غبارروبی از ایران خسته
گردوغبار غلیظ جنگ بر جان و تن ایران تنیده و با پرشمارتر شدن روزهای آتشبس از غلظت آن کاستهشده و با این غبارروبی ناگزیر رخدادهای پنهانشده آشکار میشوند. تورم شتابان در بهار امسال که بهطور میانگین در فصل نخست سال به ۷درصد رسیده بخشی از چیزی است که با آمارهای رسمی از آنها پردهبرداری میشود. رشد منفی بدون بخش نفت یکی دیگر از رخدادهایی است که از گردوغبار رها شده و شوربختانه بهچشم میآید. از دست رفتن ترابری و لجستیک تجارت خارجی که بهرشد سرسامآور هزینه واردات منجرشده بازهم با غبارروبی ناگزیر از پرده برون افتاده است. تازهترین آمارها اما درباره مشارکت اقتصادی شهروندان است. در شرایط فعلی مردان هر شغلی را بهدلیل نانآور بودن انجام میدهند اما زنان چنین وضعیت سختی را قبول ندارند. نرخ مشارکت زنان طی یکسال با کاهش ۵درصدی از میزان ۱۷درصد بهمیزان وحشتناک ۱۲درصد رسیده که برای یک اقتصاد بزرگ یک فاجعه محسوب میشود.
کاهش نرخ مشارکت مردان از ۴۰درصد به ۳۸درصد نیز شرایط را بدتر میکند. نتایج کاهش نرخ مشارکت اقتصادی در اقتصاد امروز ایران این است که همهروزه جوانانی دیده میشوند که با وجود پایان تحصیل خود، هیچ شغلی متناسب با شأن خودشان در بازار کار نمییابند و بهدستمزدهای زیر ۳۰میلیون تومان لبخند تلخ میزنند. از سوی دیگر زنانی را بهویژه در شهرستانهای کوچک میبینیم که وقتی با پیشنهاد مزد ۱۰میلیونتومانی مواجه میشوند، ترجیح میدهند که در منزل پدر یا شوهر به بیکاری و خانهداری ادامه دهند. روندهای موجود نشان میدهد با توجه به نبودن چشماندازی روشن نسبتبه آینده اقتصاد کشور به دلیل اینکه سیاست خارجی در بیمها و هراسهای برگشت جنگ است سرمایهگذاری به رشد منفی رسیده و راههای بستهشده سرمایهگذاری خارجی مزید بر علت شده است.
اکنون شهروندان ایرانی که هر روز چشم به راه شنیدن خبرهایی از پیامدهای جنگ یکسالهاند و شوربختانه بیشتر خبرهایی که منتشر میشود نیز نامساعدند میخواهند ادارهکنندگان کشور به این بیندیشند که ادامه وضعیت نه جنگ، نه صلح روزگار را بدتر از پیش میکند. ادارهکنندگان کشور میتوانند به ایستادگی جنگی در برابر دو کشور بزرگ نظامی جهان افتخار کنند و از شهروندان نیز بخواهند این دستاورد را محترم بدانند اما نباید انتظار داشته باشند شهروندان همه رنجها و دردهایی که در این مدت کشیده و میکشند را بهفراموشی بسپارند.
ایرانیان حق دارند برای زندگی بهتر و روزگار خوشتر و افزایش رفاه مادی خود و خانواده و آیندهای روشن جامعهای بیتنش داشته باشند. زنان و دختران ایرانی حق دارند متناسب با کاری که میکنند مزد دریافت کنند و از کارهای سخت و کممزد دور شوند. تن خسته ایران و دردهای ایرانیان را نباید دستکم گرفت و بهامید مشمول مرور زمانشدن رها کرد. آمارهای ارائهشده در بالا که نمونهای از پیچیدگیهای سیاسی- اجتماعی است را بار دیگر مرور کنیم تا بفهمیم زیر پوست کشور چه میگذرد.
