ایرانیان بدانند یا ندانند
دور سوم گفتوگوهای جمهوری اسلامی با مقامهای آمریکایی در ژنو در حالی پایان یافت که عراقچی آن را مفید دانست و مذاکرهکنندگان آمریکایی از واکنش به آن خودداری کردند اما وزیر خارجه و معاون اول دولت آمریکا در گفتوگوهای جداگانه حرفهای خوشحالکننده نزدند. مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا گفته که جمهوری اسلامی با قبول نکردن گفتوگو درباره موشکها مانع ایجاد کرده است.
از سوی دیگر معاون اول ترامپ نیز گفته است که نباید تصور کرد اگر با جمهوری اسلامی جنگی درگیرد این جنگ درازمدت نخواهد بود. خبرهای دیگر همچنین نشان میدهد فرمانده سنتکام برنامه جنگ را به ترامپ ارائه داده است. به این ترتیب و در شرایطی که هنوز گفتوگوها تمام نشده است انگار بوی آشتی نمیآید. حالا پرسش این است که درباره مسائل مهم مناسبات ایران و آمریکا و گمانهزنیها و نیز درباره مسائل داخلی باید به مردم گزارش داد و تا جایی که میشود به آنها هشدار داد یا اینکه خبرهای واقعی ولی تلخ را از آنها پنهان کرد.در اینباره دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه این است که نباید خبرهایی که نشان میدهد جنگ به زودی درمیگیرد یا اینکه آمریکا چقدر نیرو و تجهیزات به نزدیکی ایران آورده است را به شهروندان داد. این دیدگاه میگوید لازم نیست شهروندان بدانند که حتی کشور چین نیز از شهروندان خود در ایران خواسته است کشور را ترک کنند. از سوی دیگر این دیدگاه اصرار دارد نباید درباره وضعیت نابسامان اقتصادی در رسانهها نوشته شود. برخی تندروهای این دیدگاه پافشاری دارند رسانههایی که مسائل و تنگناهای اقتصادی مردم حتی آمارهای رسمی را منتشر میکنند پادوهای آمریکا و اسرائیل هستند. آیا این دیدگاه میتواند در وضعیتی که هست و شبکههای اجتماعی در دسترس اکثریت شهروندان است و میتوانند در فاصلههای کوتاهمدت از خبرهای مربوط به جنگ و نیز وضعیت اقتصادی کشور آگاهی پیدا کنند کارساز باشد؟ دیدگاه دومی که باور دارد باید اطلاعات را جز اطلاعات حساس نظامی و امنیتی به اطلاع ایرانیان برساند میگویند که راهبرد انکار و سانسور جواب نمیدهد. استدلال گروه دوم این است که نگه داشتن شهروندان پشت دیوار انکار به ویژه درباره بدتر شدن کسبوکار و معیشت و زندگی مردم با وجود واقعی بودن این وضعیت و مشاهده روزانه افزایش قیمتها ممکن نیست. ایرانیان یا کارگرند یا کارفرماهای کوچک و خرد هستند که نبود تقاضا و رکود را با همه پوست و گوشت و استخوان احساس میکنند یا مدیر و کارفرما هستند که میدانند ارز نیست یا کم است و برای واردات باید منتظر دلار ماند. تردید نیست که دادن اطلاعات حساس در این شرایط هرگز توصیه نمیشود اما انکار کردن چیزهایی که مردم میدانند یا میتوانند آن را از رسانههای دیگر به دست آورند نیز خطایی بزرگ است. شهروندان ایرانی را نباید بیدفاع گذاشت و آنها را بیخبر نگه داشت.
ایرانیان هر تصمیمی بخواهند بگیرند بهتر است بااطلاع و آگاهی باشد تا اینکه از سر غفلت.
