بررسی دلایل حمله پزشکیان به شکوری‌راد در گفت‌وگوی «جهان‌صنعت» با رحیم ابوالحسنی

 امیدی به کارآمدی کمیته حقیقت یاب نیست

علی فریدونی
کدخبر: 607210
در گفت‌وگو با رحیم ابوالحسنی درباره حمله برخی چهره‌های اصلاح‌طلب به شکوری‌راد، فقدان سازوکار نهادی برای رسیدگی به اتهامات، و ناکامی کمیته حقیقت‌یاب در اعتمادسازی عمومی پرداخته‌ایم.
 امیدی به کارآمدی کمیته حقیقت یاب نیست

علی فریدونی- علی شکوری‌راد که از چهره‌های شاخص جریان اصلاحات است و در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر نیز از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان بود، چندی پیش در نشستی که ازقضا به‌دعوت علی عبدالعلی‌زاده، معاون رییس‌جمهور و با حضور اعضای ستاد انتخاباتی پزشکیان برگزار شد، به روایت اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه پرداخته و در بخشی از سخنانش که فایل صوتی آن در فضای مجازی منتشر شده، ادعاهایی را درخصوص نقش «نهادهای امنیتی» در تشدید خشونت در اعتراضات با برخورد با معترضان مطرح کرده است.

افشاگری و اظهاراتی که در ادامه در حالی زمینه‌ساز بازداشت او شد که پیش و پس از آن نیز شاهد بازداشت و احضار شماری از دیگر اعضای ارشد جبهه اصلاحات ایران همچون آذر منصوری، جواد امام، ابراهیم اصغرزاده، محسن امین‌زاده، بدرالسادات مفیدی، فرج کمیجانی، فیض‌الله عرب‌سرخی، حسین کروبی و محسن آرمین بودیم. بازداشت‌ها و احضارهایی که با واکنش‌های گسترده همراه شد و در ادامه باعث شد حتی مسعود پزشکیان نیز با لحن و ادبیاتی دور از انتظار به آن واکنش نشان دهد.

پزشکیان که به‌ویژه شکوری‌راد را به باد انتقاد گرفته و او را به «بی‌انصافی» و «دروغگویی» متهم کرده، همچنین گفته «می‌خواهم آدمی را که ادعا کرده چنین اتفاقاتی ازسوی حاکمیت رخ داده از بازداشت بیرون بیاورند و به او اختیار بدهیم تا بررسی کند تا اگر سخنانش صحت داشت ما را دار بزنند!» مواضعی که متعاقبا منجر به شکل‌گیری ابهامات و سوالاتی نزد افکار عمومی شد و ما نیز برای درک بهتر موضوع به سراغ رحیم ابوالحسنی رفتیم و بخشی از این پرسش‌ها را با این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که از اعضای ارشد حزب اعتماد ملی است، درمیان گذاشتیم.

 

***

 آقای پزشکیان در هفته‌های گذشته علیه اعتراضات اظهارنظر کرده و دست‌کم بخشی از معترضان را با تعابیری تند خطاب کرده است. مواضعی که پیش از آغاز به کار کمیته حقیقت‌یاب دولت مطرح شده و به باور برخی ناظران برآمده از داوری یک‌جانبه اوست. نظر جنابعالی در این رابطه چیست؟!

به‌طور کلی، در واکنش به اظهارات اخیر آقای پزشکیان _به‌ویژه آنچه در پاسخ به سخنان آقای شکوری‌راد مطرح شده و به نوعی یک‌طرفه تلقی شده_ چند نکته قابل‌طرح است. نخست اینکه این نوع موضع‌گیری‌ها از منظر افکار عمومی چگونه ارزیابی می‌شود. نکته دوم به مساله نبود شفافیت بازمی‌گردد که خود موجب طرح پرسش‌های بیشتر شده و به جای پاسخگویی، فضایی ایجاد کرده که نوعی انسداد و محدودیت در اطلاع‌رسانی برداشت می‌شود. نکته سوم نیز به موضوع کمیته حقیقت‌یاب مربوط است که درباره آن اظهاراتی از سوی مقام‌های دولتی مطرح شده است.

همانگونه که اطلاع دارید آقای شکوری‌راد درباره اعتراضات و اینکه برخی به‌سمت خشونت‌آمیز شدن فضا حرکت کرده‌اند، سخن گفته‌اند. از سوی دیگر آقای پزشکیان نیز اخیرا مواضعی اتخاذ کرده‌اند که لحن آنها به نظر برخی ناظران تا حدی یک‌جانبه بوده است؛ در حالی که پیشتر تاکید داشتند که نباید چنین رویکردی اتخاذ شود! برای مثال در اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم خطاب به هنرمندان از تعبیر «نامردی» استفاده کردند؛ در حالی که این جشنواره اساسا متعلق به هنرمندان است و آنان در شرکت یا عدم شرکت در آن اختیار دارند. از سوی دیگر سخنگوی دولت نیز درخصوص کمیته حقیقت‌یاب و همچنین اعتراضات مواضعی مطرح کرده و به نوعی درباره آنها قضاوت کرده است؛ ازجمله اینکه گفته شد افرادی اعزام شده‌اند تا بررسی کنند چه اتفاقی رخ داده و در برخی موارد نیز اتهاماتی همچون «تروریست» بودن معترضان مطرح شد؛ در حالی که گزارش قطعی هنوز منتشر نشده و حتی خود سخنگوی دولت هم تاکید کرده که این کمیته هنوز کار خود را به پایان نرسانده و اساسا در حال تشکیل است. پرسش اصلی این است که این نوع یک‌طرفه سخن گفتن ازسوی چهره‌های سیاسی چه آسیب‌هایی دارد و ریشه آن در چیست.

به نظر من، اصل مساله به فقدان یک سازوکار نهادی برای رسیدگی به اختلافات و شبهات بازمی‌گردد. اختلاف، تعارض و ادعاهایی که در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود، درنهایت باید در یک مرجع قضایی و رسمی رسیدگی شود. وجود یک دادگاه یا مرجع رسیدگی مشخص می‌تواند این قبیل مسائل را به مسیر حقوقی هدایت کند، از شدت تضادها و تنش‌ها بکاهد، حقایق را روشن‌تر سازد و در نهایت اعتماد عمومی را تقویت کند. در شرایط کنونی هر جناح سیاسی یا جریان اپوزیسیون، مخاطبان و طرفداران خود را دارد که سخنان موردنظرشان را می‌پذیرند و سایر دیدگاه‌ها را طرد می‌کنند؛ این موضوع اساسا خاصیت مخاطبان است و به فضای دوقطبی ارتباطی بازمی‌گردد. در نتیجه طرفداران آقای شکوری‌راد سخنان دولت را نمی‌پذیرند و در مقابل حامیان حاکمیت نیز دیدگاه‌های مخالف را رد می‌کنند.

معتقدم مشکل اساسا اینجاست که در کشورهایی مانند کشور ما رسانه‌ها از آزادی کافی برخوردار نیستند و به همین علت بی‌طرفی لازم نیز وجود ندارد و محدودیت‌های موجود در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور نیز قابل‌انکار نیست. ادبیات سیاسی امروز پزشکیان با ادبیات هم‌آوا و همساز دوران انتخابات او متفاوت است هرچند این موضوع تا حدی طبیعی است که هر مقام سیاسی از جایگاه خود دفاع کند اما افکار عمومی انتظار دارد او همان گفتمانی را که در زمان انتخابات برای جلب رأی مردم مطرح کرد، پس از پیروزی نیز تا حد امکان حفظ کند. اگر محتوای وعده‌ها و ادبیات انتخاباتی آقای پزشکیان بررسی شود، می‌بینیم طی حدود یک‌سال‌ونیم، بخشی از وعده‌ها ازجمله در حوزه اینترنت، فیلترینگ یا در بحث مذاکره و همینطور مسائل اقتصادی محقق نشده است. این امر به‌طور طبیعی موجب تضعیف پایگاه اجتماعی و کاهش اعتماد و مشروعیت ادراک ‌شده در افکار عمومی می‌شود.

لازم است پیشاپیش سازوکاری طراحی شود تا مدعیان هر ادعایی، به جای طرح مستقیم آن در رسانه‌ها، به یک مرکز مشخص برای رسیدگی مراجعه کنند. این مرکز می‌توانست زیر نظر ریاست‌جمهوری یا با همکاری قوه قضاییه تشکیل شود تا هرگونه شایعه‌پراکنی یا اتهام‌زنی در آن بررسی، صحت‌سنجی و تعیین‌تکلیف شود تا از تشدید تنش‌های رسانه‌ای جلوگیری شود.

از طرفی ادبیات آقای پزشکیان به نظر من در شأن شرایط اجتماعی و رنج مردم نیست. جامعه در حال تحمل مشکلات اقتصادی و اجتماعی گسترده است و بسیاری از شهروندان با غم از دست دادن عزیزان خود مواجه هستند. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود ادبیاتی دلسوزانه، مهربانانه و همدلانه به کار گرفته شود. همانگونه که در ابتدای انقلاب با استناد به کتب و روایات گفته می‌شد که حضرت علی پس از جنگ جمل به خانواده کشته‌شدگان سر می‌زد و با یتیمان آنان همدردی می‌کرد و در فرهنگ دینی و تاریخی ما نیز نمونه‌های متعددی از این نوع ادبیات وجود دارد. چنین سخنانی در شأن آقای پزشکیان -که با نهج‌البلاغه آشنایی و ارتباط دارد، نیست بلکه ادبیات همدلانه، موردپسند افکار عمومی است و انتظار می‌رود ادبیاتی متناسب با میراث فکری و اخلاقی به‌کار گرفته شود. از این‌رو، آقای پزشکیان باید در ادبیات خود تجدیدنظر کند.

از طرفی درباره اظهارات آقای شکوری‌راد نیز باید توجه کرد که طرح برخی ادعاهای این‌چنینی در رسانه‌ها، به‌ویژه به این دلیل که اثبات آنها دشوار است، می‌تواند برای گوینده، افکار عمومی و حتی جریان‌های سیاسی حامی او مشکل‌آفرین باشد و بهانه‌ای در اختیار مخالفان قرار دهد. بسیاری از موضوعات را می‌توان ابتدا در قالب مکاتبه خصوصی با دولت مطرح کرد و در صورت عدم پاسخگویی به شکل متنی یا گفت‌وگو، سپس به‌صورت عمومی بیان نمود. وقتی کشور با تهدیدهای خارجی و دشمنان جدی مواجه است، طرح تنش‌های رسانه‌ای گسترده به صلاح نیست اما پس از فروکش کردن تنش‌ها، تشکیلات سیاسی مرتبط با آقای شکوری‌راد و سایر احزاب می‌توانند درخواست نشست، گفت‌وگو یا حتی مناظره داشته باشند تا به شفاف‌سازی مسائل کمک شود چرا که باقی ماندن این مسائل به‌صورت حل ‌نشده، مانند آتش زیر خاکستر است که می‌تواند در آینده شعله‌ورتر شود.

البته در رابطه با آقای پزشکیان نکته دیگری که لازم به توجه است، این است که او تا پیش از انتخابات از سوی شخص خود سخن می‌گفت اما اکنون در ساختار حاکمیت ایفای نقش می‌کند. این موقعیت جدید، مستلزم ادبیات و مواضع خاصی است که البته درباره جزئیات آن قضاوتی ندارم زیرا از تمامی ملاحظات درون‌سیستمی آگاه نیستم. اما به ‌هر حال او اکنون در سیستمی قرار دارد که در رأس آن حاکمیت، در کنار آن رقبای سیاسی و در بیرون از آن نیز دشمنانی خونخوار حضور دارند.

 اتفاقا همان‌طور که اشاره کردید، آقای پزشکیان در جریان اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم ادبیاتی مشابه را علیه هنرمندانی که از حضور در این جشنواره به احترام سوگ و حزن عمومی صرف‌نظر کرده بودند، به‌کار برده است.

به‌نظر من ادبیات اخیر آقای پزشکیان به‌ویژه در اختتامیه جشنواره فجر و خطاب به هنرمندانی که شرکت نکرده‌اند، ادبیات مهربانانه و بزرگوارانه‌ای نبود. در دوره پیش از انقلاب نیز در مقاطعی به‌دلیل حوادث و کشتارها، مراسم شادی لغو می‌شد؛ همانطور که به‌علت کشتار مردم تبریز مراسم عید سال نو برگزار نشد و این امر نشانه سوگواری اجتماعی تلقی می‌شد؛ بنابراین اگر فردی به‌دلیل سوگواری در یک جشنواره شرکت نکند، اهانت به او روا نیست و باید با ادبیات همدلانه با او سخن گفت، مگر آنکه مراسم به‌طور کلی ماهیت سیاسی داشته باشد و سیاسی تلقی شود که در این شرایط نیز برخی که از گفتمان سیاسی دیگری هستند، در آن شرکت نخواهند کرد. درمجموع، برداشت من این است که ادبیات رییس‌جمهور نسبت‌به دوران انتخابات تغییر کرده؛ او عصبی‌ و خسته‌تر به نظر می‌آید و آن لحن مهربانانه و محترمانه پیشین، کمتر مشاهده می‌شود.

 نکته دیگری که وجود دارد مساله شفافیت است که آقای پزشکیان و برخی از دیگر مقام‌ها نیز در سال‌های اخیر پیوسته از آن سخن گفته‌اند اما در اعتراضات اخیر شاهد بودیم که نه‌تنها بستری برای این شفافیت به وجود نیامد بلکه اینترنت و ارتباطات تلفنی و پیامکی مسدود و مختل شد و در برخی موارد حتی شاهد قطع برق برخی از خیابان‌هایی بودیم که معترضان در آنها دست به تجمع زده بودند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

شخصا معتقدم شفافیت در شرایط جنگی معنی ندارد و این توقع که بستر برای نظارت و مشاهده بی‌طرفانه فراهم باشد، انتظار عاقلانه، منصفانه و درستی نیست. در زمانی که یک طرف دست به کشتن می‌زند و یک نیروی خارجی اینچنین در حال فعالیت است، نمی‌توان انتظار شفافیت داشت و باید تمام راه‌های رد و بدل کردن پیام قطع می‌شد. به نظر من کار عاقلانه‌ای بود چراکه در وضعیت جنگی، تبادل آزاد اطلاعات می‌تواند از منظر امنیتی محدود شود تا دشمن نتواند از آن بهره‌برداری کند.

 نکته دیگر درباره صحبت‌های اخیر آقای شکوری‌راد، این است که همین مسائل پیش از این هم ازسوی برخی مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی همچون آقای احمدی‌نژاد و سردار همدانی مطرح شده بود اما در آن موارد هم شاهد واکنش شفاف مسوولان به آن ادعاها نبودیم؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

درخصوص اظهاراتی که از سوی سردار همدانی یا آقای احمدی‌نژاد درباره سوق دادن اعتراضات به خشونت مطرح شده، تاکید من همچنان بر ضرورت وجود یک دادگاه صالح برای رسیدگی به این ادعاهاست. اگر چنین مرجع مستقلی وجود داشت، می‌توانست صحت یا سقم این ادعاها را بررسی و به‌صورت رسمی اعلام کند. فقدان چنین مرجعی یکی از مشکلات ساختاری کشور است. شفافیت واقعی نیز از مسیر همین سازوکارهای حقوقی و رسیدگی‌های رسمی تحقق می‌یابد. احزاب نیز می‌توانند نقش مهمی در پاسخگویی ایفا کنند؛ به‌گونه‌ای که اگر ادعایی ازسوی یک شخصیت سیاسی از طریق یک حزب مطرح شود، آن حزب باید در چارچوب تشکیلاتی خود پاسخگو باشد. باید توجه کرد که در کشوری که آمار طلاق هم در مقاطعی مثلا در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد محرمانه می‌شود، نمی‌توان انتظار شفافیت داشت!

 یکی از شئون مهم شفافیت، شفافیت قضایی است که به بحث بازداشت‌ها مربوط است؛ نظرتان در این رابطه چیست؟!

براساس اصول حقوقی، تفهیم اتهام باید در کوتاه‌ترین زمان و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت انجام شود و در صورت نبود دلایل کافی، فرد آزاد گردد؛ مگر آنکه موضوع به جرایم سازمان‌یافته یا مسلحانه مربوط باشد. در این زمینه شخصا معتقدم که بخشی از عملکرد دستگاه‌های قضایی و امنیتی در این زمینه ازجمله چالش‌های ساختاری کشور محسوب می‌شود.

 نکته دیگر تجربه تشکیل کمیته حقیقت‌یاب در گذشته است که بخشی به دلیل همین بحث نبود شفافیت چندان در جلب اعتماد عمومی موفق نبوده؛ این بار آقای پزشکیان وعده دعوت از آقای شکوری‌راد را مطرح کرده؛ آیا اگر به‌واقع این کار انجام شود کمکی به بازسازی اعتماد عمومی می‌کند؟!

به نظر من ریشه عدم موفقیت نهادهایی از این دست را باید در ضعف قدرت اجتماعی و جامعه مدنی جست‌وجو کرد زیرا در غیاب نهادهای اجتماعی قدرتمند و پاسخگو، شفافیت نهادی نیز تضعیف می‌شود. تقویت احزاب، تربیت افکار عمومی و افزایش قدرت جامعه مدنی، راهکار اساسی برای ارتقای پاسخگویی است. به طور طبیعی هیچ نهادی برای ارائه آمارهای حقیقی ازسوی خود آماده نیست و نمی‌توان چنین انتظاری داشت بلکه باید جامعه و نهادهای مدنی آنها را پاسخگو کنند. به‌طور کلی، تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که بسیاری از مسائل مورد مناقشه در کشور به‌طور کامل رسیدگی نشده، متخلفان مشخص نشده‌اند و در برابر افکار عمومی به نتیجه روشنی نرسیده‌اند؛ در نهایت، هر دو طرف یکدیگر را متهم می‌دانند و پرونده‌ها بسته می‌شود. از این‌رو، شخصا امید چندانی به کارآمدی کمیته حقیقت‌یاب در بازسازی اعتماد عمومی ندارم.

آخرین اخبار