توافق الیگارشی ایران، آمریکا و متحدان برای تجزیه ایران
محمود خاقانی،کارشناس بینالمللی انرژی
درطول جنگ ۱۲روزه مردم ایران توانستند تمامیت ارضی ایران را یکپارچه حفظ کنند اما نفوذیها بعد وارد معرکه شدند و مردم را کنار گذاشتند. درواقع در طول جنگ ۱۲روزه و پس از آن موساد مدعی شد که در طول بیش از ۳۵سال اخیر نفوذیهایی را در بخشهای تصمیمسازی و تصمیمگیری ایران نفوذ داده است.
رییس موساد مدعی شد که انگلیس دربخشهایی از ایران نظیر سردار علیرضا اکبری جاسوس داشت. خانم کاترین پرز شکدم یک نمونه دیگر شبکه جاسوسی مشترک انگلیس، فرانسه و موساد درایران بود. نقش مهم نفوذیها این بوده و هست که از کاسبان تحریم و جنگ، رانت خواران اقتصادی، تراستیها، فاسدان و اختلاسگران حمایت و بهطور کلی برنامههای فقیرتر و ناراضیترکردن مردم را پیش ببرند.
تلاش دولتدوازدهم برای کوتاهکردن دست نفوذیها
درآذرماه۱۳۹۶ وقتی رییس دولتدوازدهم هنگام تقدیم لایحه بودجه۱۳۹۷ در مجلس گفت که دولت قصد دارد با کسانی که نقدینگی کشور را در اختیار دارند و در بازار ارزی و پولی کشور اجازه نمیدهند که برنامههای اقتصادی دولت به نتیجه برسد مبارزه کند شورش دیماه۱۳۹۶ در مشهد توسط نفوذیها به راه افتاد و دولتدوازدهم ناگزیر به عقبنشینی شد.
تلاش دولتچهاردهم
در ۷دیماه۱۴۰۴ مسعود پزشکیان هنگام تقدیم لایحه بودجه۱۴۰۵ به مجلسدوازدهم برنامهای نظیر برنامه دولتدوازدهم را مطرح کرد. بلافاصله نفوذیها فرصت را مناسب دانستند و درهمان روز ۷دیماه ۱۴۰۴ از طریق افرادی که دربازار دارند کار را شروع کردند تا بر موج اعتراضات بحق معترضان سوار شوند و موفق شدند در ۱۹دیماه ۱۴۰۴ این اعتراضات را به فجیعترین و خسارتبارترین نوع خود تبدیل کنند و دلیل کاملا شفاف است.
در جنگ ۱۲روزه به ایران یک شکست اطلاعاتی تحمیل شده و در اعتراضات ۱۹دیماه۱۴۰۴ نیز شکست مشابهی بر مردم ایران تحمیل شد. حالا بعد از واقعه بخشهای اطلاعاتی مدعی هستند که چنینوچنان کردند و میکنند درحالی که آنها باید قبل از واقعه و برای جلوگیری از واقعه اقدام و عمل میکردند. چرا نشد؟ نقش نفوذیها و… چیست؟
واقعیت چیست؟
در دنیای امروز آمریکا یکطبقه جدید الیگارشی(اصحاب ثروت و قدرت نظیر ایلان ماسک) شخصی را رییسجمهور کردند که بتوانند امپراطوری جدیدی در قرن بیستویکم بر سکوی هوشمصنوعی بنا کنند. این الیگارشی به عناصر کمیاب زیرخاکی نظیر لیتیوم(ایران میتواند ۲۰درصد لیتیوم جهان را تامین کند) و انرژی نیاز دارد زیرا عناصر کمیاب زیرخاکی برای ساخت هوش مصنوعی مورد نیاز بوده و مصرف انرژی هوش مصنوعی هم بسیار بالاست. بنابراین کشورهایی نظیر ایران، عراق، ونزوئلا و… کشورهای هدف برای تصرف یا رویکارآوردن دولتهای دستنشانده مطیع آمریکا هستند.
در تاریخ ثبت است که از نخستوزیر اسبق انگلیس وینستون چرچیل نقل شده که برای ایجاد یکدولت دستنشانده به اقلیتی خائن نیاز است که حاضر باشند منافع ملی شان را فدای منافع خودشان کنند. متاسفانه از سال۱۳۸۴ آمریکا، اسرائیل و متحدانشان موفق شدند که این اقلیت خائن را در ایران شناسایی و حمایت کنند.دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالاتمتحده آمریکا گفته است اگر ایران به معترضان شلیک کند آمریکا برای نجات آنها به میدان میآید. دونالد ترامپ حتی برخلاف تمام قوانین بینالمللی فرمان داد که به شورش ادامه دهید و ساختمانهای دولتی را تصرف کنید که کمک در راه است. در واقع شواهدی درحال آشکار شدن بوده و حاکی از آن است که دولت آمریکا و متحدان برای رویکارآمدن یک دولت دستنشانده ائتلافی نظامی، امنیتی و اصحاب ثروت و قدرت در ایران نظیر دولتی است که پساز کودتای ۲۸مردادماه۱۳۳۲ درایران روی کار آمد را بیاورد اما با این تفاوت که اینبار قصد دارند ایران را به بخشهای کوچکتر تجزیه و تکهتکه کنند.
نقش تراستها؟
تراست در کسبوکار بهمعنی ائتلاف چند شخص حقیقی یا حقوقی، نظامی، امنیتی، بازاری(تاجر)، درقوه قضاییه، مقننه و مجریه درگیر در امور اقتصادی و سیاسی کشور و نیز شرکتهایی که دراقتصاد خردوکلان ایران انحصار را در بازار ارز، طلا، کالا، نفت، گاز، میعانات گازی، فرآوردههای نفتی، معادن، عناصر کمیاب زیرخاکی، اینترنت و مخابرات و … را کنترل میکنند و تسلط کامل دارند. درکشور ما طی مدت بیش از ۳۵سال اخیر و بهویژه از سال۱۳۸۴ معلوم نیست که چندنفر، خانواده، گروه و باندهای مافیایی قدرت اقتصادی و سیاسی کشور را در دست گرفتند.
چهکسانی اعتراضات را مدیریت میکنند؟
در ایران بارها تجربه شده و بهویژه در سال۱۳۹۶ وقتی دولت دوازدهم تصمیم گرفت با نهادهای اقتصادی فراقانونی و آنهایی که از بیتالمال بودجه میگیرند و تولیدی ندارند و کنترل نقدینگی کشور را در اختیار دارند مبارزه کند اعتراضاتی در ۷دیماه۱۳۹۶ از مشهد شروع شد و در ۱۶۰شهر گسترش یافت و… خسارات زیادی به کشور وارد کرد.
دونالد ترامپ و اعتراضات دیماه۹۶ و آبان۹۸
دونالد ترامپ پساز رسیدنبه قدرت درباره اعتراضات ۷دیماه۱۳۹۶ که از مشهد شروع شد در پیامی از طریق شبکه اجتماعی توییتر نوشت: «بسیاری از گزارشها از اعتراضات مسالمتآمیز شهروندان ایرانی حکایت دارد که از فساد حکومت و هدردادن ثروت ملی… به ستوه آمدند. دولت ایران باید به حقوق مردم خود ازجمله حق ابراز عقیده احترام بگذارد. جهان درحال تماشا است!»
در آبانماه۱۳۹۸ نیز دونالد ترامپ از اعتراضات خیابانی در ایران حمایت کرد و در شبکه اجتماعی توئیتر خود نوشت: «ایران آنقدر بیثبات شده که رژیم کل سیستم اینترنت شان را خاموش کرده تا مردم بزرگ ایران نتوانند درباره خشونت عظیمی که در کشورشان روی میدهد حرف بزنند. آنها درجه صفر شفافیت را میخواهند و…»
جنگ ۱۲روزه
دونالد ترامپ پنجروز پساز شروع حملات هوایی و ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای روز۲۷خردادماه۱۴۰۴ از ساکنان تهران خواست فورا شهر را ترک کنند و در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال نوشت: «ایران باید همان توافقی را که به آنها گفتم امضا میکرد… بارها این را گفتم! همه باید فورا تهران را تخلیه کنند!»
چرا دونالد ترامپ خواهان رویکارآوردن حکومت دستنشانده در ایران است: شبکه خبری اروپایی یورونیوز روز جمعه ۱۲دیماه۱۴۰۴ نوشت: انقلاب ایران و بحران گروگانگیری(سفارت آمریکا درتهران) یکی از تجربههای شکلدهنده ذهن دونالد ترامپ درباره ایران است تاجاییکه میتوان گفت از آن زمان او بهنوعی به «احترام» وسواس پیدا کرده آنهم اینکه آمریکا نباید «تحقیر» شود. دونالد ترامپ در ۱۴مهرماه۱۳۵۹ (۶اکتبر۱۹۸۰میلادی) در مصاحبهای با شبکه انبیسی چندهفته پیش از شکست جیمی کارتر(دلیل اصلی شکست جیمی کارتر در انتخابات ناکام ماندن حمله نظامی آمریکا به ایران و سقوط هواپیماهای ارتش آمریکا در طبس) دربرابر رونالد ریگان و در روزهای پایانی بحران گروگانگیری ایران مصاحبهای کرد؛ بحرانی که طی آن ۵۲دیپلمات و شهروند آمریکایی به مدت ۴۴۴روز در ایران را بهشدت برای آمریکا تحقیرکننده توصیف کرد. خبرنگار شبکه خبری انبیسی از دونالد ترامپ پرسید اگر بتواند آمریکا را «کامل» کند چگونه این کار را انجام میدهد؟ ترامپ پاسخ داد آمریکا باید «کشوری باشد که دیگر کشورها برایش احترام قائل باشند.» دونالد ترامپ در توضیح این مطلب گفت: «ماجرای ایران نمونه روشنی است. اینکه آنها گروگانهای ما را نگه داشتند کاملا مضحک و وحشتناک است. اینکه آمریکا اجازه میدهد کشوری مانند ایران چنین کاری کند به نظر من فاجعه است و فکر نمیکنم اینکار را با کشورهای دیگر میکردند.» یورونیوز مینویسد که رونا برت، خبرنگار انبیسی در آن زمان از دونالد ترامپ پرسید: یعنی معتقدید آمریکا باید با نیروی نظامی وارد میشد و مثل ویتنام سربازانش را بیرون میآورد؟ دونالد ترامپ پاسخ داد: «کاملا همینطور فکر میکنم. هیچ شکی ندارم. فکر میکنم اگر این کار را میکردیم(منظورش تصرف ایران) امروز یککشور فوقالعاده ثروتمند نفتی بودیم. بسیار ناامیدم که اینکار را نکردیم.» مورخان آمریکایی این مصاحبه را اولین اظهارنظر شناختهشده دونالد ترامپ درباره سیاست خارجی ایالاتمتحده آمریکا میدانند.
ایرانیان چه فکر میکنند؟
شبکه خبری اروپایی یورونیوز برای بازتاب نسبی نظر نخبگان و عامه مردم ایران درباره دونالد ترامپ این سوال ساده را با آنها در۳۰اسفندماه۱۴۰۳ درمیان گذاشت: از ترامپ خوشتان آمده یا بدتان میآید؟ پاسخ برخی از فعالان و تحلیلگران سیاسی، روزنامهنگاران و پژوهشگران فکری و علمی به سوال یادشده که توسط یورونیوز گزارش شد به شرح زیر است:
عریانی سیاسی ترامپ را مثبت میدانم
ع.ع، تحلیگر و روزنامهنگار سیاسی در پاسخ به سوال یورونیوز میگوید: …از این نظر به او نگاه دوگانهای دارم. عریانی سیاسی او را مثبت میبینم و نسبت به الیگارشهای فاسد و فسیل دموکرات یک گام به جلو است. در نقطه مقابل غرور چندشآور او علیه گروههای اجتماعی دیگر و مواضع تند و پیشبینیناپذیر او موجب نگرانی میشود…»
نماد بازگشت به گذشته است
م.خ، معاون سردبیر یک روزنامه چاپ تهران میگوید: «از ترامپ خوشم نمیآید چون نماد بازگشت به گذشته است. الوین تافلر در کتاب «جابهجایی قدرت» به ترامپ بهمثابه نمادی متعلق به عصر ثروت(از سهگانه زور و پول و دانایی) اشاره کرده و رویای او برای کسب قدرت با این تعلق و تفکر را تقریبا غیرقابل تحقق دانسته چون وارد عصر دانایی شدیم. با این نگاه ترامپ نسبتی با دانایی و عصر دانایی ندارد و نگاه او به جهان قرن نوزدهمی و ارتجاعی است. به همین دلیل با ابرثروتمندان ائتلاف کرده و به جای اهل اندیشه و سیاست به امثال ایلان ماسک میدان داده است.»
ترامپ؛ یکفرصت یا تهدید؟
ت.آ، استاد جامعهشناسی دانشگاه در تهران میگوید: «…او میخواهد آمریکایی را که در دنیا به حاشیه رفته بالا بیاورد. آمریکا یککشور سرمایهداری جهانخوار است و اکنون ترامپ دارد همین کار را میکند. به همه دنیا میگوید سهم من را بدهید بعدش هر غلطی خواستید بکنید! به جمهوری اسلامی هم چنین حرفی میزند. سهم او چیست؟ استفاده از ثروت جهانی. آمریکا بیشتر از سایر کشورها باید از این تولید ثروت جهانی سهم ببرد. ترامپ نظم فعلی را قبول ندارد. جهان در بنبست گیر کرده و دموکراسی در بنبست است. به اسرائیل اجازه میدهد یک ملت را در غزه بکشد. اروپاییها هم با این روند همراهی میکنند. این همه جنبش مدنی قادر به تغییر وضع کنونی جهان نیست. ترامپ وسیلهای برای عبور از بحرانها و بنبستهای کنونی و ضمنا عامل ورود به بحرانهای جدید است. در جهانی جدید دولتها در مراوداتشان کموبیش بحرانهای نوظهور را حل میکنند. ولی در دنیای فعلی کاری از دست سازمان ملل و جنبشهای مدنی برنمیآید. این چه دنیایی است که درست شده؟! بهنظرم ترامپ ابزاری برای فروریختن این دنیای بهبنبسترسیده است. در دنیای جدیدی که با نقشآفرینی ترامپ ایجاد خواهد شد هم خود ترامپ و هم بسیاری از رهبران مدعی از بین میروند. فعلا مهم همین نقشی است که ترامپ دارد ایفا میکند. او میتواند وضع تازهای ایجاد کند. اگرچه خودش لزوما در جهان جدید آتی کارهای نخواهد بود.»
در جهان هرجومرج راه میاندازد
م.ب، سردبیر سابق یکروزنامه اقتصادی چاپ تهران میگوید: «نگاهی به کردار ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش و… نشان میدهد که ترامپ نه به قاعده یا عرف بینالمللی اعتقاد دارد و نه به عرف داخلی! از این رو او یک بحران یا هرجومرجی را در جهان راه میاندازد(که تقریبا راه انداخته) و همین موضوع سبب میشود که نظم جهانی که برای آن زحمتهای زیادی کشیده شده به هم بریزد.»
دیکتاتور و دروغگو است
ا.س، تحلیلگر روابط بینالملل میگوید: «ترامپ یک موجود دارای کیش شخصیت، دروغگو، دیکتاتور، کمسواد در زمینه روابط بینالملل، دارای غرور منفی و کاذب، ضد مسلمان، غیرمحترم، دلال و ماجراجو است.»
ترامپ، یکمصیبت برای جهان معاصر
ر.ع، فعال و تحلیلگر سیاسی مقیم پاریس به یورنیوز میگوید: «در جهان دوران قلدرمنشی سپری شده است. قلدرمنشی در هر جای جهان و از سوی هر کسی مذموم بوده و این یعنی اینکه رای و خرد مردم را به هیچ بگیرید و از موضع بالابهپایین برخورد کنید. چنین مشیومنشی باید به تاریخ سپرده شود. ترامپ برای مردم جهان یک مصیبت است. او با نوع مواجههاش با مسائل درحال بههمریختن مناسبات بینالمللی بوده ولی سرجمع فکر میکنم ترامپ یک مصیبت برای جهان معاصر و یک مشکل در تاریخ آمریکا و تاریخ دموکراسی در جهان است.»
ارزش انسانها در گفتمان ترامپ بسته به ثروت و قدرت آنهاست
م.ی، پژوهشگر حوزههای فلسفه، دین و ادبیات درباره ترامپ میگوید: «رویکردها و عملکردهای دونالد ترامپ در مقام دولتمرد کموبیش منسجم و انعکاس یک گفتمان است. در این گفتمان آدمها نسبت به یکدیگر در سلسلهمراتبی قرار میگیرند که بنیاد آن ظاهرا موفقیت و دستاورد و در باطن میزان قدرت/ثروت است. همه سیاستهای داخلیاش در جهت کاستن از هزینهها و همه سیاستهای خارجیاش با سودای افزودن بر داراییهاست حتی به قیمت تهدید تصرف بخشهایی از سرزمینهای همپیمانان آمریکا…»
در ترامپ ۲آدم وجود دارد
ه.ی، استاد دانشگاه راتگرز در آمریکا در پاسخ به سوال یورونیوز میگوید: «حقیقتش را بخواهید من ترامپ را یککل واحد نمیبینم. از نظر من در ترامپ دوتا آدم وجود دارد: اولی ترامپی که در آمریکا درحال عوضکردن جریانها و روندهاست؛ روندهای مهاجرت و اقتصاد
و… من خیلی نگران سیاست اقتصادی ترامپ هستم. او خودش فکر میکند که این سیاست صنعت ایجاد کرده و برای کارگران خوب است ولی واقعیت این بوده که ترامپ با سیاست اقتصادی مد نظرش وضع طبقات فقیر و پایین جامعه و حتی طبقات متوسط را بسیار بد خواهد کرد. شکافهای اقتصادی بسیار رشد میکند و فقرا و بیخانمانها بیشتر میشوند.
احساس من این است که این شکاف طبقاتی بهنفع طبقات ثروتمند(الیگارشی) و بهضرر طبقات متوسط و پایین جامعه رشد میکند. طبقات بالا(ثروتمند-الیگارشی) تقویت و طبقات پایین تضعیف میشوند. درمجموع سیاست اقتصادی ترامپ شکاف طبقاتی را در جامعه آمریکا بهشدت افزایش میدهد اما ترامپ یکنیمه دیگر هم دارد که سیاست خارجی اوست. در سیاست خارجی خیلی ایدهآلیست بوده و درواقع هنوز هم معلوم نیست سیاست خارجیاش چیست…»
نتیجهگیری
سیاست کلان دولت دونالد ترامپ رویکارآوردن یکدولت دستنشانده نظیر دولی است که در کشورهای مختلف تحت حمایت آمریکا قراردارند و سهم آمریکا از ثروت ملی کشورشان را بهطور مستمر به آمریکا میدهند. دراین راستا دولت دوم ترامپ با هماهنگی کامل با اسرائیل و سایر متحدان آمریکا بهویژه پساز تجربه تلخ ناکامی در جنگ ۱۲روزه تلاش میکند اگر بهدلیل پشتوانه مردم ایران نتواند درتغییر نظام موفق شود و دولت اقلیتی خائن به مردم ایران را روی کار بیاورد حداقل بتواند بر «تغییر رفتار» در نظام حکمرانی حاکم در ایران با کمک نفوذیهای اسرائیل، آمریکا و متحدانشان(دولت پنهان) که ثروت ملی ایران را دراختیار دارند موفق شود.
با اعتراضاتی که از ۷دیماه۱۴۰۴ دربازار شروع و در ۱۹دیماه۱۴۰۴ به شورش تبدیل شد به گزارش شبکه خبر اروپایی یورونیوز و سایر منابع خلاصهای از موضع فعلی آمریکا به شرح زیر توضیح داده شده است.
خواستههای رفتاری: ترامپ پیوسته اعلام کرده که هدف اصلی او مجبورکردن حکومت ایران به تغییر رفتار و مواضعش درطول چند دهه اخیر و کنارگذاشتن برنامه هستهای بهطور کامل، توقف غنیسازی در ایران و عدم حمایت از نیروهای مقاومت در منطقه است.
حمایت از معترضان: اعلام حمایت از معترضان درایران در روزجمعه ۱۲دیماه۱۴۰۴(۲ژانویه۲۰۲۶میلادی) پس از اینکه الیگارشی(تراستیها=اصحاب ثروت و قدرت) پس از سخنرانی مسعود پزشکیان در روز ۷دیماه۱۴۰۴ هنگام تقدیم لایحه بودجه۱۴۰۵ که درآن اعلام کرد سیاستهای جدیدی برای کنترل تورم و شفافسازی اقتصاد تعریف شده نفوذیها با بهرهبرداری از نارضایتیهای مردمی در بازار وارد صحنه شدند تا با تبدیل اعتراضات به شورش دولت پزشکیان ناگزیر به تغییر برنامه اعلامشده شود. دراینراستا ترامپ هشدار داد که ایالاتمتحده آمریکا «آماده مداخله» درامور داخلی ایران است.
کارزار «فشار حداکثری»: دونالد ترامپ پس از شروعبهکار دولت دوم در اوایل سال۲۰۲۵ میلادی استراتژی «فشار حداکثری» با استفاده از تحریمهای سنگین برای تحت فشار قراردادن اقتصاد ایران را دوباره برقرار کرد. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که اگرچه هدف اعلامشده دستیابی به یک توافق جدید بود اما دولت دونالد ترامپ معتقد است که این فشارها در نهایت میتواند به فروپاشی نظام جمهوریاسلامی منجر شود.
پذیرش تغییر نظام(رژیم): درحالیکه دونالد ترامپ قبلا تلاش برای تغییر رژیم در ایران را انکار کرده بود یورونیوز در خردادماه۱۴۰۴(ژوئن۲۰۲۵میلادی) گزارش داد که ترامپ پس از حملات به تاسیسات هستهای ایران تلویحا به پذیرش تغییر رژیم اشاره کرده است.
چه باید کرد؟
ناظران آگاه معتقدند که درصورت تداوم سیاست شفافسازی و صادقانه سخنگفتن با مردم ایران توسط دولت مسعود پزشکیان به احتمال بسیار قوی مردم ایران اجازه نخواهند داد که اصحاب ثروت و قدرت(دولت پنهان) که پشت پرده با دولت دونالد ترامپ همدست هستند و ارزهایی که به صورت کالا، تولیدات معدنی نظیر لیتیوم، صادرات نفت، گاز، فرآوردههای نفتی و غیره درآمد کرده و به کشور بازنگردانده و درآمریکا و اروپا نگهداری میکنند برای بهدستگرفتن قدرت مطلق سیاسی در کشور شکست خواهند خورد. در واقع نفوذیها همه جا در قوای سهگانه و سایر ارکان نظام ماموریت دارند که مردم را از نظام جمهوری اسلامی دلزده و متنفر کنند. بنابراین بسیاری از افرادی که در طول بیش از چهاردهه در سمتهای انتصابی و انتخابی «نظارت استصوابی» حضور دارند باید کنار بروند و میزان ثروت و داراییشان برای مردم شفافسازی شود تا اعتماد مردم به حکمرانی کشور بازگردد. درهمینحال باید فکری اساسی برای مقابله با جنگ روانی کرد که صداوسیما دراینراستا ثابت کرده که توان لازم را ندارد.

