بخت سیاه رسانه‌ها در ایران

محمد ارومیه‌ای‌
کدخبر: 633363

یک رسانه‌نگار قدیمی تعریف می‌کرد در خرداد‌۱۳۶۰ برای استخدام به روزنامه کیهان می‌رود و با وجودی که از سوی دبیر وقت یکی از سرویس‌های روزنامه واجد شرایط نویسندگی قرار می‌گیرد اما به این دلیل که نمی‌توانسته حق‌التحریر کار کند به آن روزنامه نمی‌رود. او می‌گوید از کوچه روزنامه کیهان به سمت شمال می‌رفتم که تابلویی به نام  تهران‌اکونومیست نگاهم را به خود خیره کرد. داخل رفتم و سراغ سردبیر را گرفتم. خانم میانسالی را معرفی کردند. درخواست خود را گفتم‌. او گفت: می‌توانی همین الان و در فاصله یک ساعت درباره وضعیت فعلی اقتصاد ایران حدود ۶۰۰ کلمه بنویسی؟ اجازه خواستم و نوشتم و به او تحویل دادم. خواند و دوباره خواند و گفت از اول هفته دیگر برای کار بیا اینجا. اما بخت از مطبوعات برگشت و سید‌محمد موسوی‌خویینی‌ها روحانی تندرو دهه‌۶۰ در مقام دادستان، ۴۰‌مجله و روزنامه را با یک فرمان تعطیل کرد که تهران‌اکونومیست هم یکی از آنها بود. این روزنامه‌نگار که در دهه‌۷۰ بار دیگر به دنیای روزنامه‌ها برگشته است در گفت‌و‌گو با رسانه‌های گوناگون به مناسبت روز خبرنگار یا در نوشته‌های او درباره روزگار تیره روزنامه‌ها در جمهوری اسلامی به خرداد۱۳۶۰ و نیز به سال‌۱۳۷۸ و به تعطیلی تاریخی  ۱۸‌روزنامه کشور در سال‌۱۳۷۸ که نشان‌دهنده ادامه تیره‌بختی روزنامه‌ها در جمهوری اسلامی است اشاره می‌کند.

تلخی‌های زندگی روزنامه‌ها و  مطبوعات در جمهوری اسلامی تنها به این دو مورد منحصر نمی‌شود. روزنامه‌ها در رژیم پیشین و در جمهوری اسلامی به چیزهایی باید تن دهند که می‌توان گفت بخت سیاه آنها با این محدودیت‌ها همچنان همانند این روزها که در چاه افتاده‌اند به سپیدی و خوشبختی نسبی میل نخواهد کرد. کشنده‌ترین سم مهلک برای روزنامه‌ها در ایران انحصار دهشتناک نهادهای حکومتی اعم از دولت و دیگر قوا بر سپهر اقتصاد و سیاست در کشور است. روزنامه‌ها در ایران بخت ایران را ندارند که نخست منتشر شوند و اگر تخلف کردند تعطیل شوند بلکه نخست باید «امتیاز» بگیرند!

روزنامه‌ها پس از این گام سخت برای ادامه زندگی آبرومندانه باید بتوانند درآمد لازم کسب کنند. درآمدها از دو راه اصلی به دست می‌آیند؛ فروش به شهروندان و تیراژ بالا‌. دوم گرفتن آگهی از بنگاه‌های اقتصادی‌ اما برای جذب خواننده باید خبرهای مهم در روزنامه منتشر شود. در جمهوری اسلامی برای کسب خبر ناگزیر باید دنبال سازمان‌ها و بنگاه‌هایی رفت که بزرگ‌ترین آنها اکنون در اختیار دولتی‌ها و خصولتی‌هاست و در داستان خبرهای سیاست داخلی و خارجی که نمی‌توان گام از گام برداشت و به تله نهادهای قدرت نیفتاد. خبرهای اندکی از سیاست خارجی در این روزها که این مقوله شاه همه مقوله‌ها و موضوعات است حتی به دست رسانه‌های حکومتی هم می‌رسد. به این ترتیب است که ایرانیان از روزنامه‌های ایرانی رویگردان شده‌اند.

در سوی دیگر ماجرا اما اقتصاد سرتا پا دولتی و حکومتی ایران و ضعف بنیادین بخش‌خصوصی راه‌های جذب آگهی را بر روزنامه‌ها تنگ و تاریک کرده  است. روزنامه‌های ایرانی باید در بهترین حالت از بیان ضعف‌های بنگاه‌های دولتی و حکومتی خودداری کنند تا بتوانند در صف گیرندگان آگهی قرار گیرند. در غیر این صورت بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتی با روزنامه‌هایی همکاری می‌کنند که تعهد پیدا و پنهان دهند چیزی ننویسند که مدیران ناراحت شوند.

این‌گونه شده است که بخت روزنامه‌ها در ایران تیره و تار و سیاه شده است‌. حالا این روزها با تعطیلی بخش‌های مهمی از اقتصاد، کشور در سرازیری شتابان افتاده و راه فرار آنها بسته می‌شود.

آخرین اخبار