فراموششدهای به اسم سرمایهگذاری
این روزها خبرها و گزارشها و نوشتهها در جمهوری اسلامی زیر استیلای بدون چون و چرا درباره جنگ، آتشبس، مذاکره، تنگه هرمز و پیامدهای این مسائل است. شهروندان بیتاب شده و میخواهند بدانند این وضعیت ناراحتکننده که زندگی و کسبوکار آنها را بیشکل و بیفایده کرده و معیشت را در منگنه قرارداده است چه زمانی عادی میشود. رسانههای حکومتی که سلطه بیحد و مرز بر جریان خبری و تحلیل داخل دارند کوشش میکنند با نشان دادن دستاوردهای جنگ مثل اینکه ابهت آمریکا شکست، ایران قدرت جهانی شد و اینکه باید کاری کرد دشمن دیگر به فکر تجاوز به ما نباشد به شهروندان نوید روزهای خوب میدهند اما درباره پایان جنگ و عادی شدن اقتصاد و زندگی مردم چیزی نمیگویند. چیزی که این روزها در نوشتهها و گفتههای مدیران و ادارهکنندگان جنگ جایش به شدت خالی است آینده برخی متغیرهای کلان اقتصادی است که بدون بهبود وضعیت آنها حتی در صورت پایان پیروزمندانه جنگ از نظر جمهوری اسلامی داستان رشد اقتصادی و رهاشدن کشور از رشدهای منفی و رشدهای پرنوسان و نیز رشدهای با شتاب پایین است.
تجربه نشان میدهد در همه سالهای پس از ۱۳۹۰ میانگین رشد اقتصاد ایران با در نظر گرفتن رشد پیشبینیشده ۵/۶درصد منفی برای امسال نزدیک به صفر بوده است. معنای رشد صفر در اقتصاد این است که در ۱۵سال تازهسپریشده با وجود میانگین رشد ۵/۱درصدی در سال، ایرانیان سال به سال فقیرتر و بر شمار فقرا افزوده شده است. از سوی دیگر در همین مدت رقبای منطقهای ایران مثل عربستان و ترکیه و حتی امارات متحده عربی و در دیگر نقاط جهان کشورهایی مثل مالزی و اندونزی از ایران جلو زده و فاصله درآمد سرانهشان با درآمد ایرانیان دیگر پرشدنی نیست.
در این روزها و هفتهها بحثهای کارشناسی درباره ضرورت رشد تولید ناخالص داخلی و راههای رسیدن به رشد پایدار و عبور دادن ایران از تله فقر دائمی فراموش شده است. کسی در این وانفسا از اینکه موجودی سرمایه در ایران روندی کاهنده را تجربه میکند و سرمایهگذاری تازه اتفاق نمیافتد سخن نمیگوید و نمینویسد. این روزها درباره اینکه برای برپاسازی فولاد و پتروشیمی و نفت و گاز با وجودی که موجودی سرمایه آنها با خطر روبهرو شده چیزی گفته نمیشود. کاهش موجودی سرمایه در بخش نفت و گاز دو دوره مشخص داشته که دوره پس از انقلاب تا پایان جنگ و از سال ۱۳۸۹ تاکنون را تجربه کرده است. در دوره جنگ کاهش موجودی سرمایه حدود ۱۹درصد بوده و در دوره اخیر به ۲۴درصد رسیده که حتی از دوره جنگ شدیدتر است. این روند ناشی از عدم سرمایهگذاری کافی است و پیامدهای بلندمدت برای این بخش دارد. کسی نمیپرسد برای اینکه صنعت ایران نیست و نابود نشود باید منابع ارزی و ریالی و سرمایه از کجا تامین شود.
در نبود سرمایهگذاری فراموششده که بزرگ است حتی در شرایط صلح نیز نمیتوان امیدوار بود که مردم از فقر رها شوند.
