ابهام‌هایی که باید پاسخ داده شود

نادر کریمی جونی
کدخبر: 649539
اظهارات مسعود پزشکیان پرسش‌هایی درباره عملکرد دولت و حاکمیت در حوزه‌های مختلف ایجاد کرده است که نیازمند پاسخگویی شفاف است.
ابهام‌هایی که باید پاسخ داده شود

نادر کریمی جونی- اظهارات مسعود پزشکیان که چهارشنبه و پنجشنبه گذشته از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد و در شبکه‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب داشت، اگرچه مانند این‌گونه- به‌اصطلاح- مصاحبه‌ها حاوی گزارش کار یک‌ساله دولت و دستگاه اجرایی بود و رییس‌جمهور در آن مواردی را بیان کرد که فعالیت‌های او و همکارانش را به تصویر می‌کشید اما نکاتی دیگر هم داشت که می‌توان درباره آنها ابهام‌هایی را مطرح و پرسش‌هایی را بر مبنای این ابهام‌ها بیان کرد؛ پرسش‌هایی که برخی از آنها را دولت باید پاسخ دهد و بعضی دیگر در حوزه مسوولیت‌های حاکمیت نظام هستند و مقامات حاکمیتی صلاحیت و وظیفه پاسخگویی درباره آنها را دارند. البته بیان این ابهام‌‌ها که ممکن است خود حاوی نقدها و گلایه‌هایی از دولت یا حاکمیت باشد به‌معنای ترور شخصیت یا انکار درستی اظهارات مسعود پزشکیان نیست و کارنامه یا دستاوردهای این دولت یا حاکمیت نظام را به چالش نمی‌گیرد بلکه از آنجا که بخش تبلیغاتی و مثبت این کارنامه در دفاعیه رییس‌جمهور بیان شد، دیگر نیازی به تایید و اثبات یا تکرار آن وجود ندارد و از این بابت است که در این نوشتار مورد اشاره قرار نمی‌گیرد.

در حاشیه‌ای که گمان می‌رود بیش یا همانند مصاحبه‌ اصلی مورد توجه قرار گرفته باشد نمایندگان صداوسیما از گرمای محیط گلایه می‌کنند و می‌گویند حتی به ایشان آب برای نوشیدن هم داده نشده است. در مقابل رییس‌جمهور تشنگی ایشان را با عطش کاروان امام‌حسین مقایسه می‌کند و توضیح می‌دهد که آنها ۴۸ساعت- بعدا رییس‌جمهور این مدت را به چهارروز افزایش می‌دهد- از آب محروم بوده‌اند چگونه است که این نمایندگان تحمل یک ساعت تشنگی را ندارند. البته ابتدا رییس‌جمهور در پاسخ می‌گوید که کسی نمایندگان صداوسیما را از آب خوردن منع نکرده و آنها می‌توانستند بروند و آب بنوشند. واکنش رییس‌جمهور به گرمای محیط مقایسه این وضع با دوران سربازی خویش در زابل است که حتی پنکه هم نداشته‌اند. در این‌‌باره پرسش آن است که اگر قرار بود ایران در زمان حاکمیت جمهوری اسلامی و در سال۱۴۰۵ همان وضعیت یا بدتر از وضعیت کشور در زمان حکومت پهلوی را داشته باشد و در سال۱۴۰۵ در دفتر رییس‌جمهور در پایتخت، دمای محیط همان‌گونه باشد که پیش از انقلاب اسلامی در شهری محروم و دوردست باشد اصولا کارکرد جمهوری اسلامی در ایران چه بوده است. رییس‌جمهور می‌توانست بگوید که در همراهی و درک مناطق محروم کشور از خنک‌کردن محیط پرهیز کرده‌اند اما آیا آداب مهمان‌نوازی ایرانیان چنین است؟ مقایسه دفتر رییس‌جمهور با صحرای کربلا نیز شگفت‌انگیز است. آیا اگر نمایندگان صداوسیما در مقام اصحاب امام‌حسین(ع) و مجبور به تحمل تشنگی باشند آنها، صاحب‌خانه در مقام اصحاب یزید و منع‌کننده از آب هستند؟ ضمن آنکه به‌ویژه در مورد مکان‌های حساس مانند دفتر روسای سه قوه قوانین و تشریفات معمول اجازه سرک‌کشیدن به نقاط غیر تعیین‌شده را نمی‌دهد و آن مکان مانند خانه نیست که نمایندگان صداوسیما اجازه داشته باشند یا بتواند به‌سراغ یخچال بروند و آب بنوشند. آیا اینها مواردی است که باید به مسعود پزشکیان که دوسال است در مقام رییس‌جمهور با تشریفات معمول آشنا شده یادآوری کرد؟

رییس‌جمهور در توصیف و تعریف کلمه مردم و تشریح مفهوم آن دایره‌ای وسیع و همه‌شمول را بیان و اضافه می‌کند که نظام باید به همه خدمت ارائه کند.

این نگاه  قابل تقدیر، آنجا که رییس‌جمهور در مورد بازگشت ایرانیان خارج کشور سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که رهبر شهید موافقت کرده بود که حتی اگر یک ایرانی تحت تعقیب وارد مرر زمینی، هوایی یا…) شد به او تحت تعقیب بودنش اطلاع داده شود و او حق  انتخاب برای ورود به ایران یا بازگشت از همان مرز را داشته باشد، تایید می‌شود اما آیا جمهوری اسلامی تاکنون چنین عمل کرده یا در آینده چنین عمل خواهد کرد؟ در این‌باره فقط رفتارهایی مانند آنچه با روح‌الله زم انجام شد یادآوری می‌گردد که از خارج کشور با ابزارها و شیوه‌های گوناگون ربوده شد به ایران آورده شد و پس از یک دوره محاکمه که استنادهایی هم به آن وارد است اعدام شد. آیا از این پس حاکمیت جمهوری اسلامی تغییر مسیر و شیوه داده‌ یا می‌‌دهد و به‌گونه‌ای دیگر عمل می‌کند؟

رییس‌جمهور در ابتدای سخن خویش وضعیت دشواری برای آن روزهای مملکت که خودش در جایگاه رییس‌جمهور نشست بیان می‌کند. اکنون رییس‌جمهور پیشین در دنیا نیست که بتواند از خودش دفاع و انتقادهای مطرح‌شده را برطرف کند یا به آنها پاسخ دهد اما آنچه رییس‌جمهور بیان کرده تقریبا قرار گرفتن کشور و حاکمیت در لبه پرتگاه است آن‌هم در مورد دولت و رییس‌جمهوری که در سال‌های فعالیتش همه درباره‌اش تمجید می‌گفتند و راهبردها و فعالیت‌هایش را می‌ستودند. اگر دولت مرحوم رییسی چنین وضعیت وخیم و نگران‌کننده‌ای را برای ایران پدید آورده بود، چرا همان موقع کسی زبان به انتقاد و بیان واقعیت‌ها باز نکرد؟

پزشکیان همچنین درباره صرفه‌جویی و تاثیر آن بر ذخیره دارایی‌های کشور که می‌توان آن را در امور دیگر صرف کرد صحبت می‌کند. کاملا قابل درک و طبیعی است که صرفه‌جویی در مصرف منابع همیشه باعث ذخیره دارایی‌ها می‌شود اما این دارایی‌های ذخیره‌شده، آیا صرف شهروندان ایرانی و توسعه کشور می‌شود؟ آیا شهروندان ایرانی می‌توانند مطمئن باشند که هر ریال ذخیره‌شده در توسعه کشور و بهبود زندگی شهروندان هزینه شود؟ در عین حال پزشکیان به تندروی‌ها اشاره و از آن گلایه می‌کند. برخی از این تندرویی که ماجراجویی علیه امنیت منطقه خلیج‌فارس و تحقق رویای نابودی ایالات متحده را تجویز و توصیه می‌کند هم‌اکنون در حال انتشار است. شهروندان ایرانی چگونه و چقدر می‌توانند مطمئن باشند که اگر در مصرف منابع کشور صرفه‌جویی کنند، دارایی ذخیره‌شده ناشی از این صرفه‌جویی برای اجرای آن ماجراجویی‌ها مصرف نمی‌شود؟

رییس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش  رقم‌سازی مخالفان خارج از کشور درخصوص کشته‌های حوادث دی‌ماه گذشته را نامردی و خیانت به ایران می‌داند و در این‌باره از تبدیل رقم حدود ۳‌هزار کشته به ۳۰ یا ۴۰‌هزار کشته و بیشتر که در برخی رسانه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی زبان منتشر شد از اعلام‌کنندگان ارقام می‌خواهد در مقابل رقم‌های گفته‌شده -همانند دولت- شماره ملی اعلام کنند. البته تعداد کشته‌شدگان در آن رویدادهای تلخ چندان مهم نیست چراکه پرسش اصلی آن است که کشته‌شدگان چرا، چگونه و توسط چه کسی کشته شده‌اند. آیا کشته شدن آنان، حق یا ناحق بوده و اگر ناحق بوده قرآن می‌فرماید که کشته شدن یک نفر به ناحق، مانند کشته شدن جمع زیادی است. رییس‌جمهور تنها گفت که وقتی شورش شروع شد امکان بازشناسی طرفداران حق و باطل وجود نداشت آیا این دلیل موجه و قابل‌قبولی است برای توجیه کشته‌شدن‌ هزاران نفر. رییس‌جمهور در این‌باره باید توضیح می‌داد که از تعداد کل کشته‌شده در آن حوادث، چه تعداد توسط عوامل حکومتی آسیب‌ دیده یا کشته شده و آیا ایراد آسیب به آنها، برابر معیارهای انسانی و دفاع مشروع نبوده است؟ رییس‌جمهور در حالی از مخالفان، ارائه کدملی کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه گذشته را مطالبه می‌کند که جمهوری اسلامی اصولا مرجع مستقل و بین‌المللی برای انجام تحقیق درباره این حادثه را نه می‌پذیرد و نه خواهد پذیرفت. آیا چشم‌اندازی وجود دارد که نماینده یا نمایندگان یک مرجع مستقل مانند شورای حقوق بشر ملل متحد یا نماینده سازمان همکاری‌های اسلامی به ایران بیایند، درباره این موضوع تحقیقات مستقلی انجام دهند و نتایج آن را منتشر کنند؟ همانطور که مقامات کشورمان هیچ‌گاه فرستاده ویژه شورای حقوق بشر ملل متحد درباره ایران را به درون کشور راه ندادند و با او همکاری نکردند اکنون نیز هیچ چشم‌اندازی وجود ندارد که ایران، با کمیته ویژه بررسی حوادث دی‌ماه -در صورت تشکیل از جانب یک مرجع بین‌المللی- همکاری و زمینه تحقیقات را برای ایشان مهیا کند. در این صورت چگونه پزشکیان از طرف‌های منتقد جمهوری اسلامی مطالبه ارائه کدملی کشته‌شدگان را می‌نماید؟ آیا اصولا قابل تصور است که همین فعالان سیاسی داخل کشور کمیته‌ مستقل تحقیق ایجاد و راه‌اندازی کنند و ادعاها یا گفته‌های مقامات رسمی جمهوری اسلامی را به چالش و نقد بکشانند؟ سوابق رفتاری حاکمیت کشورمان در این حدود ۵۰سال اخیر نشان می‌دهد که هیچ شانسی در این‌باره وجود ندارد.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار