گزارش میدانی جهان صنعت از گرانی افسارگسیخته در فروشگاه‌های سراسر کشور:

معیشت برباد رفته!

احسان کاظمی
کدخبر: 624328
گرانی افسارگسیخته و بیکاری گسترده معیشت مردم را به بحران جدی کشانده و بازارهای پوشاک، مواد غذایی و رستوران‌ها به شدت دچار رکود و ورشکستگی شده‌اند.
معیشت برباد رفته!

احسان کاظمی- حدود ۲۰روز از آتش‌بس شکننده میان ایران و ایالات متحده می‌گذرد. آمار‌های رسمی میزان افراد بیکار شده در این مدت را یک میلیون نفر تخمین می‌زنند و این در حالی است که آنچه در جامعه و دور و اطرافمان می‌بینیم، خبر از آماری بسیار بغرنج‌تر از اینها می‌دهد. در میان سیل عظیم بیکاران و تعدیلی‌ها، عاملی که وضعیت را ترسناک‌تر از آنچه هست می‌کند وضعیت عجیب قیمت‌ها در بازار کالاست؛ نرخ‌های ترسناکی که تا همین چندماه گذشته هم باورپذیر نبودند و این روز‌ها رنگ واقعیت به خود گرفته‌اند.

اقتصاد ایران نخستین ماه سال جدید را با ثبت رکورد‌های تازه تورمی پشت‌سر گذاشته و  تازه‌ترین آمار‌های رسمی بانک مرکزی، تصویری ترسناک از از مسیر تورم در کشور ارائه می‌دهند. نرخ تورم ۱۲‌ماهه منتهی به فروردین‌۱۴۰۵ با رشد چشمگیر، به ۶/۵۰‌درصد رسیده؛ رقمی که نسبت‌به تورم سالانه اسفندماه یعنی ۳/۴۸‌درصد، افزایش قابل‌توجهی داشته است. شاخص تورم ماهانه فروردین نسبت به اسفند ۷‌درصد اعلام شده؛ عددی که بیش از دو برابر تورم ماهانه ۳‌درصدی اسفندماه است.

بررسی اجزای این شاخص نیز حکایت از شکافی بزرگ میان کالا و خدمات دارد: تورم ماهانه بخش کالا ۵/۹‌درصد و در بخش خدمات ۸/۳‌درصد ثبت شده است. این تفاوت در عمل نشان می‌دهد فشار تورمی اخیر بیش از هر چیز از مسیر گرانی کالا‌های مصرفی، کالا‌های بادوام و کالا‌های واسطه‌ای به اقتصاد و معیشت مردم منتقل شده است. شاید قابل‌تامل‌ترین آمار منتشرشده، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه فروردین باشد؛ شاخصی که افزایش قیمت‌ها در فروردین امسال را نسبت به ماه مشابه سال قبل اندازه‌گیری می‌کند. طبق اعلام بانک مرکزی، این نرخ به ۶۷‌درصد رسیده و در بخش کالا‌ها از مرز ۷/۹۵‌درصد گذشته که عملا رکورد تازه و ترسناکی را در این بخش رقم می‌زند.

دخلی که با خرج نمی‌خواند!

بر کسی پوشیده نیست که معیشت خانوار تا پیش از شروع جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان نیز با هیچ متر و معیاری اوضاع خوبی را از سر نمی‌گذراند. سال‌ها تحریم، همانطور که انتظارش می‌رفت اثر خود را تمام و کمال گذاشته بود و کشور با ناترازی‌های گوناگون مالی و انرژی دست و پنجه نرم می‌کرد. البته چندین و چند مساله در ماه‌های منتهی به پایان سال گذشته در این مساله نقش گسترده‌ای ایفا کردند که شاید مهم‌ترین آنها، موضوع تک‌نرخی شدن ارز بود.

تصمیمی که طی یک شب ضربه مهلکی به سبد خرید خانوار وارد کرد و برخلاف گفته‌های مسوولان، طرح کالابرگ نیز نتوانست عواقب آن را کامل پوشش دهد. لازم به ذکر است که گرانی‌ها به هیچ عنوان محدود به بازار کالاهای اساسی و خوراک نبوده و تمام ابعاد زندگی مردم را در بر گرفته است؛ از لوازم خانگی گرفته تا پوشاک و محصولات بهداشتی.

آمار‌های گوناگون از کاهش مصرف صرانه پروتئین و لبنیات کشور گرفته تا ورشکستگی رستوران‌ها به خوبی وضعیت نامطلوب معیشت در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد. با این وجود به نظر می‌رسد تمام این موارد نسبت به تورمی که در روز‌های پس از جنگ گریبان مردم را گرفته، ناچیز بوده است! خبرنگار «جهان‌صنعت» در گزارش میدانی زیر بخشی از این آشفتگی ترسناک در بازار را گزارش می‌دهد.

رکود ترسناک در بازار پوشاک

مهم‌ترین نکته‌ای که در بسیاری از نقاط شهر که تا پیش از این محل خرید و فروش بودند به چشم می‌خورد، تعطیلی بسیاری از مغازه‌ها است. برای مثال فاصله چهارراه سرسبز تا میدان نبوت، همواره یکی از مکان‌های شلوغ و پرشور و حال تهران در حوزه پوشاک و‌… بوده است حتی در روز‌های وسط هفته نیز مانند تعطیلات رسمی است! یکی از فروشندگان پوشاک در این‌باره به خبرنگار‌‌ «جهان‌صنعت» گفت: از زمان آتش‌بس، فروش عملا به یک دهم زمان قبل از جنگ رسیده است! مشخص است که وقتی مردم برای تهیه قوت روزانه خود با مشکل مواجه هستند دیگر کسی به سراغ خرید پوشاک و لباس نمی‌آید. از سمت دیگر ما عملا شلوغ‌ترین روز‌های سال گذشته یعنی خرید شب عید را از دست داده‌ایم و همین قضیه یکی از مهم‌ترین دلایل ورشکستگی دسته به دسته صنف ماست. وی ادامه داد: از سمت دیگر این روز‌ها مهم ترین دغدغه ما و دیگر اصناف این است که جنس را با چه قیمتی بفروشیم که بتوانیم دوباره جنس بیاوریم! در حال حاضر بر فرض مثال اگر من یک جنس را ۵۰۰‌هزارتومان بفروشم باید ۷۰۰‌هزارتومان هزینه کنم تا آن را دوباره بخرم! بدیهی است که در چنین شرایطی منطقی‌تر است مغازه‌ام را تا روشن شدن تکلیف بازار ببندم تا دست‌کم سرمایه‌ام حفظ شود.

ترس مردم از پرسیدن قیمت مواد غذایی

چهارراه مولوی تهران از دیرباز یکی از بورس‌های مهم مواد غذایی کشور بوده است؛ اوضاع زمانی ترسناک می‌شود که به آنجا سر می‌زنیم و می‌بینیم که سر فروشندگان و مغازه‌داران به شکل باورنکردنی خلوت است! یکی از فروشندگان مواد غذایی در این‌باره گفت: پر بی‌راه نیست که بگوییم زمان جنگ به علت‌ نگرانی‌های مردم و شاید بحث عید، رونق کسب‌و‌کار بسیار بیشتر از بعد از آتش‌بس بود. از سمت دیگر جهش قیمت‌ها آنقدر غیرمنطقی بوده است که من دیگر بسیاری از کالاها را ترجیح می‌دهم برای خانه خودمان هم نگیرم! مشخص است که وقتی مشتری برای خرید یک نوشابه خانواده باید ۱۱۱‌هزارتومان هزینه کند، ترجیح می‌دهد پولش را در جیبش بگذارد و به جای نوشابه آب بخورد! یا پدری که برای خرید یک تنقلات ساده مانند چیپس و پفک برای کودکش به مغازه می‌آید، مشخص است که از شنیدن قیمت ساده ترین چیپس که قیمتش به ۷۰‌هزارتومان رسیده شوکه می‌شود! وی ادامه داد: حقیقتا به‌عنوان کاسب، بسیاری اوقات رویم نمی‌شود که قیمت را به مشتری بگویم و شاهد نگاه ماتم گرفته‌اش باشم. تا پیش از جنگ نیز وضعیت همین بود اما دست‌کم چرخ کار نرمک نرمک می‌چرخید اما این روز‌ها به نظر می‌رسد این چرخ به طور کلی متلاشی شده است! یکی از اقشاری که این روز‌ها با بالا پایین شدن قیمت مواد غذایی در برزخ مانده صنف رستوران‌داران است. مشخص است که با بدتر شدن اوضاع اقتصادی، مردم پیش از هر چیز از تفریحاتشان می‌زنند.

چنانچه در سال‌های گذشته دیدیم کم‌کم چند شب در میان رستوران رفتن به یک شب در هفته و سپس یک شب در ماه تبدیل شد؛ البته لازم به ذکر است که همین یک شب در ماه هم برای بسیاری از مردم آرزو شده است.

ورشکستگی دسته به دسته رستوران‌ها

فروشنده یک رستوران فست‌فود واقع در فلکه دوم تهرانپاس درباره وضعیت این روزهای بازار کارشان گفت: این روز‌ها شنیدن خبر تعطیلی کافه و رستوران همکارانمان تبدیل به یکی از روتین‌های روزمره‌مان شده است؛ اگر سری به فست‌فود‌های بزرگ تهران بزنید می‌بینید که دیگر خبری از آن صف‌های سرگیجه‌آور جلوی درب مغازه‌شان نیست. برخی نقاط تهران مانند بلوار اندرزگو یا ۳۰‌تیر بودند که مهم نبود وضعیت چگونه است یا چه تایمی از هفته باشد، همیشه مشتری خود را داشتند اما این روزها می‌بینیم که عملا بسیاری از آنها به فکر جمع کردن رستوران‌ها و غذاخوری‌های خود هستند. وی افزود: افزایش قیمت مواد اولیه و دیگر مواد خوراکی در روز‌های پس از جنگ عملا کمر این صنف را شکسته است. برای حفظ حاشیه سود خود چاره‌ای نداریم جز اینکه یک پیتزای ساده را دست‌کم ۴۰۰ هزارتومان به مشتری بدهیم. از شما می‌پرسم چند‌درصد از مردم جامعه می‌توانند برای خرید یک پیتزا ۴۰۰ هزارتومان هزینه کنند؟ این تازه برای یک نفر است! تا آنجا که اطلاع دارم رستوران‌های سنتی، وضعیت بدتری هم به خاطر گرانی برنج دارند و عملا بسیاری‌شان در خطر ورشکستگی کامل هستند. صنف رستوران‌داران و کافه داران عملا چند ماه پایانی سال گذشته و زمان جنگ را از جیب خوردند و همین الان هم عملا بسیاریشان ورشکسته هستند. لازم به ذکر است که این تازه وضعیت تهران است و شهرستان‌ها اوضاعی به مراتب بدتر هم دارند.

برزخ بی‌پایان صاحبان مشاغل

داده‌های یکی از معروف‌ترین پلتفرم‌های کاریابی نشان می‌دهد در تاریخ ۵اردیبهشت‌ماه‌۱۴۰۵ بیش از ۳۱۸هزار رزومه توسط کارجویان در این پلتفرم ارسال شده است؛ رقمی که افزایش ۵۰‌درصدی نسبت به بیشترین میزان ارسال رزومه روزانه ثبت‌شده در این پلتفرم را تا به امروز نشان می‌دهد. آمار آگهی‌های استخدامی منتشرشده در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است. مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که بازار کار با عدم تعادل روبه‌رو است. همین موضوع مهر تاییدی بر ورشکستگی دسته به دسته بسیاری از مشاغل و تعدیل گسترده نیروی کار است.  در چنین شرایطی مشخصا بزرگ ترین آفت بازار کار، عدم اطمینان نسبت به آینده است؛ وضعیتی که صاحبان مشاغل را با یک برزخ بزرگ مواجه کرده است که نمی‌دانند باید برای چه آماده شوند. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد مهم‌ترین اقدام روشن کردن هرچه سریع‌تر آینده برای آنها باشد و دستگاه دیپلماسی کشور همواره باید آن را در نظر داشته باشد.

آخرین اخبار