تنگه هرمز؛ اهرم مشروع ایران در دفاع از منافع ملی

ولی الله سیف
کدخبر: 621040

ولی الله سیف، رییس سابق بانک مرکزی

در جهان امروز قدرت کشور‌ها صرفا به توان نظامی یا اقتصادی محدود نمی‌شود بلکه به میزان هوشمندی آنها در بهره‌‌گیری از موقعیت‌های ژئوپلیتیکی نیز بستگی دارد. در این میان تنگه‌هرمز به‌‌عنوان یکی از حساس‌‌ترین و راهبردی‌‌ترین گذرگاه‌های جهان نقشی تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی ایفا می‌کند. برای ایران این تنگه نه‌‌فقط یک موقعیت جغرافیایی بلکه یک ابزار حیاتی برای دفاع از منافع ملی و مقابله با فشار‌های خارجی است.تنگه‌هرمز شاهراهی است که بخش قابل‌توجهی از انرژی جهان از آن عبور می‌‌کند. اقتصاد کشورهای بزرگی مانند چین و هند به امنیت این مسیر وابسته است و تولیدکنندگان عمده نفت در منطقه ازجمله عربستان سعودی و امارات‌متحده عربی برای صادرات خود به آن تکیه دارند.

این وابستگی گسترده به‌‌خودی ‌خود نشان‌‌دهنده اهمیت بی‌‌بدیل این گذرگاه است.  آنچه اما این اهمیت را به یک اهرم قدرت تبدیل می‌کند، موقعیت جغرافیایی ایران و نقش مستقیم آن در امنیت این مسیر است.

در سال‌های گذشته ایران تحت‌فشار تحریم‌های گسترده به‌‌ویژه از سوی ایالات‌متحده آمریکا قرار داشته است. این تحریم‌ها نه‌‌تنها اقتصاد کشور را هدف قرار داده‌‌اند بلکه عملا تلاش کرده‌‌اند دسترسی ایران به بازار‌های جهانی را محدود کنند. در چنین شرایطی این پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا کشوری که از حقوق اقتصادی خود محروم شده باید به‌‌طور یک‌جانبه به قواعدی پایبند بماند که دیگران آن را نقض کرده‌اند؟ پاسخ ایران به این پرسش بر پایه منطقی قابل فهم در روابط بین‌الملل شکل گرفته است. وقتی صادرات نفت ایران با محدودیت مواجه می‌شود، طبیعی است که این کشور به‌دنبال ایجاد توازن در فشار باشد. تنگه‌هرمز در این میان به ابزاری تبدیل می‌شود که می‌تواند این توازن را برقرار کند. این نه به معنای ایجاد بحران بلکه به‌معنای یادآوری یک واقعیت بوده و آن هم این است که امنیت انرژی جهان امری یک‌‌طرفه نیست و نمی‌توان یک بازیگر مهم را از معادله حذف کرد. منتقدان این رویکرد بعضا‌ آن را تهدیدی برای ثبات جهانی تلقی می‌کنند اما باید توجه داشت که ناامنی در تنگه‌هرمز پیش از هر چیز نتیجه بی‌ثباتی‌های گسترده‌‌تر در سیاست بین‌‌الملل است. حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای و سیاست‌های فشار حداکثری، خود از عوامل اصلی تشدید تنش‌ها در این منطقه بوده‌‌اند. از این منظر ایران نه آغازگر بحران بلکه واکنش‌‌دهنده به شرایطی است که بر آن تحمیل شده است.یکی از نکات مهم در این بحث مساله بازدارندگی است. ایران با تکیه بر موقعیت خود در تنگه‌هرمز تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که فشار یک‌جانبه نمی‌‌تواند بدون هزینه باقی بماند. این رویکرد در چارچوب نظریه‌های شناخته‌‌شده روابط بین‌الملل نه‌‌تنها غیرعادی نیست بلکه بخشی از رفتار متعارف دولت‌ها در شرایط مشابه است. بازدارندگی به معنای جلوگیری از تشدید بحران از طریق نشان دادن توانایی پاسخگویی است نه لزوما استفاده از آن توانایی. در این میان سوال اصلی متوجه رفتار ایالات‌متحده آمریکا بوده که از منطق قابل قبولی برخوردار نبوده و با تناقضات جدی مواجه است. اگرچه این کشور همواره بر لزوم حفظ امنیت تنگه‌هرمز تاکید کرده اما در عمل با اعمال تحریم‌های گسترده شرایطی را ایجاد کرده که به افزایش تنش‌ها دامن زده است. این در حالی است که حل‌وفصل یک مناقشه طولانی و پرهزینه می‌تواند به‌نفع همه طرف‌ها باشد.  انعطاف‌‌پذیری در مذاکرات و پذیرش حقوق مشروع ایران نه‌‌تنها به کاهش تنش کمک می‌کند بلکه می‌تواند زمینه‌‌ساز ثبات پایدار در منطقه باشد.

نکته قابل توجه این است که ایران بارها اعلام کرده که به دنبال بستن تنگه‌هرمز نیست بلکه خواهان حفظ امنیت آن در چارچوبی عادلانه است. این موضع نشان می‌دهد که هدف اصلی استفاده از این اهرم برای رسیدن به یک تعادل پایدار است نه ایجاد اختلال دائمی در اقتصاد جهانی. به بیان دیگر ایران این ابزار را برای استفاده می‌خواهد، نه سوءاستفاده.

با این حال نمی‌توان از ریسک‌های موجود نیز چشم‌‌پوشی کرد. هرگونه تنش در تنگه هرمز می‌تواند به سرعت به بحران گسترده‌‌تری تبدیل شود و پیامد‌های آن نه‌تنها منطقه بلکه کل جهان را تحت‌تاثیر قرار دهد. از این‌رو مدیریت هوشمندانه این اهرم اهمیتی حیاتی دارد. استفاده از آن باید در چارچوبی دقیق، حساب‌‌شده و متناسب با شرایط صورت گیرد تا از تبدیل شدن آن به یک بحران غیرقابل کنترل جلوگیری شود.

در نهایت تنگه‌هرمز برای ایران نه‌‌تنها یک موقعیت جغرافیایی بلکه نمادی از حق حاکمیت و استقلال در تصمیم‌‌گیری است. در جهانی که قدرت و منافع ملی نقش تعیین‌‌کننده‌ای دارند، بهره‌‌گیری از چنین ظرفیتی نه‌‌تنها حق بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این ظرفیت به ابزاری برای تقویت ثبات، نه تشدید بی‌ثباتی است.

اگر اراده‌ای واقعی برای حل‌‌وفصل اختلافات وجود داشته باشد، تنگه‌هرمز می‌تواند به‌ جای نقطه‌ای برای تنش، به پلی برای همکاری تبدیل شود اما تا زمانی که فشار‌های یک‌‌جانبه ادامه دارد، این گذرگاه راهبردی همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزار‌های ایران در دفاع از منافع ملی باقی خواهد ماند.

 

 

آخرین اخبار