حالا مردم باید چه کنند؟
هیچ آدمی در ایران نباید درباره اینکه اولویت نخست هر فعالیتی اعم از جنگ یا مذاکره و آتشبس از سوی مدیران امروز کشور بدون چون و چرا روزگار ایرانیان است، شک کند. هر تصور، برنامه و راهی که جز این باشد در یک دوره میانمدت و حتی کوتاهمدت شهروندان را خشمگین و غصهدار میکند. این چیزی است که مدیران گرداننده جنگ و کشور نیز بارها به آن اعتراف کرده و میکنند.
حالا اما ایرانیان پس از اینکه همه جان و تن خویش را چشم و گوش کرده و خبرهای گفتوگوی مستقیم محمدباقر قالیباف و جی دی ونس معاون اول دونالد ترامپ را میدیدند و میشنیدند از اینکه گفتوگوها به نتیجهای نرسیده و رها شده است سرسام گرفته و سناریوهای گوناگون را درباره ادامه آتشبس یا بازگشت مجدد جنگ شوم در درون خانوادهها بررسی میکنند و میپرسند حالا باید چه کنند؟ آیا بازهم شال و کلاه کرده و آماده مهاجرت کوتاهمدت داخلی به شهرهای امنتر شوند یا اینکه همینطوری دست روی دست بگذارند و گوش به خبرها و گزارشها از ادامه فعالیتهای صلح باشند؟ آنهایی که در روزها و هفتههای تازهسپریشده از پایتخت به دیگر شهرستانها رفتهاند نیک میدانند هزینههای مادی و روحی سفر دوباره به مدت نامعلوم چقدر است و خوب میدانند سربار دوست، آشنا و فامیل شدن نیز چه دردسرهایی دارد. از سوی دیگر ماندن در شهرهای پرخطر نیز کار آسانی نیست و بردباری و تابآوری بالایی میخواهد.
به این ترتیب گروه اصلی که اداره کشور و نیز گفتوگو یا جنگ را دارند در هر تصمیم خود باید این مسائل را با دقت در معادلات خود جای دهند و یادشان باشد اقتصاد ایران و کسبوکار ایرانیان و ترمیم و عادیسازی فعالیتهای اقتصادی بیش از این درنگ را تاب نمیآورد و باید کار شروع شده و برای ترمیم تخریبها سرمایه لازم نیز فراهم شود. از سوی دیگر اما اگر گفتوگوها در همین نقطه پایان یابد و کشور به کمای «نه جنگ، نه صلح» یا به سوی جنگ پیش رود یا اینکه مذاکرهکنندگان روی همه خواستههای خود پافشاری کنند یا ناگزیر به دادن امتیازهایی شوند که نمیخواهند وضعیت پیچیدهتر خواهد شد. پس چه باید کرد؟ بهنظر میرسد ادارهکنندگان گفتوگو و تصمیمگیران اصلی باید در معادلات خود برای جنگ یا صلح و آتشبس چیزی را اصل بدانند و مطابق با آن پیش بروند. همانطور که در سطرهای پیشین نگاشته شد این اصل بدون چون و چرا باید نگهداری از میهن و ایرانیان باشد. در این صورت و با توضیح دادن این اصل به جامعه با زبان مجابکننده میتوان هر تصمیمی را گرفت و به شهروندان یادآور شد میتوانستیم راه دیگری برویم اما منافع مردم و میهن را بر هر چیز دیگر برتر دانستیم.
آیا این اتفاق میافتد؟ باید چشم به راه ماند و دید که شهروندان با چه روزگاری روبهرو خواهند شد.
