جهان صنعت شرایط تامین کالاهای اساسی در شرایط جنگی را بررسی کرد:

ماموریت مهم دولت

گروه بازرگانی و کشاورزی
کدخبر: 615893
اگرچه افزایش تقاضای احتیاطی در برخی شهرها به‌ویژه تهران مشاهده شده است اما اتکا به ذخایر پیش‌بینی‌شده و مدیریت نسبی عرضه تا حد زیادی مانع از شکل‌گیری کمبود جدی شده است.
ماموریت مهم دولت

جهان صنعت- بازار کالاهای اساسی در شرایط تنش و نااطمینانی اقتصادی، نخستین جایی است که فشارهای روانی و واقعی بحران در آن نمایان می‌شود. در چنین وضعیتی مهم‌ترین ماموریت دولت نه‌تنها تامین ذخایر کافی بلکه مدیریت هوشمندانه توزیع و کنترل انتظارات جامعه است.

تجربه روزهای اخیر نشان می‌دهد اگرچه افزایش تقاضای احتیاطی در برخی شهرها به‌ویژه تهران مشاهده شده است اما اتکا به ذخایر پیش‌بینی‌شده و مدیریت نسبی عرضه تا حد زیادی مانع از شکل‌گیری کمبود جدی شده؛ مساله‌ای که در صورت طولانی‌شدن درگیری‌ها، بیش از هر زمان دیگری به کارآمدی سیاست‌های دولت در تامین و توزیع کالاهای اساسی گره خواهد خورد. مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی در این باره گفت‌وگویی با «جهان‌صنعت» داشته است که در ادامه می‌خوانید.

عملکرد دولت در زمینه کنترل قیمت‌ها و حفظ چرخه عرضه کالا تا به اینجای جنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نسبت به شرایطی که اکنون وجود دارد، به نظر من وضعیت تا اینجا خوب بوده و شاید حتی بتوان گفت خیلی خوب بوده است. در شرایط جنگی با این سطح از فراگیری، معمولا در بسیاری از کشورها وضعیت بسیار آشفته‌تر از چیزی است که اکنون مشاهده می‌کنیم. با این حال باید توجه داشت که ایران بیش از ۴۰ سال است با چنین شرایطی تا حدی انس گرفته و دولتمردان و سازوکارهای مدیریتی کشور نیز در این مدت تجربه‌هایی به دست آورده‌اند.

به اعتقاد من دولت‌ها از سال‌ها قبل معمولا برای چند ماه آینده ذخایر عمومی در نظر می‌گرفتند. البته ممکن است قیمت برخی کالاها افزایش یافته باشد اما قاعدتا برای دو تا سه ماه آینده با کمبود جدی مواجه نخواهیم بود. این موضوع را می‌دانم که نه فقط این دولت بلکه دولت‌های قبلی نیز برای شرایط بحرانی معمولا ذخایری برای چند ماه آینده پیش‌بینی و تامین می‌کردند.

با این حال اکنون شاید مهم‌تر از خودِ ذخایر، نحوه توزیع آنها باشد به‌ویژه با توجه به حجم جابه‌جایی جمعیتی که بین شهرهای مختلف رخ داده و مهاجرت‌هایی که از برخی شهرها به شهرهای دیگر صورت گرفته است. بنابراین لازم است برنامه‌ریزی شود تا در شهرها یا مناطقی که جمعیت مهاجر بیشتری وارد شده، به اندازه کافی آذوقه و کالاهای ضروری منتقل شود.

 بر طبق مشاهدات میدانی در برخی شهر‌ها خصوصا تهران بعضی کالاها کمیاب یا گران شده است. دلیل این موضوع چیست؟

اگر در تهران برخی کالاها کمیاب‌تر یا گران‌تر شده‌اند، احتمالا به دلیل تمرکز بیشتر حملات در این شهر است. همین مساله باعث شده تقاضاهای احتیاطی یا تقاضای اضافی از سوی کسانی که در تهران مانده‌اند افزایش پیدا کند.

در شهرهای دیگر چنین گزارش‌هایی کمتر دیده می‌شود و تغییرات قابل‌توجهی در کمبود یا افزایش قیمت کالاها گزارش نشده است. بنابراین به نظر می‌رسد با توجه به شرایط فعلی، هم نحوه توزیع کالا در شهرهای مبدا و مقصد جابه‌جایی جمعیت نسبتا مناسب بوده و هم مدیریت قیمت‌ها تا حدی انجام شده است.

البته این کنترل لزوما به معنای مداخله رسمی دولت در قیمت‌ها نیست بلکه مدیریت ذخایر و عرضه کالاها باعث شده نگرانی‌های ناشی از جنگ به افزایش شدید قیمت یا کمیابی کالاها منجر نشود.

از سوی دیگر یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد و آن رفتار مردم است. در حال حاضر مردم هجوم گسترده‌ای برای خرید نکرده‌اند و تقاضای خود را بیش از حد افزایش نداده‌اند. به نظر می‌رسد این تصور در جامعه شکل گرفته که حملات بیشتر متوجه زیرساخت‌های نظامی است و به زیرساخت‌های اقتصادی و زندگی عادی مردم آسیب جدی وارد نمی‌کند.

البته اگر خدای‌ نکرده جهت حملات تغییر کند و به‌سمت صنایع یا مراکز تولیدی برود، ممکن است شرایط متفاوت شود؛ هرچند امیدواریم چنین اتفاقی رخ ندهد.

گفتید برای دو تا سه ماه آینده ذخایر وجود دارد. اگر درگیری طولانی‌تر از انتظار شود و چند ماه ادامه پیدا کند، دولت برای کنترل بازار چه اقداماتی باید انجام دهد؟ آیا همین ذخیره‌سازی کافی است؟

اگر دولت یا حاکمیت پیش‌بینی کند که شرایط ممکن است بیش از مدت ذخایر فعلی ادامه پیدا کند، باید براساس اطلاعاتی که در اختیار دارد برای دوره‌های طولانی‌تر برنامه‌ریزی کند.

حتی اگر جنگ هم ادامه پیدا نکند اما تحریم‌ها برداشته نشوند و شرایط اقتصادی تغییر نکند، باز هم باید برای چند ماه آینده آمادگی وجود داشته باشد. در اینجا مساله به عواملی مانند وضعیت خلیج‌فارس و امکان تردد کشتی‌ها و تجارت دریایی نیز بستگی دارد.

در حال حاضر برخی کشورهای عربی منطقه علاوه بر نگرانی درباره صادرات نفت خود، از بابت واردات کالاهای اساسی نیز با دغدغه‌هایی روبه‌رو هستند. اگر شرایط خلیج‌فارس دچار اختلال شود، ممکن است برای ایران نیز در آینده مشکلاتی ایجاد شود؛ مگر اینکه کشور بتواند از مسیرهای زمینی و مرزهای دیگر بخشی از نیازهای خود را تامین کند، هرچند این مسیرها هم محدودیت‌هایی دارند.

بنابراین اگر درگیری بیش از دو یا سه ماه ادامه پیدا کند و همزمان در خلیج‌فارس نیز با محدودیت‌هایی مواجه شویم، احتمالا کل کشور با مشکلات بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

 اگر بخواهیم اولویت‌های دولت برای کنترل بازار در این شرایط را به صورت مشخص بیان کنیم، این اولویت‌ها چه هستند؟

اولین مساله مدیریت شرایط روانی جامعه است. در حال حاضر فضای روانی جامعه خود یک متغیر بسیار فعال است که می‌تواند تقاضا را کم یا زیاد کند. بنابراین دولت باید انتظارات مردم نسبت به آینده را مدیریت کند. اهمیت این موضوع کمتر از مدیریت بخش واقعی اقتصاد نیست.

در بخش واقعی اقتصاد نیز طبیعتا تامین مایحتاج اولیه و کالاهای اساسی مردم در اولویت قرار دارد. در کنار آن تامین سوخت و انرژی شامل بنزین، گاز، آب و سایر منابع انرژی نیز از اولویت‌های مهم است.

نکته دیگر این است که دولت باید اطلاعات دقیقی از شهرهای مبدا و مقصد جابه‌جایی جمعیت داشته باشد زیرا این جابه‌جایی‌ها همچنان ادامه دارد. این مساله کار را دشوار می‌کند اما اگر دستگاه‌های اجرایی پویایی لازم را داشته باشند، می‌توانند کمک کنند تا کمترین آسیب از این جابه‌جایی‌ها به نظام توزیع کالا وارد شود.

 در حال حاضر بسیاری از بنگاه‌ها به‌ویژه در تهران فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. آیا این توقف تولید می‌تواند باعث نگرانی درباره اختلال در زنجیره عرضه شود؟

متاسفانه بخشی از کسب‌وکارها دچار مشکل شده‌اند اما به نظر می‌رسد در حال حاضر بخش‌های تولیدی صنعتی و کشاورزی به اندازه بخش مصرف آسیب ندیده‌اند. آنچه بیشتر آسیب دیده، کسب‌وکارهای کوچک هستند که اصولا همواره آسیب‌پذیرتر بوده‌اند.

در چند سال اخیر نیز اقتصاد کشور با رکود تورمی مواجه بوده و همین مساله فشار بیشتری بر این کسب‌وکارها وارد کرده است. به‌ویژه کسب‌وکارهایی که وابسته به اینترنت هستند و بخش قابل‌توجهی از فعالیت اقتصادی و اشتغال در حوزه خدمات را تشکیل می‌دهند.

در دو دهه اخیر اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای آنلاین رشد زیادی داشته‌اند و بخش مهمی از اشتغال به‌خصوص برای افراد تحصیلکرده، در همین حوزه شکل گرفته است. قطع یا محدود شدن اینترنت در دوره‌های مختلف، از جمله در اعتراضات گذشته و نیز در هفته‌های اخیر باعث شده این کسب‌وکارها با مشکلات جدی روبه‌رو شوند.

البته تا حدی با ایجاد زیرساخت‌هایی مانند اینترنت داخلی برای برخی خدمات و کسب‌وکارهای داخلی مانند تاکسی‌های اینترنتی یا شرکت‌های هواپیمایی، بخشی از مشکل حل شده است. اما اگر شرایط بحرانی‌تر شود و همین زیرساخت‌ها هم با اختلال مواجه شوند، بخش‌های بیشتری از اقتصاد دیجیتال دچار مشکل خواهند شد.

از طرف دیگر بسیاری از این کسب‌وکارها ارتباطات بین‌المللی دارند و درآمدشان وابسته به همین ارتباطات است. اگر این محدودیت‌ها تکرار شود، ممکن است برخی از این شرکت‌ها مانند موجی که در گذشته شاهد بودیم فعالیت خود را به خارج از کشور منتقل کنند که برای اقتصاد کشور اتفاق بسیار نامطلوبی است. در غیر این صورت نیز ممکن است بخشی از نیروی انسانی این حوزه بیکار شوند یا تغییر شغل بدهند که این موضوع به‌ویژه برای اشتغال نیروهای تحصیلکرده آسیب‌زا خواهد بود.

 اگر بخواهیم در پایان یک جمع‌بندی کلی از شرایط حاضر داشته باشیم، جمع‌بندی شما چیست؟

به طور کلی به نظر من تا اینجا مدیریت تامین نیازهای مردم با توجه به شرایط فعلی نسبتا خوب انجام شده است. همچنین با وجود جابه‌جایی جمعیت بین شهرهای مختلف، توزیع کالاها نیز تا حد قابل قبولی مدیریت شده است.

با این حال درباره آینده نمی‌توان با قطعیت سخن گفت. اگر جنگ ادامه پیدا کند، باید دید دولت تا چه اندازه می‌تواند همین روند را حفظ و مدیریت کند. درنهایت همه چیز به شرایطی بستگی دارد که در ادامه پیش خواهد آمد.

آخرین اخبار