دام دهشتناک زندگی در تعلیق
بدون رودربایستی باید گفت زندگی ایرانیان بهویژه پس از اوجگیری تنشها در بهار۱۴۰۴ و رخداد دلخراش جنگ ۱۲روزه بیش از پیش در چاه تعلیق فرو رفت و در زمستان سال گذشته بازهم بیشتر با این وضعیت روبهرو شده است. وضعیتی که الان در داخل آن قرار داریم این است که هنجارهای فعال تضعیف و چشمانداز آینده بدون روزنههای رو به روشنی تاریک و مبهم شدهاند. این موقعیت دشوار نهتنها کنشگران اجتماعی بلکه همه شهروندان را در تعلیق چندگانههایی همانند خواستن و توانایی انجام دادن، ایستادن در همین وضعیت و رفتن به نقطه دیگر و ناامیدی و امیدواری گذاشته است. در این وضعیت بودیم که جنگ ۴۰روزه بر ایرانیان تحمیل شد.
آن جنگ که هنوز امیدی به پایان قطعی آن نیست تنها یک رخداد نظامی نبود بلکه بهعنوان یک شوک اجتماعی گسترده و ژرف، روزگار زندگی معلق ایرانیان را در مسیر شتابی بیپروا قرار داده است. بدون چون و چرا باید قبول کرد نهادهای ادارهکننده ستیز با آمریکا و جنگ با همه کوششهایی که برای عادی نشان دادن کشور میکنند اما خوب میدانند نگهداری این شرایط از سوهای گوناگون با خطر روبهرو است. مهمترین خطر داخلی بیمهار شدن نرخ تورم است؛ نرخ تورمی که این روزها بانک مرکزی و مرکز آمار ایران از ارائه آن خودداری میکنند. کاهش قدرت خرید ایرانیان در سالهای تازهسپریشده پساندازهای آنها را بر باد و رشد روزافزون قیمتها تابآوری شهروندان را در آستانه شکست قرار داده است. مدیران سیاسی، اقتصادی و نظامی باید زندگی میلیونها ایرانی را از این وضعیت تعلیق رها کنند اما شرایط بیرونی امان آنها را بریده است. ادارهکنندگان کشور از سوی دیگر با دشمنانی سرسخت در خارج از کشور روبهرو هستند که برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی حاضرند ایرانیان را در برزخ نگه دارند. واقعیت تلخ این است که بنگاههای اقتصادی در هر بخشی نیز در تعلیق قرار دارند. آیا میتوان امیدوار بود تحریمها روزی برداشته میشود؟ آیا میشود سیاستهای اقتصادی دیگر تابعی از سیاست خارجی پرتنش نباشند؟ آیا باید تولید کرد و به امید فروش ماند؟ مواد اولیه با کدام نرخ ارز وارد خواهد شد؟ آیا دولت توانایی اداره ارزی کشور در وضعیت تعلیق صادرات نفتخام و پتروشیمی را دارد؟ اینها پرسشهایی هستند که نشان میدهند تعلیق فعالیتهای صنعتی و اقتصادی بسیار جدی هستند.
تردیدی نیست که این وضعیت نمیتواند پایدار بماند و باید از تعلیق بیرون بیاییم. چگونگی عبور از تعلیق پرسش روز همه ایرانیانی است که نگران آینده خود و کشورند. دولت که باید در عبور دادن کشور و زندگی مردم از تعلیق پیشگام باشد آیا توانایی کارشناسی دارد و در شرایط حاضر اختیارات کافی برای این مهم را میتواند به دست آورد؟ در حالی که مردم با نگرانی چشم به فعالیتهای دولت دوختهاند واقعیت این است که این نهاد خودش نیز باید ثبات سیاستگذاری بیشتری در هر عرصهای به ویژه حوزه اقتصاد فراهم کند. زندگی در تعلیق کشنده است.
