دیدگاه نادرست از سازگاری
راز ماندگاری انسان روی کره خاکی و رهایی از غارنشینی و روزگار نخستین این است که این موجود ویژگیهایی دارد که همه آنها در موجودات دیگر یکجا جمع نشده است. از ویژگیهای انسان یکی هم این است که توانایی سازش دارد و میتواند به مرور با طبیعت و نیز با انسانهای دیگر سازگار شود. این توانایی انسانی در ذات جامعههای انسانی نیز نهفته است و جامعههای انسانی هرچه به امروز نزدیکتر میشویم با یکدیگر سازگارتر شدهاند. روزهایی در ایران بوده است که شاهان پیش از قاجار و حتی در سالهایی در دوره قاجار با همسایههای خود درجنگ و گریز بودند. اما دستکم ۵۰سال است ایرانیان جز با کشور تحت رژیم استبدادی صدام با هیچ همسایهای جنگ نکردهاند. دوری از جنگ در اروپا نیز اکنون به یک عرف تبدیل شده و در شرق آسیا نیز کشورها با یکدیگر جنگ نمیکنند.
انسان و جامعهها با سازگار کردن خواستههای خود با دیگران و نیز مجاب کردن دیگر جامعهها برای پذیرش خواستههای خود بر درجه سازگاری افزودهاند. این ویژگی انسانی اگر نبود و اگر نباشد جنگ و گریز و کشتار عادی میشود چون هر کشور میخواهد دیگری را مجاب کند که با خواستههای او سازش کند. سازشکاری با سازگاری تفاوت دارد. سازشکاران آدمها و جامعههای انسانیاند که ناتوانند و برای جبران ناتوانی خواستههای دیگر آدمها و دیگر جامعهها را بر خود استیلا میدهند و از اصول خود دور میشوند. سازگاران اما با نگهداری از اصول خود با توانایی و با استفاده از زور و تدبیر جای خود را در میان دیگران باز میکنند.
شوربختانه در ایران به دلایل گوناگون سازگاری همان سازشکاری تعریف شده و راه را بر جلو رفتن کشور جهت مجاب کردن دیگران برای پذیرش اصول خود بسته است. این اتفاق در مناسبات میان جمهوری اسلامی و غرب بهویژه آمریکا به شکل عجیبی پدیدار شده است. در حالی که در همان سالهای نخست پس از انقلاب میشد با جداسازی آداب سازگاری با آداب سازشکاری راه را بر خصومت انباشت شده امروز بست اما اکنون بسیار سخت شده است.
دیوار بیاعتمادی که از الزامهای سازگاری است آنقدر میان ایران و آمریکا بلند و تنومند شده که سرریز آن به کل غرب هم سرایت کرده است. این انباشت ناسازگاری به دلیل تصور نادرست از سازگاری و درهمآمیزی آن با سازگاری در ۴۸سال گذشته انبوهی از تنگناها ساخته که برآیند آن دو جنگ در یکسال است. میتوان و باید راهی را یافت که مخالفان سازشکاری در ایران مجاب شوند هرگونه سازگاری با هر نظام سیاسی به معنای از دست دادن اصول نیست و اگر چنین باشد هر دو کشور متخاصم باید تا ابد باهم بجنگند.
اکنون و در حالی که آتشبس لرزان و شکننده ممکن است شکسته و به سوی جنگ پیش برویم باید در اینباره با شهروندان و گروههای گوناگون گفتوگو شده، مخالفان گفتوگو و سازگاری را متقاعد کرد نمیتوان کشور را تا ابد در جنگ نگه داشت و باید با الزامهای سازگاری ساخت.
