کالیگولای قرن ۲۱
جهان صنعت – مجله اکونومیست در تازهترین گزارش خود با اشارهبه دشواریها و چالشهایی که ایالاتمتحده در زمان ریاست جمهوری ترامپ بهآنها مواجه شده آورده: صلح جهانی توسط احمقها درهم شکسته شده است. در هر سو اقتصادها نابود میشوند و جانها بهخاطر جنگهای انتخابی و اشتباهات سیاسی از دست میروند. نکته قابل توجه ایناست که ایناقدامات اغلب بهدست حاکمان و رژیمهایی انجام میشود که نهتنها نسبتبه عقل سلیم و اخلاق بلکه بهمنافع بلندمدت مردم خود نیز کور هستند.
بهجنگ ولادیمیر پوتین برای محو اوکراین بهعنوان یککشور مستقل نگاه کنید؛ جنگی ساختگی که ژنرالهای روس قول داده بودند ظرف چند روز پایان یابد اکنون در پنجمین سال خونبار خود بهسر میبرد. به وحشت غزه بیندیشید. آرامسازی کامل غزه و مردم آن ازطریق محاصره و اعمال بیرحمانه نیروی نظامی باعث شده تا امروز غزه در آرامش نباشد.
سپس نوبت بهرییسجمهور، دونالد ترامپ میرسد. تهدیدهای او برای تصاحب گرینلند و بیگانهکردن متحدان ناامیدکننده اما مفید از قاره آمریکا تا آسیا و اروپا قبلا جایگاه او را در سالن خودزنیها تضمین کرده است. اکنون او جنگی را در خلیج فارس آغاز کرده است. اگر برخی کارشناسان درست بگویند و آمریکا و اسرائیل نتوانند با بمباران و محاصره ایران ناچار بهعقبنشینی کنند آنگاه اشتباهات خود تحمیل شده ترامپ نیازمند فصل جداگانهای خواهد بود.
تاریخ بیخردی
شرارت جهان خبر جدیدی نبوده اما ظرفیت کنونی آن برای حماقت تکان دهنده است. پس از ۸۰سال بدون یکجنگ مستقیم و تمام عیار میان قدرتهای بزرگ تعداد نگران کنندهای از رهبران بهنظر میرسد که بهدنبال نزاع هستند هرچند منافع ملی فدای آن شود. بههمین دلیل است که برای یافتن دیدگاهی بلندمدت بهتاریخدانی متخصص در دولتهای بد یعنی باربارا تاکمن فقید مراجعه میکنیم. کتاب او با عنوان «تاریخ بیخردی: از تروا تا ویتنام» که در سال۱۹۸۴ منتشر شد تصمیمات خودویرانگر را از دوران باستان تا عصر نیکسون بررسی میکند.
برخی فاجعهها را میتوان بهیک فرد نسبت داد. برای مثال مونتزومای دوم، امپراتور آزتک در قرن شانزدهم که فرمانده ارتشهای نیرومند و شهری با ۳۰۰هزارنفر جمعیت بود دربرابر چندصدسرباز اسپانیایی بهطور منفعلانه تسلیم شد حتی پس از آنکه مشاوران و اعضای خانوادهاش دریافتند مهاجمان انسانهایی بهدنبال طلا هستند و نه خدایان انتقامگیری که مونتزوما از آنها میترسید.
درمقابل حاکمان بریتانیا در قرنهجدهم مسوولیت جمعی ازدستدادن مستعمرات آمریکا را بر عهده دارند. بهروایت تاکمن، جرج سوم و وزیرانش «آمریکاییها را یاغی کردند» و روابط طی سالیان متمادی رو بهوخامت گذاشت. علت نخوت بریتانیایی، تکبر و ناآگاهی از واقعیتهای جهان نو بود. اینامر در آن زمان نیز حماقت تلقی میشد بهطوریکه سیاستمداران مخالف بریتانیا اشاره میکردند که آمریکا برای کشور مادر بسیار بیشتر از هر مالیاتی که بتوان تصور کرد ارزش دارد درحالیکه جنگ با آمریکا ویرانگر خواهد بود. افسوس ارلها و دوکهای نقرسی که بریتانیا را اداره میکردند مملو از تحقیر بودند و افراد تحت استعمار را بهکودکانی تشبیه میکردند که باید مطیع باشند. ارل سندویچ که در اختراع غذاهای میان وعده بهتر بود تا دولتمردی بهمجلس اعیان اطمینان داد که آمریکاییها نخواهند جنگید چراکه مردانی خام، بیانضباط و بزدل هستند.
تاکمن پیشنهاد میکند که تاریخنگاران چیز چندانی از حاکمان فردی احمق نمیآموزند. اشتباهات آنها بیش از حد مکرر و تحت تاثیر شخصیت و باورهایشان است تا موضوعات مفیدی برای مطالعه باشند. علاقه او بهاقدامات خودویرانگری است که توسط یکطبقه یا گروه حاکم انجام میشود و فراتر از یکدوره سیاسی خاص تداوم مییابد. افراد احمق میتوانند آسیب زیادی بزنند اما برای فاجعههای واقعا جهانشکن «تداوم در اشتباه» کلیدی است. ناکارآمدی دولتهای بریتانیا در قرنهجدهم حماقتی سیستمی بود. جنگ ویتنام آمریکا سهرییسجمهور متوالی را بهدام انداخت.
تاکمن بهنکته مهمی اشاره کرده آنهم اینکه با جهش بهزمان حال بسیار مهم است که آیا دیدگاههای سیاسی برخی از رهبران فراتر از خودشان بوده و بنابراین ممکن است پس از خروجشان از قدرت سیاسی نیز ادامه یابد؟ سپس نوبت بهترامپ میرسد. اگر عجایب او فقط متعلق بهخودش باشد نفوذش باید پس از ریاست جمهوری کمرنگ شود. درمقابل حماقتهای او توسط گروه بسیار بزرگتری از جمهوریخواهان منتخب و رایدهندگان امکانپذیر میشود. آیا اشتباهات او سیستمی هستند؟
تداوم تاریخ از دیروز تا امروز
بنیانگذاران آمریکا درمورد زوال جمهوری روم بهامپراتوری فاسد و بیرحم اندوهناک بودند. آنها از امپراتوران ستمگری مانند کالیگولا میترسیدند، کسی که معابد را بهافتخار خود تغییر نام داد، مجسمههای طلایی از خود برپا کرد و از تحقیر نخبگان سابق روم لذت میبرد؛ ازجمله سناتورهای ترسویی که قدرتهای مطلق را بهاو سپردند. بسیاری از مردم عادی روم عاشق کالیگولا بودند زیرا او یکهنرمند نمایشی که بناهای مرمری ساخت، رژههای نظامی ترتیب داد و از تماشای مسابقات گلادیاتوری لذت میبرد مورد تحسین مردم بود. کالیگولا برای نشاندادن تحقیر خود نسبتبه طبقات حاکم تهدید کرد که اسبش را کنسول میکند.
در همین راستاست که شاهد هستیم ترامپ طرفدار مجسمههای طلایی، بناهای مرمری و مسابقات قفس هنوز اسبی را بهکابینه منصوب نکرده است. با اینحال او چاپلوسان نالایق را بهموقعیتهای عالی رتبه منصوب کرده؛ جایی که در حالی که بر سر مزایای جزئی دفتری کشمکش میکنند برای نشاندادن وفاداری خود رقابت میکنند. بنابراین آمریکاییها فقط میتوانند امیدوار باشند که حماقتهایشان شخصی و متعلق بهدوران ترامپ باشد و با یکی دو انتخابات قابل جبران شود زیرا ترویج انحطاط اشتباهی خواهد بود که اصلاح آن بسیار دشوارتر است.
