تولید زیر رگبار تحریمها
جهان صنعت- بهدنبال فلجشدن جریان تولید در بسیاری از پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه درپی حملات آمریکا حالا تشدید کنترلهای دریایی واشنگتن بر مسیرهای صادرات انرژی ایران و طرح سناریوهای جدید برای محدودسازی جریان نفت زنجیره پاییندستی صنعت نفت و پتروشیمی را بیش از پیش در تنگنا قرار داده است؛ شرایطی که بهکاهش منابع پروژهای، دشوارترشدن تامین تجهیزات راهبردی و افزایش ریسک سرمایهگذاری در طرحهای انرژی منجر شده و چشمانداز تولید داخل را نگرانکنندهتر از قبل کرده است.
با تشدید تحریمها و محاصره دریایی وضعیت صنایع پاییندستی نفت در هالهای از ابهام قرار گرفته است. هرچند رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران امیدوارانه میگوید که ظرفیت ساخت داخل همچنان میتواند بخشی از اینفشار را خنثی کند و مسیر اجرای پروژهها را زنده نگه دارد اما بسیاری از تولیدکنندههای کوچک از شرایط مبهم ادامه تولید بهدلیل کمبود مواد اولیه خبر میدهند.
در ماههای اخیر نشانههای روشنی از انتقال فشار تحریمها از سطح صادرات نفت خام بهلایههای صنعتی پاییندست دیده میشود؛ جایی که شرکتهای سازنده تجهیزات نفتی با محدودیت تامین مالی، دشواری واردات قطعات خاص، افزایش هزینه تولید و تاخیر در قراردادها مواجه شدند؛ وضعیتی که همزمان با تشدید نااطمینانی در بازار جهانی نفت ریسک توسعه پروژههای انرژی را افزایش داده است.
چشماندازی که روشن نیست
تحولات اخیر در حوزه امنیت انرژی منطقه نشان میدهد فشار بر صادرات نفت ایران وارد مرحلهای فراتر از تحریمهای سنتی شده است. تمرکز آمریکا بر کنترل مسیرهای دریایی انتقال انرژی بهویژه پس از تجربه فشار بر تنگه هرمز اکنون درحال گسترش بهگلوگاههای دیگر مانند بابالمندب است؛ مسیری که یکی از شریانهای اصلی انتقال نفت خاورمیانه بهاروپا و بخشی از بازارهای جهانی محسوب میشود.
فریدون برکشلی، کارشناس انرژی با اشاره بهاینسناریو تاکید میکند که انتقال فشار از هرمز بهبابالمندب میتواند بهمعنی ورود بازار نفت بهمرحلهای تازه از رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کنترل مسیر باشد و نه صرفا کنترل عرضه. بهگفته او، چنین تغییری بهمعنی کاهش فوری صادرات نبوده بلکه ابتدا هزینه حمل، بیمه و نقلوانتقال مالی را افزایش میدهد. متغیرهایی که درنهایت بهشکل پرمیوم ریسک در قیمت نفت ظاهر میشوند.
بابالمندب روزانه مسیر عبور چندمیلیونبشکه نفت و فرآوردههای نفتی است و هرگونه نااطمینانی در اینکریدور اثر مستقیم بر هزینه حمل انرژی دارد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده بازار نفت نسبتبه تهدید مسیرهای انتقال واکنش سریعتری نسبتبه تهدید تولید نشان میدهد. بههمیندلیل حتی طرح سناریوهای محدودسازی عبور نفتکشها نیز میتواند باعث افزایش نوسان قیمت نفت شود.
اینوضعیت برای ایران یکپارادوکس اقتصادی ایجاد کرده؛ از افزایش ریسک مسیرهای انتقال انرژی که قیمت نفت را بالا میبرند گرفته تا محدودیت صادرات که اجازه بهرهبرداری کامل از اینافزایش قیمت را نمیدهد.
کارشناسان براین باورند که اینوضعیت باعث شده که اثر واقعی افزایش قیمت جهانی نفت نه در افزایش درآمد صادراتی بلکه در افزایش هزینه اجرای پروژههای صنعتی و انرژی ظاهر شود.
سازندگان تجهیزات نفت زیر فشار
صنعت ساخت تجهیزات نفت، گاز و پتروشیمی طی دودهه گذشته بهیکی از مهمترین محورهای داخلیسازی فناوری در کشور تبدیل شده است. گزارشهای رسمی نشان میدهد سهم ساخت داخل تجهیزات صنعت نفت از حدود ۲۰درصد در ابتدای دهه۸۰ بهبیش از ۸۰درصد در سالهای اخیر رسیده است. اینرشد نتیجه شکلگیری شبکهای متشکل از چندصدشرکت خصوصی و نیمهخصوصی فعال در حوزه طراحی مهندسی، ساخت تجهیزات دوار، ابزار دقیق، تجهیزات فرآیندی، خطوط انتقال و تجهیزات پالایشگاهی بوده است.
اینشرکتها امروز بخش مهمی از نیازهای صنعت نفت را در حوزههایی مانند شیرآلات فشارقوی، مبدلهای حرارتی، پمپهای صنعتی، تجهیزات سرچاهی، مخازن تحت فشار، تجهیزات حفاری، سازههای پالایشگاهی و بخشی از توربینها و کمپرسورها تامین میکنند. نقش اینظرفیت صنعتی بهویژه در پروژههایی مانند توسعه فازهای پارسجنوبی، خطوط انتقال گاز سراسری و طرحهای پالایشگاهی و پتروشیمی برجسته بوده است.
با اینحال همچنان حدود ۱۵تا۲۰درصد تجهیزات صنعت نفت وابسته بهواردات باقی مانده است. اینوابستگی عمدتا بهتجهیزات پیشرفته ابزار دقیق، سامانههای کنترل، برخی کمپرسورهای خاص، توربینهای سنگین، فناوریهای فرآیندی پیچیده و کاتالیستهای پتروشیمی مربوط میشود. حوزههایی که انتقال فناوری در آنها تحت تاثیر مستقیم تحریمها قرار دارد.
در سالهای تحریم صنعت نفت ایران برای کاهش اینوابستگی مسیر مهندسی معکوس را دنبال کرده است. تولید داخلی برخی قطعات حساس توربینها، پمپهای فرآیندی، شیرهای صنعتی خاص و تجهیزات پالایشگاهی نمونههایی از اینرویکرد بوده است. هرچند اینسیاست توانسته بخشی از نیازهای فوری صنعت را پاسخ دهد اما هنوز جایگزین کامل انتقال فناوری محسوب نمیشود و توسعه پایدار اینبخش نیازمند سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه است.
همزمان با محدودیت فناوری مشکل نقدینگی پروژهها نیز بهیکی از چالشهای جدی سازندگان تجهیزات تبدیل شده است. کاهش درآمدهای نفتی، تاخیر در پرداخت مطالبات پیمانکاران و افزایش هزینه مواداولیه باعث شده بخشی از ظرفیت عملیاتی شرکتهای سازنده تجهیزات بلااستفاده بماند. اینوضعیت بهویژه پس از اختلال در فعالیت مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه اثرات ملموستری بر زنجیره پاییندستی صنعت انرژی گذاشته است.
با اینحال احسان ثقفی، رییس انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران امیدوار است که شرایط بهبود پیدا کند. او میگوید که تلاشهایی در اینراستا انجام شده و با وزارت نفت در حال تدوین نظامنامهای جدید برای تسهیل همکاری با بخشخصوصی هستند؛ اقدامی که بهگفته او میتواند مسیر حضور گستردهتر سازندگان داخلی در پروژهها را هموار کند. او تاکید میکند که از آنجام که سهم ساخت داخل طی سالهای گذشته از حدود ۲۰درصد بهبیشاز ۸۰درصد افزایش یافته و درنتیجه اینتجربه بخشخصوصی توان پاسخگویی بهنیازهای صنعت نفت را دارد.
با اینحال بسیاری از فعالان صنعتی معتقدند شکاف میان ظرفیت بالقوه ساخت داخل و واقعیتهای اجرایی پروژهها درحال افزایش است. آنها روایت میکنند که بهدلیل محدودیت منابع مالی، دشواری نقلوانتقال ارزی و کاهش سفارش پروژهای فشار سنگینی بر روی صنعت پایین دست نفت وجود دارد. بههمین دلیل هرچند روایت رسمی از افزایش توان داخلی سخن میگوید اما نشانههای میدانی از تنگترشدن فضای فعالیت سازندگان تجهیزات حکایت دارد.
جایی برای تابآوری صنعتی
تشدید تحریمهای دریایی و مالی علیه صنعت انرژی ایران باعث شده سیاستگذاری در حوزه تجهیزات نفتی بهیکی از اولویتهای مهم دولت تبدیل شود. درشرایطیکه مسیرهای صادراتی با محدودیت مواجه و انتقال فناوری نیز دشوارتر از گذشته شده ادامه پروژههای انرژی بیش از هر زمان دیگری بهتوان داخلی وابسته شده است.
فعالان صنعت نفت معتقدند که دولت پزشکیان در چنین فضایی با یکانتخاب راهبردی مواجه است. مسیر نخست تقویت سیاست تابآوری صنعتی ازطریق حمایت هدفمند از سازندگان داخلی، اصلاح مدلهای قراردادی، تسریع پرداخت مطالبات پیمانکاران و توسعه مشارکت بخشخصوصی در پروژههای انرژی است که بهگفته آنها اینمسیر میتواند در کوتاهمدت وابستگی صنعت نفت بهواردات تجهیزات را کاهش دهد و ظرفیت داخلی را فعال نگه دارد.
مسیر دوم تلاش برای کاهش فشارهای خارجی ازطریق بازتعریف تعاملات اقتصادی و انرژی با بازیگران منطقهای و جهانی بوده؛ رویکردی که میتواند دسترسی صنعت نفت بهفناوری و سرمایه را تسهیل کند اما تحقق آن وابسته بهمتغیرهای سیاسی گستردهتر است.
باید توجه داشت که با تشدید سناریوهای کنترل دریایی آمریکا بر مسیرهای انتقال انرژی از هرمز تا بابالمندب میتواند فشار بر صنعت انرژی ایران را وارد مرحله تازهای کند. مرحلهای که در آن سرنوشت زنجیره پاییندستی نفت و پتروشیمی بیش از هر زمان دیگری بهسیاستهای حمایتی داخلی گره خواهد زد. هرچند ثقفی تاکید میکند تجربه سالهای تحریم نشان داده حتی در سختترین شرایط نیز ظرفیت ساخت داخل میتواند بهعنوان ستون پایداری صنعت انرژی عمل کرده و امیدوارانه میگوید که اگر با سیاستگذاری دقیق همراه شود همچنان امکان حفظ جریان پروژههای راهبردی کشور را فراهم خواهد بود.
