خوب نگاه نمیشود
شهروندان ایرانی روزهای ناخوشی را سپری میکنند. بسیاری از نانآوران خانوادههای ایرانی به دلیل پیامدهای جنگ، شغل و درآمد خود را از دست داده یا با ترس و دلهره چشمانتظارند تا کارفرما بگوید نمیتواند مزد آنها را پرداخت کند و باید از شمار مزدبگیران بکاهد تا چرخ بنگاه برای عدهای کمتر بچرخد. نانآوران پرشماری در روزهای پس از جنگ به دلیل رکود بهویژه در بخش خدمات خانگی و نیز بنگاههای تجاری کوچک و بنگاههای تولید با کمتر از ۱۰ نفر کارکن در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرند. در چنین وضعیتی به گواه مدیران ارشد دولتی قیمت کالاها حتی کالاهای اساسی مثل روغن، برنج، شکر، چای، ماکارونی و… با شتابی که تاکنون دیده نشده سر به آسمان ساییده و پساندازهای کوچک میلیونها خانوار را در کمترین دوره مصرف نابود میکنند.
دولت چهاردهم که به هر دلیل نمیتواند یا نمیخواهد در مساله جنگ یا صلح دخالت و راه را برای آشتی و عبور دادن کشور از تونل جنگ باز کند حالا تنها درباره معیشت شهروندان سخن میگوید و هر روز با عبارات تازه و در جاهای نو به گرانفروشان اخطارهای شدید میدهد. مردم البته میگویند اگر منظور از گرانفروشان روسای برخی تشکلهای بنکداری کالاهای اساسی است که آنها شناخته شدهاند و لازم نیست با سروصدا به آنها اخطار داده شود. شهروندان به دولت یادآور میشوند دولتهای پیشین بهویژه دولت مرحوم رییسی و دولتهای احمدینژاد که حمایت همه قوای کشور و نیز نهادهای قدرت را دنبال خود داشتند نیز از این اخطارها بسیار میدادند و حتی در دورهای برخی سلطانها مثل سلطان سکه و سلطان قیر و سلطان اتومبیل و… دستگیر و نیز برخی از آنها اعدام شدند اما قیمت سکه نهتنها کاهش نیافته است بلکه بیش از ۱۰برابر شده و نیز قیمت اتومبیل این روزها رکوردشکنی کرده است.
اقتصاددانان بارها و بارها به دولتهای گوناگون گفتهاند برای اینکه راه تورم بسته و در اندازههای کوچک مهار شود باید بودجه کل کشور به تعادل برسد یعنی بودجهای داشته باشیم که دخل و خرج آن با اندکی خطا در اندازه هم باشند.
آیا بودجه کشور در حال حاضر چنین است؟ آیا درآمدهای پیشبینیشده در بودجه تابآوری دارند و به واقعیت نزدیک میشوند؟ آیا دولت توانسته است هزینههای خود را در بخشهای گوناگون طوری تنظیم کند که تعادل بودجهای محقق شود؟ به نظر نمیرسد دولت در وضعیتی باشد که بتواند پاسخ مثبتی به این پرسشها بدهد. میدانیم مالیات بر صادرات و مالیات بر واردات دو قلم اصلی در درآمدهای دولت بوده و هستند اما صادرات کالاهای غیرنفتی ایران که در انحصار پتروشیمی و فولاد بود امسال محقق میشود؟ آیا در شرایط امروز بنگاههای خصوصی میتوانند مالیات در نظر گرفتهشده را پرداخت کنند؟ واقعیت این است که به دلیل سیاسی جاهایی را که باید ببینیم از سر عمد نمیبینیم و جاهایی را که آسان است با دقت نگاه میکنیم. قصد ناامیدسازی نیست اما خوب نمیبینیم و انتظارهای غیرمنطقی داریم.
