تنگه هرمز ارزش ژئوپلیتیکی خود را از دست می‌دهد؟

شوک دوم هرمز

گروه انرژی
کدخبر: 641335
بازگشت تنش‌ها و تحریم‌ها در تنگه هرمز باعث افزایش ریسک بازار انرژی و نگرانی از اختلال در تامین نفت جهانی شده است.
شوک دوم هرمز

جهان صنعت- اعلام پایان تفاهم ایران و آمریکا، بازگشت تحریم‌های نفتی و وقوع حملات تازه به‌کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز کافی بود تا بازار انرژی بار دیگر خطر بسته‌شدن مهم‌ترین گذرگاه نفتی جهان را جدی بگیرد. قیمت نفت در واکنش اولیه بیش از ۵‌درصد افزایش یافت، بهای گاز اروپا جهش کرد و هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی بالا رفت؛ تحولاتی که نشان می‌دهد اقتصاد جهان پس از مصرف گسترده ذخایر راهبردی در جنگ چهارماهه این‌بار با شبکه ایمنی ضعیف‌تری دربرابر شوک جدید هرمز قرار دارد.

اظهارات دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا مبنی بر اینکه تفاهم با ایران تمام شده است، بازار نفت را از خوش‌بینی شکننده هفته‌های گذشته خارج کرد. نفت برنت پس از این اظهارات با رشد بیش از ۵‌درصدی به‌محدوده ۷۸دلار در هر بشکه رسید و وست‌تگزاس اینترمدیت نیز از ۷۴دلار عبور کرد. هرچند قیمت‌ها در ادامه معاملات نوسان داشتند جهت کلی بازار روشن بود: معامله‌گران بار دیگر احتمال تشدید درگیری، اختلال در صادرات کشورهای خلیج‌فارس و بسته‌شدن یا ناامن‌شدن تنگه هرمز را در قیمت‌ها لحاظ کردند.

اهمیت تحول اخیر تنها به‌افزایش چنددلاری قیمت نفت محدود نیست. بازار جهانی انرژی هنوز از پیامدهای جنگ قبلی عبور نکرده و ذخایر راهبردی کشورها که برای مهار جهش قیمت آزاد شده بود به‌طور محسوسی کاهش یافته است. درجریان اختلال قبلی جهان توانست بیش از یک‌میلیاردبشکه کاهش عرضه را با استفاده از ذخایر اضطراری، کاهش تقاضای آسیا و انتقال بخشی از صادرات عربستان و امارات از مسیرهای جایگزین مدیریت کند اما همین سازوکار دفاعی اکنون تضعیف شده و درصورت وقوع شوک دوم دولت‌ها فضای کمتری برای مداخله خواهند داشت.

درچنین‌شرایطی پایان آتش‌بس تنها یک تحول سیاسی نیست بلکه می‌تواند به‌نقطه آغاز دور تازه‌ای از تورم انرژی تبدیل شود؛ تورمی که از پمپ‌بنزین‌ها آغاز می‌شود به‌هزینه حمل‌ونقل، برق، محصولات پتروشیمی و کود شیمیایی سرایت می‌کند و درنهایت رشد اقتصاد جهانی را کاهش می‌دهد.

جهان بدون ضربه‌گیر نفتی

تنگه‌هرمز باریک‌ترین اما حساس‌ترین حلقه زنجیره تامین انرژی جهان است. روزانه حدود ۲۰‌میلیون‌بشکه نفت و فرآورده نفتی معادل نزدیک به‌یک‌پنجم مصرف جهانی از این مسیر عبور می‌کند. هرگونه اختلال پایدار در آن حتی اگر به‌بسته‌شدن کامل منجر نشود عرضه فیزیکی نفت را کاهش داده و هزینه عبور کشتی‌ها، بیمه جنگ، اجاره نفتکش و تامین مالی تجارت را افزایش می‌دهد.جنگ چهارماهه پیشین بزرگ‌ترین اختلال ثبت‌شده در تاریخ بازار انرژی را رقم زد و در شدیدترین مقطع کاهش عرضه روزانه به‌حدود ۱۴‌میلیون‌بشکه رسید. با این حال سناریوی کمبود فراگیر سوخت در اروپا و آسیا محقق نشد. عربستان و امارات بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لوله به‌دریای سرخ و بندر فجیره منتقل کردند، چین و سایر مصرف‌کنندگان آسیایی خرید خود را کاهش دادند و نزدیک به‌یک‌میلیارد بشکه از ذخایر راهبردی دولت‌ها وارد بازار شد.

چین در آغاز بحران حدود ۴/‏‏‏۱‌میلیارد بشکه ذخیره نفتی در اختیار داشت و توانست با مدیریت مصرف، رشد خودروهای برقی و کاهش فعالیت برخی واحدهای پتروشیمی فشار تقاضا را محدود کند. همزمان طرح آژانس بین‌المللی انرژی برای آزادسازی صدها‌میلیون بشکه ذخیره و تکرار ادعای قریب‌الوقوع‌بودن صلح مانع از شکل‌گیری موج گسترده خریدهای سفته‌بازانه شد اما آنچه در شوک قبلی بازار را نجات داد اکنون به‌پاشنه‌آشیل آن تبدیل شده است. ذخایر اضطراری با سرعتی بی‌سابقه تخلیه شده و جایگزینی آن در قیمت‌های فعلی ده‌ها‌میلیارد دلار هزینه دارد. برآوردها نشان می‌دهد پرکردن ذخایر تخلیه‌شده بیش‌از ۷۰‌میلیارد دلار منابع مالی نیاز دارد. علاوه‌برآن قیمت نفت برای تحویل در سال‌های۲۰۲۷و۲۰۲۸ که پیش از جنگ در محدوده ۶۳تا۶۴دلار قرار داشت اکنون به‌محدوده ۶۵تا۷۵دلار منتقل شده؛ نشانه‌ای از اینکه بازار، ریسک سیاسی و کمبود احتمالی عرضه را تنها یک اتفاق کوتاه‌مدت نمی‌داند.زیرساخت‌های انرژی آسیب‌دیده نیز به‌سرعت قابل احیا نیستند. حتی درصورت توقف دوباره درگیری‌ها، تعمیر پایانه‌ها، خطوط انتقال، تاسیسات فرآورش و ناوگان دریایی می‌تواند ماه‌ها یا سال‌ها زمان ببرد. به‌همین دلیل پایان آتش‌بس در شرایط فعلی به‌معنای بازگشت سریع بازار به‌نقطه آغاز نیست بلکه احتمالا دوره طولانی‌تری از نااطمینانی، نوسان قیمت و هزینه بالاتر حمل‌ونقل را در پی خواهد داشت.تصمیم اخیر آرامکو برای کاهش قیمت رسمی فروش نفت نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. برخلاف برخی تحلیل‌ها این اقدام الزاما آغاز یک جنگ قیمتی نیست. گزارش ایلنا نشان می‌دهد کاهش قیمت آرامکو بیشتر واکنشی به‌گره لجستیکی ایجادشده پس از بازگشایی هرمز و آزادشدن همزمان نفتکش‌ها و محموله‌های انباشته‌شده بوده است. در دوره بسته‌بودن تنگه نفت عربستان با پریمیومی حدود ۱۹تا۲۰دلار بالاتر از میانگین نفت دبی و عمان معامله می‌شد اما پس از بازگشایی مسیر و ورود حجم بالای عرضه آرامکو ناچار شد این مازاد قیمت را حذف کند تا خریداران سریع‌تر محموله‌ها را تحویل بگیرند و چرخه بازگشت نفتکش‌ها متوقف نشود. براساس این‌تحلیل ورود همزمان نفتکش‌های محبوس در خلیج‌فارس و آزادشدن بیش از ۵۰‌میلیون‌بشکه نفت شناور ایران بازار فیزیکی را با تراکم عرضه و کمبود ظرفیت تخلیه روبه‌رو کرد. کاهش قیمت آرامکو در چنین وضعیتی نه برای حذف رقبا بلکه برای جلوگیری از انباشت نفت و توقف تولید انجام شد. اکنون با بازگشت خطر درگیری همان شبکه حمل‌ونقل ممکن است این‌بار در جهت معکوس عمل کند یعنی نفتکش‌ها از ورود به‌منطقه خودداری کنند، نرخ کرایه بالا برود و حتی نفت موجود نیز امکان خروج از خلیج‌فارس را نداشته باشد.

بازگشت تحریم‌ها

پایان تفاهم ایران و آمریکا برای تهران نیز پیامدهای فوری دارد. لغو مجوز عمومی فروش نفت ایران و تعیین مهلت کوتاه برای پایان معاملات امید به‌افزایش صادرات رسمی و کاهش هزینه‌های تحریم را تضعیف کرده است. قرار بود در دوره آتش‌بس صادرات نفت ایران به‌بازارهای مختلف آزاد شود اما بازگشت محدودیت‌ها بار دیگر مسیر فروش را به‌شبکه‌های واسطه‌ای، انتقال کشتی‌به‌کشتی و بازار محدود چین وابسته می‌کند.

بازگشت تحریم‌ها قدرت چانه‌زنی ایران را در بازار کاهش می‌دهد. هرچند گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد در سال۲۰۲۵ دست‌کم ۱۵۴کشتی نفت یا میعانات ایران را به‌۱۹بندر در چین، مالزی، سنگاپور و امارات منتقل کردند تداوم صادرات به‌معنای بی‌هزینه‌بودن تحریم نیست. نفت ایران همچنان با تخفیف فروخته می‌شود، هزینه ناوگان سایه بالاست و دریافت پول آن با تاخیر و ریسک همراه می‌شود.

گزارش خروج شبانه دست‌کم ۱۰‌میلیون‌بشکه نفت خام و نفت کوره از ایران نیز نشان می‌دهد تهران احتمال بازگشت محاصره دریایی و محدودیت صادرات را جدی گرفته است. چنین صادرات شتاب‌زده‌ای ممکن است در کوتاه‌مدت درآمد ارزی ایجاد کند اما نمی‌تواند جایگزین بازار باثبات، قراردادهای بلندمدت و سرمایه‌گذاری خارجی شود. در سوی دیگر بسته‌شدن هرمز الزاما به‌معنای افزایش درآمد نفتی ایران نیست. ممکن است قیمت جهانی بالا برود اما اگر امکان صادرات کاهش یابد یا نفتکش‌ها حاضر به‌ورود به‌آب‌های منطقه نباشند ایران از رشد قیمت بهره چندانی نخواهد برد. درچنین‌شرایطی افزایش قیمت نفت بیشتر به‌سود تولیدکنندگانی خارج از خلیج‌فارس ازجمله آمریکا، برزیل، کانادا و برخی کشورهای آفریقایی خواهد بود.

بازار جهانی انرژی اکنون میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است: از یک‌سو ترس از بسته‌شدن هرمز و کاهش عرضه قیمت‌ها را بالا می‌برد و ازسوی‌دیگر ضعف رشد اقتصادی و گرانی انرژی تقاضا را محدود می‌کند. اگر تنش‌ها کوتاه‌مدت باشد ذخایر تجاری و افزایش تولید برخی کشورها می‌تواند بازار را آرام کند اما اگر ناامنی کشتیرانی ادامه یابد مساله اصلی دیگر میزان نفت موجود نخواهد بود بلکه امکان جابه‌جایی آن خواهد بود.

پایان تفاهم ایران و آمریکا بازار نفت را دقیقا در زمانی به‌نقطه بحران بازگردانده که ذخایر راهبردی کاهش یافته زیرساخت‌های منطقه هنوز به‌طور کامل ترمیم نشده و بازار گاز اروپا برای زمستان آماده می‌شود. در این وضعیت حتی بدون بسته‌شدن رسمی تنگه هرمز افزایش خطر حمله به‌کشتی‌ها می‌تواند همان اثر اقتصادی بسته‌شدن را ایجاد کند: کاهش عبور، افزایش بیمه، جهش کرایه و انتقال هزینه به‌مصرف‌کننده نهایی.

هرمز بار دیگر نشان داده که بازار انرژی تنها با تعداد بشکه‌های تولیدشده اداره نمی‌شود. امنیت مسیر، توان بیمه‌گری، ظرفیت ناوگان و اعتماد سیاسی به‌همان اندازه اهمیت دارد. جهانی که شوک قبلی را با مصرف ذخایر اضطراری پشت سر گذاشت این‌بار بی‌دفاع‌تر است و اگر راه دیپلماسی دوباره گشوده نشود هزینه پایان صلح از بازار نفت فراتر خواهد رفت و به‌زمستان اروپا، رشد آسیا و تورم جهانی سرایت خواهد کرد.

آخرین اخبار