روایت جهان‌ صنعت از شرایط کسب‌وکارهای کوچک:

«نه جنگ، نه صلح» تولید را تعدیل‌گر می‌کند

سارا اصغری
کدخبر: 650199
در شرایط مبهم «نه جنگ و نه صلح» که کشور با آن دست‌به‌گریبان است، واحدهای تولیدی کوچک با تورم فزاینده و رکود تقاضا در بازار دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افزایش هزینه‌های سربار، کاهش توان خرید مردم و فقدان چشم‌انداز روشن برای آینده، مدیران این واحدها را به‌سمت تعدیل نیرو و انفعال سوق داده است.
«نه جنگ، نه صلح» تولید را تعدیل‌گر می‌کند

سارا اصغری – در شرایط مبهم «نه جنگ و نه صلح» که کشور با آن دست‌به‌گریبان است، واحدهای تولیدی کوچک با تورم فزاینده و رکود تقاضا در بازار دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افزایش هزینه‌های سربار، کاهش توان خرید مردم و فقدان چشم‌انداز روشن برای آینده، مدیران این واحدها را به‌سمت تعدیل نیرو و انفعال سوق داده است. درهمین‎حال، کارشناسان بر لزوم ایجاد شبکه‌های ارتباطی میان بنگاه‌های کوچک و بزرگ صنعتی و تقویت تاب‌آوری در برابر شوک‌های اقتصادی تاکید دارند و خروج تدریجی کسب‌وکارهای خرد از بازار را هشداری جدی برای اشتغال کشور می‌دانند.

پیش‌شرط اساسی هر اقتصاد پویا، ثبات و آرامش است

رضا امین‌فر، کارشناس اقتصادی در گفت‌وگو با روزنامه «جهان‌صنعت» به تشریح چالش‌های پیش‌روی تولید و اشتغال در کشور پرداخت و بر لزوم بازنگری در نگاه به واحدهای کوچک و متوسط به‌عنوان موتور محرکه اقتصاد تاکید کرد.

او در ابتدای سخنان خود بااشاره به اصول بنیادین علم اقتصاد، خاطرنشان کرد که یکی از مهم‌ترین ارکان برای رشد و شکوفایی در هر کشوری، داشتن شرایطی باثبات و قابل‌پیش‌بینی است. به‌گفته وی، ثبات به‌معنای نبود نوسانات شدید قیمتی، شفافیت در قوانین و مقررات و امنیت نسبی برای سرمایه‌گذاری است، چراکه تنها در سایه چنین فضایی است که تولیدکنندگان و فعالان کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند بدون دغدغه‌های روزمره ناشی از تغییرات ناگهانی سیاست‌ها و قیمت‌ها، به فعالیت مستمر خود ادامه دهند و برای توسعه برنامه‌ریزی کنند.

بلاتکلیفی در شرایط «نه جنگ، نه صلح»؛ آفت بزرگ تولید

امین‌فر با آسیب‌شناسی دقیق وضعیت کنونی کشور، به یک معضل کلیدی اشاره کرد و گفت: متاسفانه امروز در شرایطی قرار داریم که می‌توان آن را «نه جنگ و نه صلح» تعبیر کرد. این ابهام و ‌هاله‌ای از عدم‌قطعیت، بزرگ‌ترین سم برای روحیه سرمایه‌گذاری است.

وی در تشریح این وضعیت افزود: در چنین فضای مبهمی، طبیعتا تولیدکننده دچار سردرگمی و بلاتکلیفی عمیقی می‌شود، چراکه نمی‌تواند افق روشنی برای تامین مواد اولیه، قیمت تمام‌شده یا حتی بازار فروش محصولات خود ترسیم کند.

ازهمین‌رو، غریزه حفظ سرمایه، بسیاری از آنها را به‌سمت انفعال سوق می‌دهد و ترجیح می‌دهند دست نگه دارند و هیچ اقدام توسعه‌ای یا حتی فعالیتی نداشته باشند. متاسفانه در چنین انفعالی، نخستین و سریع‌ترین راهکاری که به ذهن مدیران می‌رسد، تعدیل نیروی انسانی است تا از این طریق بتوانند تاحدودی هزینه‌های جاری خود را کاهش دهند. این تصمیم هرچند برای بقای آن واحد ضروری به‌نظر می‌رسد اما در مقیاس کلان، تاثیری مخرب بر سطح اشتغال کشور می‌گذارد و به معضل بیکاری دامن می‌زند.

معضل دوگانه تورم افسارگسیخته در کنار رکود تقاضا

این کارشناس اقتصادی در ادامه با ترسیم دقیق‌تری از وضعیت معیشتی و تولیدی، به تشریح پارادوکس حاکم بر بازار پرداخت و عنوان کرد: کسب‌وکارها امروز از یک‌سو با تورم افسارگسیخته‌ای مواجهند که هزینه‌های سربار، مواد اولیه و دستمزدها را به‌طورمداوم و سرسام‌آور افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، گرفتار رکود عمیق تقاضا شده‌اند.

به‌بیان‌ساده‌تر، هزینه‌ها سر به فلک کشیده اما توان خرید مردم چنان کاهش یافته که بازار با کسادی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. چنین شرایط رکود تورمی (هزینه بالا و فروش پایین) می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به واحدهای کوچک وارد کند؛ واحدهایی که ذخیره مالی و بنیه اقتصادی لازم برای تاب‌آوری در برابر چنین طوفانی را ندارند و به‌سرعت در معرض ورشکستگی قرار می‌گیرند.

چرخش از تهدید به فرصت با اتصال به زنجیره بزرگ‌تر

با این وجود، امین‌فر نگاه خود را به کلی بدبینانه ندانست و بر وجود روزنه‌های امید بر کشیدن فرصت‌ها از دل تهدیدها تاکید کرد. وی در این رابطه اظهار کرد: در دل همین شرایط دشوار، فرصت‌هایی نهفته است که واحدهای کوچک می‌توانند با خلاقیت و چابکی از آنها بهره ببرند. به‌اعتقاد وی، راه نجات این واحدها در انزوا و لاک دفاعی نیست بلکه در «اتصال هوشمندانه» به زنجیره ارزش واحدهای بزرگ‌تر و مادر صنعتی است. او توضیح داد: اگر یک کارگاه کوچک بتواند به‌عنوان تامین‌کننده قطعه یا مواد اولیه، یا ارائه‌دهنده خدمات تخصصی به یک مجموعه بزرگ صنعتی درآید، در واقع جای خود را در بازار تثبیت کرده و از پناهگاه امن قراردادهای پایدار بهره‌مند می‌شود. این همگرایی،  یک بازی بردـ برد است، چراکه واحد بزرگ نیز با حمایت از این شبکه‌های پشتیبان، علاوه بر کاهش هزینه‌های سربار خود، به پایداری اکوسیستم اطرافش کمک می‌کند اما تحقق این امر مستلزم آن است که مدیران واحدهای کوچک از لاک سنتی خارج شده و با نگاهی نوآورانه، تهدیدهای فعلی را به پل‌هایی برای رشد تبدیل کنند.

تاب‌آوری؛ کلید طلایی بقا در بازار

این کارشناس ارشد اقتصادی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید ویژه‌ای بر مفهوم تاب‌آوری، آن را عاملی حیاتی برای بقای کسب‌وکارها در شرایط کنونی دانست. امین‌فر در ادامه خاطرنشان کرد: در این برهه حساس، تاب‌آوری از هر عامل دیگری اهمیت بیشتری دارد. تاب‌آوری به‌معنای توانایی سازگاری با شوک‌ها و بازگشت به حالت تعادل است. واحدهای کوچک باید با تعامل سازنده با بخش‌های بزرگ‌تر و استفاده از ظرفیت‌های خالی خود، بتوانند سهمی از بازار را از آن خود کنند. واحدهای بزرگ‌تر نیز در این میان نقش پررنگی دارند و می‌توانند با عقد قراردادهای بلندمدت، تامین نقدینگی یا ارائه مشاوره مدیریتی، زمینه را برای افزایش تاب‌آوری همکاران کوچک‌تر خود فراهم آورند.

هشدار در مورد خروج واحدها از صحنه تولید

با این حال، امین‌فر به یک روند نگران‌کننده اشاره کرد و گفت: نکته کلیدی این است که واحدهای کوچک نباید صحنه تولید را خالی کنند اما متاسفانه آنچه این روزها به‌وضوح مشاهده می‌کنیم، خروج تدریجی این واحدها از چرخه تولید است، چراکه ریسک‌پذیری و قدرت تحمل فشارهای اقتصادی را ندارند. وی تصریح کرد: اگر این روند ادامه یابد، نه‌تنها سرمایه‌های خرد از بین می‌رود بلکه بافت اشتغال کشور دچار فرسایش شدیدی می‌شود که جبران آن در آینده بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر خواهد بود. به‌گفته وی، نجات اقتصاد کنونی در گرو ایجاد امنیت روانی و اقتصادی برای همین واحدهای به‌ظاهر کوچکی است که در واقع ستون‌های‌فقرات اشتغال و تولید ملی به‌شمار می‌روند.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار