سفری با دستاورد هیچ

نادر کریمی جونی
کدخبر: 627485

تصور نمی‌شود که کسی از احمقانه خواندن پاسخ ایران به ایالات‌متحده از جانب ترامپ، متعجب و شگفت‌زده شده باشد. به لحاظ راهبردی، تنها پاسخ قابل قبول برای دونالد ترامپ، پاسخی است که اسرائیل را راضی کند که این پاسخ البته شامل برچیدن همه مظاهر قدرت نظامی، راهبردی، جغرافیایی و ژئوپلیتیک ایران می‌شود. به این ترتیب ایران نه فقط باید فعالیت‌های هسته‌ای خود را برای مدت زمان طولانی منجمد کند بلکه باید ذخایر غنی‌سازی‌شده اورانیوم را هم به ایالات‌متحده تحویل دهد، محدودیت برد و توان موشکی را بپذیرد، به همکاری با گروه‌ها و جنبش‌های هوادارانش خاتمه دهد و از تسلط بر تنگه هرمز برای همیشه چشم‌پوشی کند. در این صورت عایدی ایران از این تسلیم در برابر شرایط ایالات‌متحده، بررسی کاهش تحریم‌هاست که آن‌هم ممکن است محقق نشود و دست آخر به تعهدات نقد و بازگشت‌ناپذیر ایران با دستاوردهای احتمالی که ممکن است اصلا به واقعیت نپیوندد، پاسخ داده خواهد شد.

روشن است که در تهران حتی ضعیف‌ترین مقامات کشور نیز این معامله را سراسر سود به نفع ایالات‌متحده و سراسر زیان علیه ایران ارزیابی می‌کنند و با همراهی ایران با ایالات‌متحده، در این نقطه موافق نیست.

در تحولی دیگر ترامپ کم‌کم چمدان‌های خود را به مقصد پکن می‌بندد. این سفر یک‌بار و در هنگام جنگ ایالات‌متحده با ایران، به تعویق افتاده بود و اکنون سفر به تعویق‌افتاده اجرا می‌شود. درباره این سفر، آمریکایی‌ها تبلیغات فراوانی کرده و چنین نمایش می‌دهند که گویی پس از پایان این سفر، چین نه فقط حمایت خود را از ایران قطع می‌کند بلکه به ایران فشار وارد می‌آورد که به مقاومت خود در مقابل خواست‌ها و اهداف ایالات‌متحده پایان دهد. در نتیجه چنین تصویرسازی می‌شود که قرار است چین ایران را با تایوان معامله کند. مقامات ایالات‌متحده و رسانه‌های هم‌سوی آنها وانمود می‌کنند که در سفر به پکن، دونالد ترامپ مقامات چینی را برای تنها گذاشتن ایران و روسیه تحت فشار قرار خواهد داد به نحوی که پکن راهی جز رعایت تحریم‌های ایالات‌متحده علیه ایران و روسیه نخواهد داشت. از این بابت است که دست‌کم روی کاغذ، مقامات آمریکایی امیدواری زیادی در مورد نتایج این سفر ایجاد کرده‌اند.

اما از نظر پکن، آمریکایی‌ها آنقدرها هم قابل‌اعتماد نیستند و دست‌کم در ماه‌های گذشته چه به واسطه فروش تسلیحات به تایوان و چه برگزاری مانورها و رزمایش‌های مشترک آمریکا- تایوان، واشنگتن به گونه‌ای عمل نکرده که تعبد چینی‌ها را به دنبال داشته باشد. چینی‌ها پنهان نمی‌کنند که در همکاری با ایران، نگاه راهبردی دارند و همان‌گونه که در وتوی پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی بحرین به شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان دادند، همکاری و اتحاد با ایران را حتی به همکاری با اعراب ثروتمند خلیج‌فارس ترجیح می‌دهند. چینی‌ها می‌دانند که در معادلات منطقه‌ای و ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و راهبردی، جایگاه ایران در خاورمیانه با جایگاه کشورهای نه‌چندان مهم حاشیه جنوبی خلیج‌فارس قابل‌مقایسه نیست. به ویژه پس از اعمال حاکمیت ایران در خلیج‌فارس و در دست گرفتن کنترل تنگه هرمز، دنیا دریافت که کشورمان در کنترل و اعمال حاکمیت بر یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان، جایگاهی بلامنازع و منحصربه‌فرد دارد. حال اگر پکن از هماهنگی، اتحاد و همکاری با این جایگاه منحصر‌به‌فرد چشم بپوشد و به آمریکا نزدیک شود، چه دستاوردی نصیبش می‌شود. آیا ایالات‌متحده تایوان را در سینی طلا به پکن تقدیم و به نفع پکن، رهبران و دولت فعلی تایوان را نابود می‌کند؟ حتما چنین رخدادی به واقعیت نخواهد پیوست. این مساله‌ای است که اتفاقا از نگاه رهبران پکن و از جمله رییس‌جمهور شی‌جین پینگ دور نمانده و هیچ‌گونه اعتمادی میان واشنگتن و پکن وجود ندارد.

در همین هفته‌های گذشته و در رویارویی کامل با ایالات‌متحده و همدستان آن در خاورمیانه، پکن به حمایت تمام‌عیار و کامل از ایران برخاسته و همکاری‌های متعدد و با محورها و موضوع‌های گوناگونی را با تهران سامان داده است. از جمله این حمایت‌ها، حمایت سیاسی بوده که در قالب وتوی پیشنهاد قطعنامه علیه ایران آشکار شد. در حمایت‌های اقتصادی پکن باوجود تمام تهدیدها و فشارهای ایالات متحده و اعراب خلیج فارس، همچنان به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد و به‌طور رسمی از تداوم همکاری تهران- پکن دفاع و دیگران را از ورود به این موضوع نهی کرده است.

در بعد همکاری‌های راهبردی هرچند گزارش‌های رسمی درباره این همکاری‌ها به‌ویژه در ایام جنگ رمضان وجود ندارد اما هم کارشناسان اسرائیلی و هم منابع آمریکایی می‌گویند که ماده اولیه سوخت موشک‌های ایران از مبدا چین به سوی ایران ارسال شده و علاوه بر آن چینی‌ها در کنار مسکو، امکان بهره‌برداری و دریافت تصاویر ماهواره‌ای از مناطق جنگی و هدف را برای نظامیان ایرانی فراهم کردند. به این موارد البته در اختیار گذاشتن برخی تجهیزات الکترونیک ناوبری پرتابه‌های ایران که به همکاری‌های نظامی تهران- پکن نسبت داده می‌شود، اضافه می‌کرد. به این ترتیب پکن به‌ویژه در موقعیت‌های بحرانی تمام‌قد در کنار ایران ایستاده است و اتفاقا در مقابل انتقادهای کاخ سفید و سنتکام از این همکاری‌ها، به آمریکایی درباره دخالت در اموری که به ایشان مربوط نیست، هشدار داده است.

در واقع حافظه تاریخی چینی‌ها آنقدر ضعیف نیست که رفتارهای پیشین غرب در امتیاز گرفتن یا تحت فشار قرار دادن پکن بر سر تایوان را به یاد نیاورند و یادشان رفته باشد که ایالات متحده چگونه در همکاری با کره‌جنوبی، تایوان و ژاپن درصدد مهار قدرت چین بوده است. علاوه بر این احتمالا چینی‌ها می‌دانند که غرب به رهبری دونالد ترامپ به هر حال متحد یا همکار راهبردی پکن نه هست و نه علاقه‌ای دارد که باشد.

از نظر کاخ سفید‌نشینان چین با در دست گرفتن محورهای اصلی تولید کالا در جهان به مزاحمی دائمی برای سیاست‌های ایالات متحده تبدیل شده؛ مزاحمی که سرکوب آن به هر حال هم به سود منافع غرب است و هم غرب باید آن را در اسرع وقت به اجرا در‌آورد چون از آن گریزی ندارد.

در مجموع گمان نمی‌رود که سفر آینده ترامپ به چین دستاورد مهمی برای واشنگتن یا دونالد ترامپ در بر داشته باشد. مانند همه دروغ‌پردازی‌هایی که ترامپ در مورد همه دستاوردها و موفقیت‌هایش بیان می‌کند ممکن است او در این‌باره اخبار غیرواقعی و نادرست ارائه و خود را پیروز میدان اعلام کند اما گذشت زمان نشان خواهد داد که دستاوردهای ساکنان فعلی کاخ سفید از سفر به پکن دقیقا یا تقریبا هیچ بوده است.

آخرین اخبار