غول مرحله آخر در اجرای تفاهمنامه ایران- آمریکا

نادر کریمی جونی
کدخبر: 631657

بسیاری از مردم و گاهی تحلیلگران درباره اینکه مهم‌ترین مشکل برای توافق میان ایران و ایالات‌متحده چیست و توافقی که گاهی از حصول آن صحبت و گاهی تصریح می‌‌شود که به حصول آن بسیار نزدیک هستیم، چرا تاکنون اجرایی نشده و حتی تفاهمنامه‌ای هم که وعده دستیابی به آن داده شد به چه علت کماکان در دسترس قرار نگرفته و اجرا نشده است نظرهای متفاوتی ابراز می‌کنند. از نظر مقامات آمریکایی که بارها تکرار کرده‌اند، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، در مقابل این گزینه تکراری و ادعایی که هیچ قرینه یا مستندی برای اثبات آن وجود ندارد تهران تاکید می‌کند که حاضر است هر تضمینی بدهد که نه در حال حاضر و نه هیچ‌وقت در ایران کسی به ساخت یا خرید سلاح هسته‌ای توجه و فکر نخواهد کرد.

البته تصور نمی‌شود که آمریکایی‌ها در بیان این خواسته و هدف صداقت داشته باشند. لطیفه مشهور آمریکایی که می‌گوید «حرف‌های احمقانه‌ بزن و اهداف بلند را دنبال کن» احتمالا در این موضع‌گیری‌ها و راهبردهای ایالات‌متحده به کار گرفته شده و مقامات کاخ سفید پشت یک ادعای غیرواقعی و احمقانه ساخت سلاح هسته‌ای از سوی ایران پنهان شده و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. احمقانه بودن ادعای ساخت سلاح هسته‌ای از آنجا آشکار می‌شود که پیش از جنگ ۱۲روزه بسیاری از منابع اطلاعاتی غرب و از جمله جامعه اطلاعاتی ایالات‌متحده به صراحت از اینکه ایران برنامه ساخت سلاح هسته‌ای در دست ندارد، خبر داده بودند، با این حال در جنگ ۱۲روزه تاسیسات اصلی هسته‌ای ایران بمباران و ویران نشده و ترامپ پس از این بمباران ضمن آنکه پایان جنگ را اعلام، تاکید کرد که ایران دیگر توان ساخت سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. به این دلیل اگر اکنون ادعا می‌کند که هدف از تفاهم یا توافق با ایران، عدم ساخت سلاح هسته‌ای است در واقع هیات حاکمه آمریکا تلاش می‌کند موضوع محوری را به پیش از جنگ ۱۲روزه بازگرداند. در این صورت ایالات‌متحده و اسرائیل باید توضیح دهند که اگر شرایط کنونی همان شرایط پیش از جنگ ۱۲روزه است، پس توسل به دو جنگ خونین و بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران با بمب‌های سنگرشکن چرا انجام شده و این جنگ‌ها چه کارکردی داشته است؟

برخی تحلیلگران و ناظران ناکامی در تحقق تفاهم و اجرای آن را به مفاد و نکاتی که این تفاهم دربرمی‌گیرد نسبت می‌دهند و تاکید می‌کنند که مفاد این تفاهم و اختلاف‌هایی که درباره آن وجود دارد، امضا و اجرای تفاهم را به تعویق انداخته و حتی حصول آن را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

روشن است که این علت می‌تواند بخشی از دلایل ناکامی تهران – واشنگتن برای امضا و اجرای توافق باشد. چه در حالی که ایران معتقد است به‌عنوان خواسته‌های محوری باید تحریم‌های ایالات‌متحده، محاصره دریایی و بلوکه شدن دارایی‌های کشورمان در خارج از ایران برطرف شود و پول‌های مسدودشده به ایران بازگردد، ایالات‌متحده نمی‌خواهد هیچ امتیازی به ایران بدهد و در مقابل ایران باید مدیریت تنگه هرمز را متوقف و ذخایر غنی‌سازی شده اورانیوم را تسلیم آمریکا کند. روشن است که این دو خواسته هیچ‌گاه مورد توافق ایران قرار نخواهد گرفت. این واقعیت ساده نشان می‌دهد که مفاد موجود در تفاهمنامه هنوز به نقطه مرضی‌الطرفین نرسیده و به همین دلیل می‌توان درک کرد که نقطه مشترکی برای توافق وجود ندارد تا این توافق حاصل شود.

مشکل بزرگ در این‌باره آن است که هم ایران و هم ایالات‌متحده خود را پیروز میدان می‌دانند و می‌خواهند دستاوردهایی در توافق یا تفاهم پایان جنگ حاصل کرده تا بتوانند آن را به افکار عمومی بفروشند و پیروزی خود را تثبیت کنند به‌ویژه ایالات‌متحده می‌خواهد هر آنچه در جریان جنگ‌های گذشته با ایران حاصل نشده، در این گفت‌وگو نصیب واشنگتن شود تا کاخ سفید بتواند از این اهرم برای به دست آوردن نظر رای‌دهندگان در انتخابات پیش‌رو استفاده کند. کاخ سفید می‌داند که وضعیت نه‌چندان مطلوبی برای اقتصاد خانوار شهروندان آمریکایی وجود دارد و قیمت کالاهای مهمی همچون بنزین در آمریکا به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته که به اعتبار و محبوبیت دونالد ترامپ و جمهوریخواهان لطمه‌ای قابل‌توجه زده است. به همین دلیل احتمال آنکه در انتخابات میان‌دوره‌ای دموکرات‌ها بتوانند کرسی‌های بیشتری از جمهوریخواهان به دست آورند، اکثریت مجالس آمریکا را در دست بگیرند و با آن اهرم زمینه استیضاح و برکناری دونالد ترامپ را فراهم آورند، بسیار زیاد است. با این موقعیت ترامپ احساس خطر می‌کند و تهران امیدوار است که تاب‌آوری در ادامه دادن این روند و خطر روزافزون شکست در انتخابات پیش‌رو، هیات حاکمه ایالات‌متحده را به پذیرش خواست‌های ایران وادار کند.

در مقابل ایالات‌متحده و مشخصا افرادی مانند اسکات بسنت و مارکو روبیو که در حلقه اول مشاوران دونالد ترامپ هستند، می‌گویند اوضاع اقتصادی ایران بسیار وخیم است و تداوم وضع حاضر حتما به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در ایران خواهد انجامید. از این بابت ترامپ تصور می‌کند زمان خریدن به تسلیم مقامات تهران می‌انجامد و دست بالا را به واشنگتن می‌دهد. از این بابت است که ترامپ از دادن امتیاز صریح و قاطع به ایران و موافقت با خواست‌های جمهوری اسلامی ایران پرهیز می‌کند. در عین حال برخی نزدیکان ترامپ مانند جی‌دی‌ونس به ترامپ گفته‌اند که احتمال عقب‌نشینی تهران از مواضعش اصلا قابل اعتنا نیست و در بلندمدت هم ایرانی‌ها تسلیم نخواهند شد و از مواضع خود عدول نخواهند کرد.

اما تا امروز، ظاهرا مشاورانی که فروپاشی جمهوری اسلامی در ایران را حتمی می‌دانند و ترامپ را برای وقت‌گذرانی و امضا نکردن تفاهمنامه تقویت می‌کنند موفق‌تر بوده‌اند.

اما حتی اگر از این مرحله عبور شود، باز هم ماجرا تمام نشده و نمی‌توان امیدوار بود که آنچه تفاهم میان ایالات‌متحده جمهوری اسلامی ایران خوانده می‌شود به مرحله اجرا گذاشته شود. در این‌باره باید توضیح داده شود که حتی اگر توافق یا همان تفاهمنامه امضا شود، پرسش بعدی آن است که مکانیسم اجرای آن چگونه باشد و کدام طرف آن را در وهله اول و به چه میزان اجرا کند؟ در واقع هیچ اعتمادی میان ایران و ایالات‌متحده وجود ندارد و برای تهران این پرسش مطرح است که چرا ایران تعهدات خود را به عنوان گام نخست انجام دهد و به انتظار انجام تعهدات از سوی ایالات‌متحده بنشیند؟ تهران یک بار و در جریان توافق هسته‌ای(برجام)، بدن آنکه منتظر طرف‌های دیگر بنشیند، تمامی تعهدات خود را انجام داد و بارها آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای پایبندی ایران به انجام تعهدات را تایید کردند اما در مقابل نه اروپا و نه ایالات‌متحده هیچ‌یک تعهدات خویش را عمل نکردند و حتی اوباما با همه تلاش و کوششی که صرف کرد باز هم به جهت مخالفت توامان احزاب دموکرات و جمهوریخواه با دادن امتیاز و همکاری با تهران نتوانست مسوولیت‌ها و تعهداتش را به خوبی انجام دهد.

ترامپ بزرگ‌ترین ضربه را به اعتماد ایرانی زد و با لغو توافق برجام و خروج یک‌طرفه از این توافق، اعتبار آن را نابود کرد و اعتماد ایرانیان به آمریکایی‌ها را به‌شدت کاهش داد. به ویژه چند بار آنچه خیانت ترامپ به میز مذاکره نامیده می‌شود همان اعتماد اندک ایرانیان به واشنگتن را هم به نابودی کشاند چنانکه اکنون ایرانیان به جای اعتماد، به واشنگتن و کاخ‌سفید سوءظن کامل دارند و به همین دلیل تهران حتما خواهد خواست تا در گام اول واشنگتن تعهداتش را انجام دهد. در همین جنگ ۴۰روزه هم وقتی ترامپ جنگ را متوقف کرد، اگر کاخ سفید مجددا ماجراجویی نمی‌کرد و محاصره دریایی ایران را اجرایی نمی‌نمود، اکنون امیدهای بسیار بیشتری به پایان منازعه و عادی‌سازی مناسبات در خلیج‌فارس وجود داشت اما ترامپ و همکارانش طمع کردند و خواستند بازنده جنگ نباشند.

این رفتار باعث شده تا این سوال که چه کسی اول و به چه میزان تعهداتش را براساس تفاهمنامه اجرا کند، به پرسشی اساسی و غیرقابل گذشت تبدیل شود.

آخرین اخبار