چشم انداز تاریک معیشت
جهان صنعت– اینروزها قدمگذاشتن بهبازار و فروشگاههای تهران دل شیر میخواهد! شهر پر از چهرههای ناامیدی است که میدانند دیگر از اینجای داستان بههیچ عنوان نمیتوانند دخل را با خرج تطبیق دهند و دیگر نای ادامهدادن ندارند.
کسی پیدا نمیشود که ادعا کند تا پیش از شروع جنگ تحمیلی مردم در وضعیت معیشتی خوبی بهسر میبردند؛ اینجمله مستقیم خود رییسجمهور است که گفته بود «ما روی طلا خوابیدیم و گرسنه هستیم!». در همان زمان هم وضعیت بهجایی رسیده بود که عملا بسیاری از خانوادهها دیگر توان تامین مایحتاج اولیه خود را هم نداشتند و آمار هم اینگواه را تایید میکنند.
نگاهی بهآمار
امروز سرانه مصرف لبنیات ایران در خوش بینانهترین حالت ممکن ۵۰کیلوگرم است. در سال۱۳۸۹سرانه مصرف لبنیات ایران به۱۳۰کیلوگرم رسیده بود اما با افزایش شدید قیمت لبنیات دهکهای یکتا۵ یعنی حدود ۴۰تا۴۵میلیوننفر از جامعه دیگر قدرت خرید لبنیات ندارند. از سمت دیگر مصرف سرانه لبنیات در کشور تنها یکچهارم میانگین جهانی است و پایینبودن توان مالی مردم موجب شده بخشی از تولیدات لبنی بهسمت صادرات هدایت شود.
بسیاری از آمارها تاییدی بر اینموضوع است که از سال۱۳۹۰تاسال۱۴۰۳ مصرف کالاهای پرکالری نظیر لبنیات، گوشت قرمز و برنج روند کاهشی را تجربه کرده و از سال۱۳۹۷ مصرف ایناقلام بهطور میانگین ۵۰درصد افت داشته است. مصرف سالانه گوشت قرمز برای هر خانوار طی سالهای۱۳۹۰تا۱۳۹۶ بهطور میانگین برابر با ۱۲کیلوگرم بوده که با افتی شدید بهمیانگین ۶کیلوگرم طی سالهای۱۳۹۷تا۱۴۰۳ رسیده و وضعیت در۱۴۰۴ بهمراتب بسیار بغرنجتر هم شده است. درنظر داشته باشید که اینتصویر ترسناک محدود بهدوران پیشاجنگ و عملا پیشا سررسیدن موج اصلی گرانیهاست!
چشمانداز نه چندان امیدوارکننده
بسیاری از کالاهای سبد خرید که تا پیش از اینحتی در میان هزینههای روزمره خانوار بهحساب نمیآمدند با افزایش قیمتی که داشتند اینروزها وجودشان درکنار سفره در حال تبدیل بهآرزوهای محال است. مگر چند خانواده ایرانی از پس نوشابه ۱۱۱هزارتومانی درکنار سفره شان بر میآیند؟ مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی دراینباره به«جهانصنعت» گفت: متاسفانه باید بگویم اگر روند بههمین شکل ادامه پیدا کند شرایط از اینهم بدتر خواهد شد. بخشی از اینوضعیت بهتبعات ناشی از جنگ و انتظارات باقیمانده از شرایط فعلی برمیگردد. چون هنوز مشکل بهطور کامل حل نشده هر روز تهدیدهایی مطرح میشود و درمقابل اعلامهایی صورت میگیرد که خود اینموضوع التهاب را در جامعه بیشتر میکند.
وی ادامه داد: در چنین فضایی سرمایهگذار رغبتی بهسرمایهگذاری ندارد، تولیدکننده تمایلی بهخرید مواد اولیه برای افزایش تولید نشان نمیدهد یا اگر خریدی انجام داده ترجیح میدهد کالا را انبار کرده و بعدا با قیمت بالاتر عرضه کند. از سوی دیگر مصرفکننده نیز بهدلیل انتظارات منفی که هر روز بهاو القا میشود هر میزان پولی که بهدستش میرسد صرف خریدهای احتیاطی در حوزه نیازهای اولیه میکند و طبیعتا بهسمت نیازهای ثانویه یا کالاهای لوکس نمیرود.
تمرکز تقاضا بر کالاهای اساسی و ضروری
این کارشناس مسائل اقتصادی افزود: در نتیجه فشار تقاضا عمدتا بر کالاهای اساسی و ضروری متمرکز شده و از سوی دیگر سرمایهگذاری نیز انجام نمیشود. البته بخش قابلتوجهی از اینشرایط ناشی از بیتدبیریهایی است که از سال۹۷ بهبعد باید مدیریت میشد. در آن مقطع لازم بود سیاستهای متناسب با شرایط جنگی اتخاذ شود چراکه تحریمهایی که طی اینهفتسال اعمال شده تفاوت چندانی نکرده است. جالب اینکه اخیرا یکی از افرادی که در اینسالها تلاش میکرد شرایط را عادی جلوه دهد و نسخههای مبتنی بر اقتصاد عادی اروپا ازجمله آزادسازیها را تجویز میکرد در تلویزیون حاضر شده و اکنون از غیرعادی بودن شرایط سخن میگوید.
وی در پاسخ بهاین پرسش که دولت چه اقداماتی باید انجام دهد گفت: دولت باید حضور فعالتری در بازار و اقتصاد داشته باشد. لازم است بسترهای سرمایهگذاری را فراهم کند، نیازهای سرمایهگذاران را برطرف کرده، بهآنها تسهیلات ارائه دهد و مشکلاتشان را حل کند؛ اقداماتی که تا حدی نیز در حال انجام بوده اما نکته مهم ایناست که بخش قابلتوجهی از مشکلات ناشی از نبود تصمیمگیری نیست. چه ایندولت و چه دولتهای دیگر ممکن است تصمیمات خوبی اتخاذ کنند اما بوروکراسی ناکارآمد و قوانین متناقض که ریشه در ضعفهای ساختاری نظام اداری، اجرایی و مدیریتی دارد مانع اجرای موثر اینتصمیمات میشود. اینمشکلات حاصل شیوههای نادرست در انتخاب و انتصاب مدیران و کارکنان بوده که براساس شایستگی نبوده است. بههمین دلیل حتی بهترین تصمیمات نیز بهدرستی اجرا نمیشوند و حتی درصورت وجود منابع مالی باز هم اجرای مناسبی صورت نمیگیرد.
چالش زیرساختها و اینترنت
این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: برای نمونه در موضوع پرداخت یارانهها شاهد هستیم که زیرساختهایی مانند سیستم اینترنت با مشکل مواجهند. تجربیات شخصی من و اطرافیانم نشان میدهد که در ثبت اطلاعات حذف برخی افراد یا بروز خطاهای دیگر مشکلاتی وجود داشته است. بنابراین تاکید من ایناست که نظام اداری، اجرایی و حکمرانی باید مبتنی بر نیروهای متخصص و باانگیزه باشد. درحالیکه در بسیاری از موارد انتخابها برمبنای معیارهای غیرتخصصی صورت گرفته و اکنون آثار آن نمایان شده است. همانطورکه عرض کردم حتی تصمیمات درست باوجود منابع و بودجه بهخوبی اجرا نمیشوند. وی افزود: درمجموع دولت باید همین اقداماتی را که آغاز کرده با تمرکز و جدیت بیشتری ادامه دهد. بااینحال باید توجه داشت که منابع درآمدی دولت نیز محدود است. اگر دولت بخواهد هم از سرمایهگذاران حمایت، هم خسارات ناشی از جنگ را جبران و هم بهمصرفکنندگان کمک کند از یکسو میتواند از ابزار مالیاتی بهره بگیرد اما از سوی دیگر ایناقدام موجب کاهش درآمدهایش خواهد شد و توان حمایتیاش را محدود میکند. اینمساله بهویژه در شرایطی که محدودیتهایی مانند محاصره دریایی ادامه داشته باشد و امکان دسترسی بهدرآمدهای نفتی کاهش یابد، تشدید خواهد شد.
راهکار اصلی چیست
افقه ادامه داد: راهکار اصلی ایناست که اینشرایط بهطور ریشهای حل شود و پس از آن بهتدریج بهسمت حکمرانی مطلوب حرکت کنیم. شاید همین تحولات و شرایط جنگی زمینهای فراهم کند تا در نظام اداره کشور بهویژه در حوزه انتخاب و انتصاب مدیران و کارکنان تنگنظریها کنار گذاشته شود و از ظرفیت نیروهای شایسته، باانگیزه، دلسوز و وطندوست بهره گرفته شود تا در آینده با چنین مشکلاتی کمتر مواجه باشیم.وی در ارزیابی وضعیت معیشتی مردم گفت: براساس آمارهای وزارت کار حدود ششدهک جامعه زیر خط فقر قرار دارند. در حالی که در سالهای ابتدایی دولت روحانی آمارها شرایط متفاوتی را نشان میداد اما طی هشتسال گذشته بهویژه با تشدید تحریمها و تصمیماتی مانند حذف ارز۴هزارو۲۰۰ در سالهای۱۴۰۰یا۱۴۰۱ شوک تورمی شدیدی بهکالاهای اساسی وارد شد و نرخ تورم در اینبخش بهحدود ۷۰درصد رسید. باوجود هشدارهایی که در آن زمان دادند اینسیاست اجرا و متاسفانه در مقاطع بعدی نیز تکرار شد.
وضعیت دهکهای زیر خطر فقر
افقه ادامه داد: در حال حاضر بهنظر میرسد تعداد دهکهای زیر خط فقر به هفت یا حتی هشتدهک رسیده باشد و حدود سهتاچهاردهک پایین جامعه در وضعیت فقر شدید قرار داشته باشند؛ بهگونهای که حتی تامین حداقل نیازهای غذایی نیز برای آنها دشوار شده است. پرداخت یارانهها شاید در یکیدوماه ابتدایی تا حدی اثر جبرانی داشته اما همانطورکه قابل پیشبینی بود سرعت افزایش تورم بهمراتب بیشتر از رشد یارانهها و کوپنها بوده و درنتیجه روند کلی همچنان منفی است. افقه درباره احتمال وقوع جنگ و چشمانداز اینموضوع گفت: اگر روند بههمین شکل ادامه پیدا کند یعنی محاصره ادامه داشته باشد و ما نتوانیم نفت بفروشیم یا حتی اگر بتوانیم نفت بفروشیم اما امکان انتقال منابع مالی آن را نداشته باشیم یا با مشکلاتی در اینزمینه مواجه شویم طبیعتا همین میزان حمایت هم که اکنون انجام میشود دشوارتر خواهد شد. وی ادامه داد: پیش از آنکه موضوع افزایش یارانهها مطرح شود گفته بودم که حتی از دوره احمدینژاد و بعد از آن هم در دوره رییسی تاکید داشتم که یارانهها معمولا یکبار افزایش پیدا میکنند اما تورم بهصورت مستمر ادامه دارد. در حال حاضر دولت تصمیم گرفته که میزان یارانه را متناسب با نرخ تورم افزایش دهد اما اگر جنگ ادامه پیدا کند و ما با محدودیتهای درآمدی مواجه شویم بهویژه در شرایطی که اینمحاصره استمرار داشته باشد احتمالا دولت نتواند آنگونهکه مدنظر دارد اینسیاستها را بهطور کامل اجرا کند. در نتیجه فشار بیشتری بهمعیشت مردم وارد خواهد شد و بهاحتمال زیاد تعداد بیشتری از افراد بهزیر خط فقر سقوط خواهند کرد.
