نیاز و آرزو در تعارض با واقعیت

محمدصادق جنان صفت
کدخبر: 626531

جنگ ۴۰‌روزه جمهوری اسلامی با دو کشور به هم سنجاق‌شده آمریکا و اسرائیل که از ۹اسفند سال گذشته شروع شد پیامدهای قابل اعتنایی در سیاست خارجی و نیز مناسبات داخلی در ایران داشته و هنوز زود است درباره همه پیامدها بتوان حساب و کتاب کارشناسانه کرد. یکی از پیامدهای سیاست خارجی در این جنگ که هنوز ادامه دارد مناسبات جمهوری اسلامی با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس است. واقعیت این است که جمهوری اسلامی با حمله به تاسیسات و پایگاه‌های آمریکا در این کشورها و عبور از خط قرمزهایی که به‌پا شده بود دیگر دست‌کم در کوتاه‌مدت نمی‌تواند روی دوستی و حتی بی‌طرفی عربستان، امارات متحده عربی‌، کویت‌، قطر‌، بحرین و حتی عمان حساب باز کند.

حمله‌های ایران به تلافی حمله‌های انجام‌شده از خاک این کشورها دوستی تازه برپا‌شده با عربستان را فرو ریخت و دوستی بیشتر با عمان و تا اندازه‌ای قطر مخدوش شد. اما عامل دوم و شاید مهم‌تر از جنگ انجام‌گرفته که باعث تیره‌تر شدن مناسبات با این کشورها شده راهبرد تازه جمهوری اسلامی برای مدیریت بر تنگه هرمز است. مدیران اداره‌کننده جنگ براساس برخی برآوردها باور کرده‌اند برپایی رژیم تازه از سوی جمهوری اسلامی بر رفت و آمد کشتی‌ها دو فایده برای کشور دارد؛ فایده اول و بزرگ‌تر این است که مدیریت بر این تنگه با راهبرد جدید یک عامل بازدارنده برای جمهوری اسلامی در منازعه با آمریکاست و به‌مثابه هرمز برای حمله به خاک ایران عمل می‌کند. فایده دوم این است که گرفتن نوعی مالیات یا حق نگهداری ایمن از این تنگه از کشتی‌های عبوری منبع درآمد مهمی خواهد بود.

درباره میزان درآمد دست‌یافتنی احتمالی از این تنگه عددهای پرشماری برآورد شده که برخی از آنها بیشتر افسانه است تا واقعیت. به‌طور مثال فواد ایزدی، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفته است‌: «طبق برآورد در طول چهارسال می‌توانیم از تنگه هرمز ۵۰۰‌میلیارد‌دلار درآمد کسب کنیم که چند برابر فروش نفت ما در این مدت است.» حسین شریعتمداری، مدیرمسوول کیهان نیز با تاکید بر اینکه نباید تنگه هرمز باز شود، تاکید کرده است تنگه هرمز می‌تواند ۹۰میلیارد‌دلار برای ما درآمد داشته باشد.

در برابر این درآمدهای برآوردی اما حسن مرادی، استاد حقوق انرژی دانشگاه تهران گفته که درآمد کانال پاناما برای سال۲۰۲۶ حدود ۲/۵‌میلیارد دلار و درآمد کانال سوئز برای مصر حدود ۲/۷‌میلیارد دلار پیش‌بینی شده است. این در حالی است که ترکیه از تنگه‌های بسفر و داردانل در سال۲۰۲۴ تنها ۲۲۷‌میلیون دلار درآمد داشته است. این ارقام نشان می‌دهد که رسیدن به درآمدهای ۱۰۰‌میلیارد‌دلاری که در برخی محافل داخلی برای هرمز مطرح می‌کنند‌، نیازمند بازنگری جدی در مدل‌های اقتصادی و حقوقی است .

یادمان باشد نیازها و آرزوها برای کسب درآمد احتمالی از تنگه هرمز را جانشین واقعیت‌ها نکرده و برای درآمدهایی که نامشخص است کشور را با خطرهای ناشناس روبه‌‌رو نکنیم. اغراق در بازنمایی اعداد در این‌باره بعدها بومرنگ شده و به سوی کسانی برمی‌گردد که این عددهای بهت‌برانگیز را گفته‌اند. مردم می‌پرسند این درآمدها چه شد؟

آخرین اخبار