایران روند فاصله‌گرفتن سیاسی آسیا از واشنگتن را تسریع کرده و بحران انرژی موتور اصلی این تغییر است.

ازسوی‌دیگر آمریکا امیدوار است با عرضه بیشتر نفت و گاز از بحران هرمز بهره‌برداری کند. دولت ترامپ صادرات نفت را محدود نکرده، تحریم‌های نفت روسیه را کاهش داده و حتی تامین مالی پروژه‌های نفت و گاز در کشورهای در حال توسعه را افزایش داده اما واقعیت این است که جنگ پیشنهادهای واشنگتن را درمقایسه با آنچه پکن عرضه می‌کند کم‌جاذبه‌تر ساخته است. زیرا هرچندکشورها ممکن است از وابستگی به‌فناوری چینی نگران باشند اما باد و خورشید را نمی‌توان مانند نفت‌وگاز در یک گلوگاه ژئوپلیتیکی محاصره کرد.

جهان اکنون پیامدهای وابستگی به‌گلوگاه‌های سوخت فسیلی را با چشم خود می‌بیند یعنی سهمیه‌بندی، تعطیلی مدارس، فروپاشی بودجه‌ها، تعطیلی صنایع و فلج سیاسی. کشورها می‌دانند که حتی پس از پایان بحران عرضه سوخت به‌سرعت عادی نمی‌شود. قطر اعلام کرده بازگشت کامل تاسیسات LNG راس لفان سال‌ها طول خواهد کشید و در این‌مدت قراردادهای بلندمدت صادراتی خود را معلق کرده است. به‌همین دلیل جذابیت ساخت نظام‌های انرژی‌ که هیچ کشوری نتواند آنها را خفه کند بیش‌از هر زمان دیگری ملموس شده است.

البته این به‌آن معنا نیست که فقط انرژی تعیین‌کننده سیاست خارجی کشورهاست. ایدئولوژی، ائتلاف‌ها، سیاست داخلی و روابط تاریخی نیز نقش مهمی دارند اما همه این عوامل در چارچوب محدودیت‌هایی عمل می‌کنند که ساختار انرژی کشورها تعیین می‌کند و برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی درس اصلی این جنگ آن است که حاکمیت ژئوپلیتیکی بدون توانایی تولید انرژی در داخل ممکن نیست.

آخرین اخبار