خبر بد فدرالرزرو برای ترامپ
جهان صنعت – برای بیشتر دوران حرفهای کوین وارش رسیدن بهریاست فدرالرزرو در شرایطی که اقتصاد آمریکا داغ شده و بهافزایش نرخ بهره نیاز دارد رویایی ایدهآل و اوج موفقیت حرفهای محسوب میشد. کمتر رییس بانک مرکزی آمریکا تا این اندازه بهداشتن مواضع سختگیرانه و ضدتورمی شهرت داشت. ازهمینرو طنز ماجرا در این است که اکنون دقیقا چنین شرایطی فراهم شده اما بهاحتمال زیاد زندگی حرفهای او را در آغاز دوران ریاستش بر فدرالرزرو بهتجربهای دشوار و پرتنش تبدیل خواهد کرد.
طبق گزارشی که دراینخصوص اکونومیست منتشر کرده او برای این وضعیت باید از شرایط انتصاب خود تشکر کند. دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا خواهان کاهش نرخهای بهره بود و در ماه ژانویه وارش را بهاین دلیل منصوب کرد که او نیز از کاهش نرخ بهره حمایت میکرد. در آن زمان استدلال اقتصادی برای سیاست پولی انبساطی و نرخ بهره پایینتر قابل دفاع بود؛ موج تورمی پس از همهگیری کرونا تقریبا مهار شده بود و بازار کار نشانههایی از ضعف و ناپایداری نشان میداد. تغییر موضع غیرمنتظره وارش از یک چهره تندرو پولی بهفردی متمایل بهسیاستهای انبساطی لبخندهای معناداری را در میان بانکداران مرکزی برانگیخت اما موجب تمسخر نشد زیرا اغلب آنها خوشحال بودند که ترامپ فردی معقول را برای این سمت انتخاب کرده است.
حالا اما آن همزمانی خوشایند اکنون بهپایان رسیده و استدلالهای حامی کاهش نرخ بهره فروپاشیدند زیرا ترامپ همچنان خواهان کاهش نرخهاست اما اگر چیزی تغییر کرده باشد شرایط کنونی اقتصاد آمریکا بیشاز هرزمان دیگری بهسیاست پولی سختگیرانهتر نیاز دارد.
از زمان انتصاب وارش بازار کار آمریکا بار دیگر قدرت گرفته است. در فاصله مارس تا مه تعداد مشاغل ایجادشده بهطور متوسط ماهانه ۱۸۸هزارنفر افزایش یافته که بهمراتب بالاتر از برآورد رشد نیروی کار در شرایطی بوده که مهاجرت در سطحی بسیار پایین قرار دارد یا حتی منفی شده است. تا ماه نوامبر نرخ بیکاری بهتدریج در حال افزایش بود اما از آن زمان کاهش یافته و در سطح ۳/۴درصد تثبیت شده است.
مطابق با برآوردها اقتصاد آمریکا در وضعیت پرنشاطی قرار دارد. بازارهای سهام در نزدیکی رکوردهای تاریخی خود قرار دارند؛ وضعیتی که از یک سو ناشی از اثر محرک کاهش مالیاتها و از سوی دیگر حاصل هیجان گسترده پیرامون هوشمصنوعی است. شاخص لحظهای رشد تولید ناخالص داخلی فدرالرزرو آتلانتا رشد اقتصادی سهماهه دوم را با نرخ سالانه ۳درصد برآورد میکند.
افزایش قیمت نفت که نتیجه جنگ ترامپ با ایران بوده نرخ تورم سالانه را بر اساس شاخص مورد هدف فدرالرزرو به۸/۳درصد رسانده است. بانکداران مرکزی معمولا تورمی را که ناشی از افزایش قیمت نفت باشد نادیده میگیرند اما انجام این کار در شرایط کنونی دشوار است زیرا تورم بیش از پنجسال است که از هدف ۲درصدی فدرالرزرو بالاتر قرار دارد. ادامه این وضعیت میتواند انتظارات تورمی جامعه را تغییر دهد و تورمی که ابتدا از بازار نفت آغاز شده بهپدیدهای پایدار و خودتقویتکننده تبدیل شود.
تغییر مسیر اقتصاد
استدلالهای جدیدی که وارش برای توجیه کاهش نرخ بهره مطرح کرده بود اکنون بیش از هر زمان دیگری سست و متزلزل بهنظر میرسند. او در جریان رقابت برای جلب حمایت ترامپ مدعی شده بود که بهدلیل پیشرفتهای هوش مصنوعی از مواضع سنتی و سختگیرانه خود فاصله گرفته است. بهباور او این فناوری بهزودی چنان وفور و بهرهوری عظیمی ایجاد خواهد کرد که تورم را از میان خواهد برد و فضای کافی برای کاهش نرخهای بهره فراهم میشود اما تاکنون تقریبا عکس این اتفاق رخ داده است. رونق ساخت مراکز داده و شور و شوق بازارهای سهام بهترتیب موجب افزایش سرمایهگذاری و مصرف در آمریکا شده و احتمالا فشارهای تورمی را نیز بیشتر کرده است. علاوه بر این همکاران جدید وارش در فدرالرزرو بهصف شدند تا بهرییس جدید یادآوری کنند که اگر هوش مصنوعی موجب افزایش بهرهوری شود نظریه اقتصادی حکم میکند که نرخهای بهره باید افزایش یابند نه کاهش زیرا تمایل بهمصرف و سرمایهگذاری نیز همزمان افزایش خواهد یافت.
درچنینشرایطی حدود نیمی از اعضای دارای حق رای در کمیته تعیین نرخ بهره فدرالرزرو یعنی کسانی که وارش برای تغییر سیاست پولی بهحمایت آنان نیاز دارد اکنون بهصورت علنی همین استدلالها را مطرح کردند.
ایده مهم دیگر وارش کاهش حجم اوراق قرضه نگهداریشده توسط فدرالرزرو بود؛ اقدامی که ازطریق ترازنامه بانک مرکزی نوعی انقباض پولی محسوب میشود. او استدلال میکرد که این اقدام میتواند همزمان فضایی برای کاهش نرخهای بهره ایجاد کند؛ مانند اینکه برای حفظ دمای مطلوب دفتر کار سیستم گرمایش و سرمایش را همزمان روشن کنید.
مشکل اینجاست که تاثیر چنین سیاستی موسوم به«انقباض کمی» بسیار ناچیز خواهد بود. استیون میران، عضو پیشین هیاتمدیره فدرالرزرو و از متحدان وارش کاهش ترازنامه بهمیزان حدود ۵درصد تولید ناخالص داخلی را مطرح کرده است. بر اساس قواعد تجربی رایج چنین اقدامی تنها اثری معادل افزایش یکچهارمواحددرصدی نرخ بهره بر بازدهی اوراق بلندمدت خواهد داشت.
حتی این برآورد نیز احتمالا اغراقآمیز است. خرید اوراق قرضه توسط بانک مرکزی تاحدی از طریق ارسال سیگنال درباره مسیر آینده نرخهای بهره عمل میکند. برای مثال پس از بحران مالی جهانی۲۰۰۹-۲۰۰۷ این سیاست بهبازارها نشان میداد که نرخهای بهره برای مدت طولانی افزایش نخواهند یافت اما در طرح وارش جهت حرکت ترازنامه و نرخهای بهره کاملا متضاد خواهد بود. انقباض کمی درواقع سیگنالی برای کاهش نرخهای بهره خواهد بود و بنابراین ممکن است حتی موجب افزایش بازدهی اوراق بلندمدت نیز نشود.
اکونومیست در پایان گزارش خود آورده هنگامی که وارش در ۱۶ژوئن نخستین نشست سیاست پولی خود را بهعنوان رییس فدرالرزرو آغاز کند کاهش نرخ بهره باید کاملا از دستور کار خارج باشد. رییس جدید تاحدی این امکان را دارد که زمان بخرد و تمرکز خود را بر مجموعهای از اصلاحات فنی و تخصصی مورد نظرش در فدرالرزرو بگذارد اما اگر نرخهای بهره در ادامه سال جاری تغییر کنند احتمال افزایش آنها بسیار بیشتر از کاهش خواهد بود. درنتیجه کوین وارش ناگزیر خواهد شد خبر ناخوشایندی را بهدونالد ترامپ منتقل کند.
