هشداری که تهران باید آن را جدی بگیرد

نادر کریمی جونی
کدخبر: 631136

توافق یا تفاهم میان ایران و ایالات متحده گام به گام پیش می‌رود و برخی ناظران و کارشناسان وقوع و حصول آن را قریب‌الوقوع می‌دانند و می‌گویند در آخرین گام از طی شدن این فرآیند، تنها موافقت دونالد ترامپ باقی مانده تا جنگ خونین ۴۰روزه یک گام بزرگ به پایان خود نزدیک شود و منازعه‌ای که با توهم ترامپ و نتانیاهو آغاز شد و از دستیابی به نتایج پیش‌بینی شده باز مانده به سرانجام خود برسد. اما اگر در یک حالت انتزاعی پایان قطعی جنگ ایران و ایالات‌متحده همین امروز اعلام و توافقنامه آن امضا شود آیا این به آن معنی است که احتمال وقوع جنگ در سال‌های آینده هم منتفی شده است؟ آیا امضای این توافقنامه احتمالی به این معنی است که دشمنی هم میان ایران، آمریکا و متحد راهبرد آن اسرائیل پایان می‌یابد یا دست‌کم منفعل و به پایان خود نزدیک شده است؟

به عبارت دقیق‌تر حتی اگر ایران بتواند مانند دوره اوباما، با ترامپ در مورد یک همکاری و تحمل یکدیگر در جهان به نقاط مشترکی دست یابد، آیا این نقاط مشترک و مفاهمه ترامپ و ایران، ضرورتا به معنی تسری عدم تخاصم یا به عبارت حقوقی ترک مخاصمه با اسرائیل است؟ اگر چنین نشود و تخاصم میان تهران و تل‌آویو مانند امروز یا حتی شدیدتر ادامه داشته باشد آنگاه موقعیت دشمنی میان ایران و غرب و مشخصا میان ایران و ایالات متحده چه صورتی پیدا خواهد کرد؟ حتی خوش‌بین‌ترین افراد- چه شهروندان عادی و چه ناظران و دنبال‌کنندگان اخبار- نمی‌توانند زمانی را تصور کنند که روابط ایران و اسرائیل از تخاصم کنونی و اصرار بر نابودی یکدیگر، به روابطی عادی تبدیل شود. البته منظور از این روابط عادی، روابطی شبیه امارات متحده عربی یا زدن با اسرائیل نیست بلکه حتی رابطه‌ای شبیه آنچه میان پاکستان و مالزی با اسرائیل وجود دارد، برای ایران قابل تصور نیست چه یکی از وجه تمایز جمهوری اسلامی در ایران، از زمان بنیانگذاری‌اش توسط امام‌خمینی(ره) نابودی اسرائیل بوده که بر آن همواره تاکید شده و به‌ویژه پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی هم تشدید شد و مقامات ایرانی چه در صدر و چه در ادامه هیچ‌گاه پنهان نکردند که به‌عنوان یک هدف راهبردی، نابودی اسرائیل و سپرده شدن سرزمین‌های اشغالی به فلسطینی‌ها را دنبال می‌کنند. در مقابل اسرائیلی‌ها هم معتقدند اگرچه روزی ایرانیان در زمان هخامنشیان قوم یهود را از نابودی و قتل‌عام نجات دادند اما ایرانیان تحت حکومت جمهوری اسلامی به مهم‌ترین دشمنان قوم یهود تبدیل شده‌اند و اگر جمهوری اسلامی نابود شود، آنگاه دوباره روابط یهودیان و ایرانیان به حالت اولیه باز خواهد گشت. از این بابت است که در اسرائیل موضع رسمی و حکومتی آن است که تا وقتی جمهوری اسلامی در ایران حکمرانی می‌کند، تل‌آویو آرامش نخواهد داشت و روی خوشی را نخواهد دید. با این وصف روشن است که دشمنی جمهوری اسلامی و اسرائیل هیچ‌گاه به پایان نخواهد رسید و اگر تا قبل از جنگ ۴۰روزه و بلکه تا پیش از وقوع جنگ ۱۲روزه دشمنی تهران- تل‌آویو فقط حوزه‌های امنیتی و جنگ پنهان را در بر می‌گرفت اکنون وارد حوزه‌های آشکار شده و به قول عوام دیگر حمله ایران به اسرائیل و بالعکس قبح و زشتی خود را از دست داده و طرفین با جسارت کامل برای حمله به یکدیگر و نابودسازی منافع هم برنامه‌ریزی می‌کنند. از این منظر چندان عجیب نیست که مقامات ایران و اسرائیل همچنان بر طبل منازعه بکوبند و برای براندازی و نابودسازی هیات حاکمه طرف مقابل بکوشند.این دشمنی البته پنهان هم نمی‌شود بلکه طرفین تلاش می‌کنند تا هرچه بیشتر آن را بزرگ‌‌نمایی و بر آن پافشاری کنند مبادا که آتش این دشمنی به سردی بگراید یا از دامنه و وسعت آن کاسته شود چنانکه در همین روزهای اخیر بالاترین مقام کشورمان مجددا ضرب‌الاجل

بیست و پنج ساله برای نابودی اسرائیل را تکرار و مدت باقیمانده این ضرب‌‌الاجل که ۱۵سال است را یادآوری و ابراز امیدواری کرده که در همین مدت باقیمانده، عمر حکومت تل‌آویو به پایان برسد. در مقابل اسرائیل هم پنهان نمی‌کند که برای به نتیجه نرسیدن گفت‌وگوی تهران- واشنگتن تلاش‌های جدی را انجام می‌دهد. مقامات اسرائیلی همچنین آرزوی شکست این گفت‌وگوها را بر زبان می‌آورند و دیروز برخی از همین مقامات ابراز عقیده کردند که اگر گفت‌وگوهای حاضر میان آمریکا و ایران به امضای توافق منجر نشود و اوضاع به همین منوال پیش برود، جمهوری اسلامی در ایران تا پایان سال جاری میلادی نابود خواهد شد. کسانی که در اسرائیل این ادعا را بیان می‌کنند در واقع به دونالد ترامپ توصیه می‌کنند که از رسیدن به توافق و مصالحه با ایران پرهیز کند و همین روند نه جنگ نه صلح که در آن محاصره دریایی بنادر ایران وجود دارد را ادامه دهد. آنان می‌گویند اگر ترامپ روند توافق را کنار بگذارد مقامات و حکومت تهران آن‌قدر ضعیف خواهد شد که فروخواهد پاشید. البته شبیه همین وعده‌ها در گذشته نه‌چندان دور از جانب کارشناسان سیاسی و امنیتی اسرائیل بیان و با آن دونالد ترامپ فریب داده شده بود. اگر وعده‌های بیان‌شده موساد و امان محقق شده بود، اکنون جمهوری اسلامی در ایران حکم نمی‌راند اما این وعده‌ها- که همان زمان ناکارآمدی و عدم تحقق‌شان پیش‌بینی شده بود- ناکام ماند و اکنون موساد چه مسوولیتی در مورد این ناکامی بزرگ دارد؟ به همین نسبت اگر پیش‌بینی حاضر در مورد فروپاشی قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی در ایران محقق نشود، گویندگان و تحلیل‌کنندگان آن چه دفاعی در برابر این اشتباه راهبردی خواهند داشت؟ تقریبا یا دقیقا هیچ. یعنی انتشاردهندگان چنین تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌هایی در صورت عدم تحقق حتی از مخاطبان خود معذرت‌خواهی هم نمی‌کنند.

به نظر می‌رسد از هم اکنون ایالات‌متحده و اسرائیل یارگیری برای منازعه بعدی علیه ایران در خاورمیانه را آغاز کرده‌اند؛ اصرار اسرائیل برای حضور نظامی- امنیتی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و از جمله در امارات متحده عربی و تلاش واشنگتن برای گسترش پیمان صلح ابراهیم درواقع بستن گارد امنیتی برای آمریکا و اسرائیل است و از این مسیر تل‌آویو و واشنگتن می‌خواهند تفوق هژمونیک بر ایران پیدا کنند و اگر این تفوق پدید آید و تکمیل شود آنگاه شرایط سختی برای کشورمان پدید خواهد آمد. روشن است که ایران ‌باید از طرق غیرنظامی و بالاخص از مسیر دیپلماتیک و اقتصادی فاصله دو سوی خلیج‌فارس را کاهش دهد و از افزایش سوءتفاهم میان دو سوی این آبراه جلوگیری کند.

آخرین اخبار