نسخهای برای آینده ایران!
هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف
پس از جنگهای ۱۲روزه و رمضان، درنهایت آتشبس موقتی و البته شکننده برقرار شده و طرفین تخاصم بهدنبال توافقی دائمی در حال مذاکرهاند. سوال اصلی اما این است که آیا میتوان انتظار داشت که طرفین به توافقی واقعی و عملی دست یابند؟ با مرور تاریخ از خود میپرسیم آیا کینهای که پارسیان از تازیان به دل دارند بیارتباط به حمله اعراب است؟ اگر چنین است چرا ایرانیان علاقه چندانی به خلیفه سوم اسلام ندارند؟ چند قرن جلو میآییم و از خود میپرسیم نظر ما نسبت به چنگیز چیست؛ چنگیزی که در مغولستان مورد ستایش است. هندیها نسبتبه نادرشاه چه حسی دارند؟ در دوران معاصر نیز دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل قریب به نیمقرن قدمت دارد. حملات اخیر جمهوری اسلامی به کشورهای عرب منطقه زخمی دیرین را باز کرده و دشمنیها عیان شده است.
در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت که مذاکرات به نتیجه برسد و ایرانیان یکشبه با کشورهای عرب منطقه اسرائیل و ایالاتمتحده به صلحی واقعی دست یابند. با نگاهی واقعبینانه به این واقعیت پی میبریم که حتی در صورت توافق، طرفین بهدنبال فرصت برای ضربه زدن به طرف مقابل خواهند بود بنابراین در بهترین حالت حتی چنانچه توافقنامهای همهجانبه به امضا برسد، ریشه تخاصمات خشکیده نشده و مثل آتشی زیر خاکستر باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ راه اول ادامه مسیر فعلی است؛ مسیری که بهدنبال حمایت غرب یا شرق بوده، بدیهیات علم اقتصاد را کنار نهاده، آنچه از سرمایه اجتماعی باقی مانده را به باد داده و به رویافروشی ادامه دهیم. نتیجه این سیاست به وضوح در آخرین آمار منتشرشده اخیر در مورد اندازه اقتصاد کشورهای اسلامی مشاهده میشد که جمهوری اسلامی به رتبه دهم سقوط کرده است و ترکیه با اقتصادی بیش از پنج برابر ایران در رتبه اول قرار دارد.
راهکار دوم آن است که نظام حکمرانی چشمهایش را شسته و جور دیگر ببیند. قبول کند که نمیتواند حل بحرانهای متعدد کشور از جمله انرژی، آب، محیطزیست و … را به افرادی بسپارد که خود با عمل یا بیعملی مسبب ایجاد آن هستند. در نگرش جدید باید بهجای اینکه بهدنبال خامفروشی و صادرات ذخایر طبیعی و متکی به رانت انرژی باشیم که حاصل آن چهار برابر بودن متوسط ارزش یک تن واردات به صادرات کشور شده است، باید برنامه انقلاب صنعتی دوم ایران را به اجرا درآورد. در مرحله اول صنعتی شدن ایران که شش دهه قبل آغاز شد، صنایع مادر با آغاز فعالیت مسیر صنعتی شدن کشور را فراهم کردند. لیکن امروز باید پنجرهای به آینده گشود و این واقعیت را دید که آینده متعلق به فناوری است. باید با حمایت قاطع از تولید فناورانه با ارزشافزوده بالا این حوزه در اولویت توسعه صنعتی قرار گیرد. خوشبختانه کشور از ظرفیتهای لازم برای حرکت در این مسیر برخوردار است و از نظر ذخایر طبیعی، نیروی انسانی و بهویژه عمق صنعتی در شرایط مطلوبی قرار دارد. آنچه مورد نیاز بوده برنامهریزی و مدیریت است که بهجای حمایت بیچون و چرا از صنایع انرژیبر، غیررقابتی و رانتی به این باور برسیم که در شرایط فعلی کشور در صحنه بینالمللی باید بر توانمندیهای داخلی متمرکز شد. باید بهجای سنگاندازی روزمره توسط بخشهای مختلف دولت از جمله شبکه بانکی به حمایت همهجانبه از بخشخصوصی بهویژه شرکتهای کوچک و متوسط اهتمام ورزید.مخلص کلام اینکه آزموده را آزمودن خطاست. حاصل سیاستها، برنامهها و فعالیت دستگاههای عریض و طویل ناکارآمد دولتی و شبهدولتی رشد اقتصادی صفر طی یک دهه اخیر بوده است. وقت آن رسیده که فرمان را از دستان ناتوان دولت در حوزه بنگاهداری و خلق ثروت گرفته و به دست مردم داد تا با گام نهادن در مسیر توسعه، دولت نیز با افزایش درآمد مالیاتی از ورشکستگی نجات یابد.

