تیرگی ابرهای جنگ کمتر شده است
نادر کریمی جونی
دستکم در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و برخی نشریات یا رسانههای غیرفارسیزبان چنین بهنظر میرسید که اگر پنجشنبه بیاید و میان ایران و ایالاتمتحده توافق- به عبارت بهتر تسلیم ایران در مقابل ایالاتمتحده و خواستهای ترامپ- حاصل نشود، برای مردم و حاکمیت ایران آخرالزمان رخ خواهد داد و با فروپاشی همه چیز جنگ سختی در خواهد گرفت و ایران به ویرانه تبدیل خواهد شد اما حالا پنجشنبه آمده و گذشته است، توافق یا تسلیم ایران در مقابل ایالاتمتحده حاصل نشده و اتفاق بدی که نیفتاده هیچ بلکه امیدهایی برای آینده وجود دارد که یکی از گامهایی که این آینده را ایجاد میکند، دوشنبه پیشرو برداشته خواهد شد.
با این همه جنگطلبان همچنان بر طبل جنگ میکوبند و اگر براساس خوراک رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تحلیل شود، هنوز هم شانس وقوع جنگ بهتر و بیشتر از برقراری صلح و توافق است و ساعتهای زیادی به شروع جنگ یا تسلیم کامل جمهوری اسلامی ایران در مقابل دونالد ترامپ و پذیرش همه خواستهای رییسجمهور ایالاتمتحده آمریکا نمانده است.
برخی رسانهها در روزهای اخیر بهویژه این پرسش را مطرح کردهاند که چرا مذاکرهکنندگان ایرانی مشغول وقتگذرانی و خریدن زمان هستند و چنان رفتار میکنند که گویی هیچ عجلهای برای دستیابی به توافق ندارند. اتفاقا در اینباره طرف ایالاتمتحده نیز با این رسانهها هم عقیده است و درباره آن نگرانی دارد. آمریکاییها میپرسند که وقتی این حجم نگرانکننده از توانایی نظامی در اطراف ایران مستقر شده است چرا ایرانیان احساس خطر نمیکنند و خواستهای کاخ سفید برای حصول توافق را نمیپذیرند؟ واقعیت آن است که ایران مانند تیمی که بازی را برده یا دستکم از نتیجه فعلی راضی است بازی میکند. ایرانیان تصور میکنند گذشت زمان چندان برایشان خطرناک نیست و نیازی برای هیجان دادن به مذاکرات یا روند پیشرو وجود ندارد. روند فعلی البته روند ایستا یا کمتحرکی نیست اما طرف آمریکایی تصور میکند با هیجان دادن به موضوع و وادار کردن ایرانیها به عجله کردن در رسیدن به یک توافق، احتمالا منافع بیشتری عاید واشنگتن میشود بنابراین باید با بیان تهدیدهای گوناگون یا نمایش موقعیتهای احتمالی خطرناک و نشان دادن ابزارهای آسیبزا، مذاکرهکنندگان و در رده ارشد، حاکمیت ایران را مرعوب و آنان را به پذیرش خواستهای کاخ سفید وادار یا ترغیب کرد اما روشن است که ایرانیها دست ایالاتمتحده در توسل به این ترفند را خواندهاند و سعی در آرام کردن بازی دارند.
جالب است که پنجشنبه گذشته یکبار و در همان ساعتهای نخست گفتوگو مذاکرات به شکست کامل نزدیک شد. خبرنگاران حاضر در محل مذاکرات بهطور غیررسمی اخباری را دریافت کردهاند که در همان ابتدای گفتوگو، طرف آمریکایی بر اجرای غنیسازی صفر و انتقال همه ذخایر اورانیوم با غلظت ۶۰درصد به آمریکا اصرار ورزیده که تیم ایرانی مطلقا با هر دو درخواست مخالفت کرده است. این مخالفت برای ساعتهایی گفتوگو را متوقف کرده و برخی احتمال دادند که این اختلاف عمیق دوطرف مذاکره را به شکست بکشاند. طرف آمریکا اما به گفتوگو بازگشته و به همین دلیل روشن است که آمریکاییها از خواستهای خود دست کشیده و صرفنظر کردهاند. چنانچه در دوشنبه هم قرار نیست که در مورد صفر شدن غنیسازی در ایران تمهیدی اندیشیده شود. این امر نشان میدهد دونالد ترامپ برخلاف ادعاهایش آنقدرها هم دست به ماشه نیست و حاضر است برای گریز از منازعه- نظامی و عدم توسل به سلاح امتیاز دهد یا حتی از برخی خواستهای خود صرفنظر کند ضمن اینکه در روزهای گذشته هیچ خبری در مورد مطرح شدن دو موضوع دیگر، موشکهای ایران و گروههای هوادار ایران در خاورمیانه، در مذاکرات منتشر نشده است یعنی باز هم و برخلاف ادعاهایشان، آمریکاییها پذیرفتهاند که گفتوگوها را به موضوع هستهای و آن هم بهگونهای که ایران علاقه دارد، محدود کنند. در چنین شرایطی قابل انتظار است که ایران در مقابل زیادهخواهیهای ایالاتمتحده کوتاه نیاید و آنچه تسلیم تهران در مقابل واشنگتن خوانده میشود بهطور کلی منتفی شود. همانطور که اعلام شده مذاکرهای که قرار است دوشنبه و در وین برگزار شود فنی است و در محل آژانس برگزار خواهد شد. این بدان معنی است که مذاکرهکنندگان از مبانی و مباحث اولیه عبور کرده و وارد موضوعهای اجرایی شدهاند البته همیشه شیطان در جزئیات خوابیده است ولی همین که طرفین وارد مسیر اجرایی و تدوین سازوکارهای عملیاتی اجرای تعهدات شدهاند گام مهمی به جلو برداشته شده که قابل بازگشت نیست. در واقع اکنون دیگر نمیتوان گفت که به خاطر طرح خواستهای خارج از موضوع هستهای و… ممکن است مذاکرات شکست بخورد و جنگ آغاز شود. ورود به این مرحله اگر احتمال وقوع جنگ میان ایالاتمتحده و ایران را بهطور کلی منتفی نمیکند و از این بابت آن احتمال باز هم وجود دارد اما تا حد زیادی توسل به گزینه منازعه نظامی را دور از دسترس میکند و به همین دلیل است که اکنون ساکنان خلیجفارس میتوانند با خیال راحتتری نفس بکشند. ورود به مرحله گفتوگوهای اجرایی و عملیاتی اگرچه به معنای دست کشیدن واشنگتن از خواستهای خود درباره موشکهای ایران و فعالیتهای منطقهای کشورمان نیست اما دستکم در شرایط حاضر این خواستها روی میز نیست و به این ترتیب نقش مهمی نیز در شکست یا توقف مذاکرات ایفا نخواهد کرد.
با این همه پرسش مهم آن است که آیا روند حاضر مورد قبول اسرائیل است؟ آیا تلآویو به باقی ماندن نظام جمهوری اسلامی در ایران، آن هم با کسب دستاوردهایی در مذاکره با واشنگتن رضایت میدهد؟ روشن است که پاسخ این سوالها و سوالهای مشابه آن منفی بوده و تلآویو، اعم از آنکه بنیامین نتانیاهو و همکاران راستگرای او در آن بر سر قدرت باشند یا هر گروه دیگر حکمرانی کنند، وجود جمهوری اسلامی را در ایران و بالاخص دارا بودن تواناییهای بازدارنده هستهای و موشکی برای ایران را نمیپذیرند و تحمل نمیکنند. اتفاقا ایرانیان خارج از کشور که رویای براندازی نظام و تغییر حکومت را در سر دارند نه فقط در این خواست و عدم تحمل با اسرائیل همنوا هستند که به آن دامن نیز میزنند و درجهت افزایش آتش اختلاف و منتهی شدن آن به جنگ تلاش میکنند. اگرچه نتانیاهو و سربازانش بارها اعلام کردهاند که به حمله احتمالی ایران پاسخ پشیمانکننده خواهند داد و به این ترتیب تلویحا تاکید کردهاند که خود آغازگر جنگ نخواهند بود اما بهویژه ایرانیان ضدجمهوری اسلامی چه در گروههای چپگرا مانند فدائیان خلق، مجاهدین و… چه در گروههای سلطنتطلب از آنجا که خود توان و اعتبار لازم برای براندازی جمهوری اسلامی را در ایران ندارند، میخواهند از توان و قدرت یک نیروی خارجی برای انجام این کار استفاده کنند و نزدیکترین و سهلالوصلترین نیروی خارجی را اسرائیل یافتهاند که از طریق تلآویو، ایالاتمتحده را تحریک کنند به ویژه در تجمعهایی که در خارج از کشور برگزار شده و میشود، عمده خواستهای ابراز شده از جانب تظاهراتکنندگان به دخالت نظامی ایالاتمتحده و اسرائیل علیه ایران مربوط بوده است. با این همه در حال حاضر که ایالاتمتحده هیچ اراده فوری و بلافاصله برای توسل به جنگ ندارد و اسرائیل هم باوجود همه لفاظیهای گذشته، منافع خود را در آغاز حمله به ایران نمیبیند. هر چند که حتما برای عدم حصول توافق میان ایران و ایالاتمتحده و افزایش تنشها در منطقه خاورمیانه به تلاشهای خود ادامه خواهد داد.

