شکاف میان متحدان استراتژیک
جهان صنعت – همزمان با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی بهبیروت و پاسخ موشکی ایران بهاین رژیم بسیاری از تحلیلها پیرامون دورنمای تداوم آتشبس و امکان شروع مجدد جنگ طی دوروز گذشته بوده است. در چنین شرایطی و درحالیکه نگرانیها از تشدید تنشها افزایش یافته بود روز گذشته دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا در پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال از اسرائیل و ایران خواست که فورا حملات را متوقف کنند. این درخواست درحالی مطرح شد که روز یکشنبه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برخلاف درخواست ترامپ برای خودداری از تشدید تنشها عمل کرد. درهمینراستا طبق گزارشی که اکسیوس منتشر کرده درگیریهای شب یکشنبه و صبح دوشنبه شدیدترین تشدید تنش از زمان برقراری آتشبس در ۸آوریل بهشمار میرود. این تحولات خطر فروپاشی مذاکرات میان دولت ترامپ و ایران را افزایش داده و احتمال بازگشت مستقیم آمریکا بهاین جنگ را مطرح کرده است.
در تازهترین تحولات نیروهای مسلح ایران روز دوشنبه اعلام کردند که عملیات نظامی خود را متوقف کرده اما هشدار دادند که درصورت ادامه تجاوزات ازجمله عملیات اسرائیل در جنوب لبنان اقدامات شدیدتر و کوبندهتری نسبتبه گذشته انجام خواهند داد. این در حالی است که یکی از مقامات ارتش صهیونیستی پیشتر در روز دوشنبه بهخبرنگاران گفته بود که این رژیم خود را برای چند روز درگیری و نبرد آماده میکند. ترامپ در گفتوگو با رسانه آکسیوس اعلام کرده بود که از نتانیاهو خواهد خواست از اقدام تلافیجویانه خودداری کند تا توافقی که درحال مذاکره با ایران است نابود نشود. اندکی بعد نیز او با نتانیاهو تماس گرفت و این پیام را مستقیما بهوی منتقل کرد. با این حال چند ساعت بعد نتانیاهو دستور حمله بهچندین هدف نظامی در ایران ازجمله در تهران را صادر کرد. در پاسخ ایران نیز موشکهای بیشتری را بهسوی اسرائیل ازجمله بهسمت تلآویو شلیک کرد.
پشت پرده ماجرا
طبق گزارش اکسیوس یک مقام آمریکایی اعلام کرد که تماس تلفنی میان ترامپ و نتانیاهو محترمانه بوده اما نتانیاهو با درخواست ترامپ مخالفت کرده است. این مقام آمریکایی گفت: بهنتانیاهو صراحتا گفته شد که این چرخه درگیری باید پایان یابد. آمریکا با این حملات موافقت نبوده و از آنها حمایت نکرده است. درحالیکه دومقام آمریکایی تاکید کردند ارتش آمریکا در حملات اسرائیل بهایران مشارکت نداشته است، یک مقام اسرائیلی اظهار داشت که آمریکا در رهگیری حملات موشکی ایران بهاسرائیل بهاین رژیم کمک کرده است. ترامپ مدعی شده که باوجود ازسرگیری درگیریها مذاکرات با ایران باید بهسرعت ادامه یابد مگر آنکه مسائلی مانع این روند شود. با این حال دوطرف دیگر این جنگ یعنی ایران و اسرائیل نسبتبه دستیابی بهتوافق و حلوفصل بحران خوشبینی بسیار کمتری از خود نشان دادند.
تعمیق شکاف آمریکا و اسرائیل
در همین رابطه تحولات اخیر میان ایران و اسرائیل و واکنشهای متفاوت واشنگتن و تلآویو بهاین بحران نشانهای مهم از ظهور شکافهای راهبردی میان آمریکا و اسرائیل است؛ شکافی که اگرچه بهمعنای فروپاشی اتحاد سنتی دوطرف نبوده اما بیانگر افزایش اختلافات بر سر نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای و آینده نظم امنیتی خاورمیانه است. اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر درخواست مستقیم از بنیامین نتانیاهو برای توقف حملات و جلوگیری از تشدید تنشها درکنار تصمیم نخستوزیر این رژیم برای نادیدهگرفتن این درخواست و ادامه عملیات نظامی علیه ایران نشان میدهد که سطحی از واگرایی عملیاتی و سیاسی میان دومتحد شکل گرفته است.
از منظر آمریکا اولویت اصلی در مقطع کنونی جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ مسیر مذاکرات با ایران است. واشنگتن بهخوبی آگاه است که ورود مجدد بهیک درگیری گسترده در غرب آسیا میتواند هزینههای سنگین اقتصادی، امنیتی و سیاسی برای آمریکا ایجاد کند. دولت ترامپ تلاش دارد ضمن حفظ فشار بر ایران از تبدیلشدن بحران بهیک جنگ فراگیر منطقهای جلوگیری کند زیرا چنین وضعیتی نهتنها امنیت نیروها و پایگاههای آمریکایی در منطقه را تهدید میکند بلکه تمرکز راهبردی آمریکا بر رقابت با چین و مدیریت بحرانهای دیگر جهانی را نیز مختل خواهد کرد.
درمقابل اسرائیل نگاه متفاوتی بهتحولات دارد. رهبران این رژیم معتقدند که فرصت کنونی برای افزایش فشار نظامی بر ایران نباید از دست برود و هرگونه آتشبس یا توافق سیاسی میتواند موجب بازسازی توانمندیهای ایران و متحدان منطقهای آن شود. بههمین دلیل تلآویو حاضر شده حتی دربرابر خواست صریح رییسجمهور آمریکا نیز مقاومت کند و عملیات نظامی خود را ادامه دهد. همین مساله نشان میدهد که در حوزه تاکتیکی و حتی بخشی از اهداف راهبردی فاصله میان دوطرف درحال افزایش است.
برای ایران این شکاف دارای اهمیت ویژهای است. در سالهای گذشته هماهنگی کامل واشنگتن و تلآویو یکی از چالشهای اصلی سیاست خارجی ایران محسوب میشد. اکنون نشانههایی از اختلاف در اولویتها و روشهای مواجهه با ایران مشاهده میشود. آمریکا بهدنبال مدیریت و کنترل بحران است در حالی که اسرائیل تمایل بیشتری بهتشدید و گسترش آن دارد.
این تفاوت رویکرد میتواند فضای مانور دیپلماتیک بیشتری برای تهران ایجاد کند و امکان بهرهگیری از ابزارهای سیاسی و مذاکراتی را افزایش دهد.
با این حال نباید این شکاف را بیش از حد بزرگ یا ساختاری تلقی کرد. آمریکا و اسرائیل همچنان در هدف کلان مهار قدرت منطقهای ایران اشتراک نظر دارند و همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و امنیتی میان آنها ادامه دارد. اختلاف موجود بیشتر بر سر زمانبندی، شدت اقدامات و شیوه تحقق اهداف مشترک است. از اینرو سیاستگذاران ایرانی باید ضمن بهرهبرداری از این واگرایی از تصور گسست کامل میان دوطرف پرهیز کنند.
بحران اخیر نشان میدهد که روابط آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای از تنشهای مدیریتی و اختلاف در محاسبات راهبردی شده است. هرچه اسرائیل بیشتر بهاقدامات یکجانبه روی آورد و آمریکا بیشتر بر مهار تنش و حفظ مسیر دیپلماسی تاکید کند شکاف میان دوطرف عمیقتر خواهد شد. برای ایران این وضعیت میتواند یک فرصت ژئوپلیتیکی مهم برای کاهش فشارهای بینالمللی، تقویت ابتکارهای دیپلماتیک و افزایش قدرت چانهزنی در معادلات منطقهای و بینالمللی فراهم آورد.
