موازنه جدید قدرت در خاورمیانه
محمدرضا ستاری – فیصل بنفرحان وزیر خارجه عربستان روز گذشته راهی پکن شد تا با مقامات ارشد این کشور دیدار کند. این دیدار در حالی اهمیت دارد که وزیر خارجه سعودیها برای نخستینبار پس از جنگ آمریکا علیه ایران وارد پکن میشود. در همین رابطه طی بیانیه مشترکی که صادر شده چینیها تصریح کردند که عربستان شریک استراتژیک ماست و پکن بهدنبال آن است که بهقابل اعتمادترین متحد ریاض تبدیل شود.
ازسویدیگر این سفر در شرایطی انجام میشود که اختلافات ریاض و واشنگتن در برخی موضوعات منطقهای افزایش یافته و تاخیر در بازگشایی تنگههرمز همچنان روند حملونقل دریایی و صادرات نفت بزرگترین صادرکننده نفت جهان را با اختلال مواجه کرده است.
اهمیت این سفر
چین درسالهای اخیر تلاش کرده، نقش خود را در خاورمیانه گسترش دهد و روابطش را بهویژه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس تقویت کند بهطوریکه شورا و پکن چندین سال است که درحال مذاکره برای دستیابی بهیک توافق تجارت آزاد هستند. علاوهبراین طبق گزارشی که المانیتور منتشر کرده عربستان و چین در حوزههای مختلف روابط نزدیک و گستردهای دارند و مقامات دوکشور بهطور منظم دیدارهای دوجانبه برگزار میکنند. بهعنوان مثال در ۸مارس ژای جون، فرستاده ویژه چین در امور خاورمیانه در چارچوب سفر بهکشورهای حاشیه خلیجفارس بهعربستان سفر کرد که هدف اینسفر میانجیگری برای پایاندادن بهجنگ ایران عنوان شده بود. نکته مهم در این رابطه آن است که عربستان درطول این جنگ همواره بر ضرورت کاهش تنش تاکید کرده و گزارشهایی نیز از اختلافنظر این کشور با دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا منتشر شده است.بهعنوان مثال روزنامه نیویورکتایمز در ماهمه گزارش داد که عربستان اجازه استفاده از پایگاههای نظامی و حریم هوایی خود را برای اجرای عملیات آمریکایی که باهدف اسکورت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز طراحی شده بود صادر نکرده است. خبرگزاری فرانسه هفته گذشته گزارش داد که ریاض درحال برنامهریزی برای میزبانی مذاکرات آشتی میان کشورهای حاشیه خلیجفارس و ایران است. گفتنی است که در مارس۲۰۲۳ نیز چین نقش میانجی را در توافق تاریخی عادیسازی روابط میان ریاض و تهران ایفا کرد.
تاثیر جنگ بر بازار نفت
بهگفته ناظران، جنگ اخیر و بستهشدن تنگههرمز تاثیر قابلتوجهی بر عرضه جهانی نفت گذاشته و موجب افزایش شدید قیمت نفت در بازارهای بینالمللی شده است.
ازمنظر اقتصادی عربستانسعودی یکی از بزرگترین تامینکنندگان نفت خام چین بهشمار میرود. براساس برآوردهای مرکز تجارت بینالمللی (International Trade Centre) چین در سال۲۰۲۵ حدود ۷۸میلیونتن نفت خام از عربستان وارد کرده که معادل حدود ۱۴درصد از کل واردات نفت این کشور بوده است.
با این حال خبرگزاری رویترز بهنقل از منابع بازار در ۱۱ژوئن گزارش داد که صادرات نفت شرکت آرامکوی عربستان بهچین در ماه جولای احتمالا در پایینترین سطح نزدیک بهرکوردهای اخیر باقی خواهد ماند و بهحدود ۱۲میلیونبشکه خواهد رسید درحالیکه این رقم در ماهژوئن بین۱۳تا۱۶میلیونبشکه در ماهمه بین ۱۸تا۲۰میلیونبشکه و پیش از آغاز جنگ ماهانه حدود ۴۰تا۵۰میلیونبشکه بود.
چین علاوهبر روابط گسترده با عربستان یکیاز مهمترین شرکای اقتصادی ایران نیز محسوب میشود و بزرگترین خریدار نفت ایران در جهان است.
براساس گزارش کمیسیون بررسی روابط اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین حدود ۹۰درصد از صادرات نفت ایران بهمقصد چین انجام میشود. پکن درطول جنگ بهصورت علنی خواستار خویشتنداری همه طرفها و حلوفصل اختلافات ازطریق مذاکره میان ایران و آمریکا شده و همزمان تلاش کرده روابط راهبردی خود با تهران را نیز حفظ کند.
اتحاد استراتژیک جدید
درهمینرابطه بهگفته کارشناسان سفر وزیر خارجه عربستان بهپکن بخشی از بازآرایی موازنه قدرت در خاورمیانه پس از جنگ ۴۰روزه است؛ امری که نشان میدهد چین بهتدریج درحال تبدیلشدن از یکبازیگر صرفا اقتصادی بهیک قدرت سیاسی تاثیرگذار در منطقه است. درواقع بیانیه چین که در آن پکن عربستان را شریک راهبردی خود توصیف کرده و بر تبدیلشدن بهقابل اعتمادترین شریک ریاض تاکید میکند نشاندهنده آن است که چین قصد دارد جایگاه خود را درمعادلات خلیجفارس بهسطحی فراتر از همکاریهای تجاری ارتقا دهد.
بنابراین از منظر استراتژیک اینسفر در زمانی انجام میشود که روابط ریاض و واشنگتن وارد مرحلهای پیچیده شده و اختلافنظر دوکشور درباره نحوه مدیریت بحران منطقه مخالفت عربستان با استفاده آمریکا از پایگاهها و حریم هوایی این کشور در جریان عملیات نظامی مرتبط با تنگه هرمز و تلاش ریاض برای ایفای نقش میانجی میان ایران و کشورهای عربی همگی نشان میدهد که عربستان دیگر تمایلی ندارد سیاست خارجی خود را صرفا در چارچوب اولویتهای امنیتی ایالات متحده تنظیم کند. ریاض اکنون درحال دنبالکردن سیاست تنوعبخشی بهشرکای راهبردی است تا ضمن حفظ روابط امنیتی با آمریکا وابستگی سنتی خود بهواشنگتن را کاهش داده و همزمان همکاریهای سیاسی، اقتصادی و فناورانه با چین را توسعه میدهد.
ازسویدیگر چین نیز انگیزههای روشنی برای تعمیق روابط با عربستان دارد. بهعنوان مثال امنیت انرژی همچنان مهمترین اولویت پکن است و عربستان یکی از بزرگترین تامینکنندگان نفت چین محسوب میشود. با این حال اهمیت این روابط تنها بهواردات نفت محدود نیست زیرا بحران تنگه هرمز نشان داد که هرگونه بیثباتی در خلیجفارس مستقیما امنیت انرژی و رشد اقتصادی چین را تهدید میکند. ازاینرو پکن تلاش میکند علاوهبر حفظ روابط راهبردی با ایران، روابط خود با عربستان و سایر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را نیز بهسطحی ارتقا دهد که بتواند در آینده نقش یک تضمینکننده ثبات منطقهای را ایفا کند.
موضوع مهم دیگر، تلاش چین برای حفظ توازن در روابط با تهران و ریاض است. در واقع برخلاف رویکرد سنتی آمریکا که عمدتا بر ایجاد ائتلافهای امنیتی مبتنی بر تقابل استوار بوده، چین سیاستی مبتنی بر موازنهسازی همزمان را دنبال میکند. میانجیگری موفق پکن در عادیسازی روابط ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ و همچنین حمایت از گفتوگوهای منطقهای در جریان جنگ اخیر، نشان میدهد که چین ثبات منطقه را پیششرط تامین منافع اقتصادی و راهبردی خود میداند. در واقع، پکن تلاش میکند بدون قرار گرفتن در یک جبهه علیه طرف دیگر، هم بزرگترین خریدار نفت ایران باقی بماند و هم روابط راهبردی خود با بزرگترین صادرکننده نفت جهان را گسترش دهد.
به همین دلیل است که برای ایران، این تحولات هم فرصت و هم چالش ایجاد میکند. از یک سو، افزایش نقش چین در منطقه میتواند بهکاهش انحصار آمریکا در ترتیبات امنیتی خلیجفارس و تقویت سازوکارهای دیپلماتیک کمک کند. از سوی دیگر، گسترش همکاریهای راهبردی پکن و ریاض نشان میدهد که چین در سیاست منطقهای خود صرفا بر ایران تکیه نخواهد کرد و تلاش میکند میان همه بازیگران اصلی منطقه موازنه برقرار کند. بنابراین تهران نباید روابط راهبردی با چین را بهعنوان یک اتحاد انحصاری تلقی کند بلکه باید با تقویت جایگاه اقتصادی، افزایش ظرفیتهای ترانزیتی، توسعه همکاریهای انرژی و گسترش دیپلماسی منطقهای موقعیت خود را در معادلات جدید خاورمیانه تثبیت کند.
درهمینرابطه است که میتوان سفر وزیر خارجه عربستان بهپکن را باید نشانهای از شکلگیری نظم جدیدی در خلیجفارس دانست؛ نظمی که در آن چین بهدنبال ایفای نقشی فعالتر در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه است و کشورهای عربی نیز در تلاش هستند با متنوعسازی شرکای راهبردی خود ضمن حفظ روابط با آمریکا از ظرفیتهای قدرتهای نوظهور برای افزایش استقلال عمل و ارتقای جایگاه ژئوپلیتیکی خود بهره ببرند.
در نتیجه این روند رقابت قدرتهای بزرگ در خاورمیانه را وارد مرحلهای جدید خواهد کرد که موفقیت هربازیگر بیشاز هرچیز بهتوانایی آن در ایجاد توازن میان امنیت، اقتصاد و دیپلماسی بستگی خواهد داشت.
