چرا یوتیلیتیها هدف قرار گرفتند؟
جهان صنعت– حمله به مجتمعهای تامینکننده برق، بخار و سرویسهای زیرساختی صنعت پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه، تنها یک اقدام نظامی علیه چند واحد صنعتی نبود بلکه اقدامی هدفمند علیه یکی از حیاتیترین گلوگاههای اقتصادی کشور بهشمار میرود.
زیرساختهایی که پایداری تولید دهها مجتمع پتروشیمی به آنها وابسته است و اختلال در عملکردشان میتواند کل زنجیره تولید و صادرات را تحتتاثیر قرار دهد.
صنعت پتروشیمی طی سالهای اخیر و بهویژه پس از محدود شدن صادرات نفت، به یکی از اصلیترین منابع تامین ارز کشور تبدیل شده و سهم قابلتوجهی در حفظ تعادل اقتصادی ایران ایفا کرده است بنابراین هدف قرار گرفتن مراکز یوتیلیتی را باید اقدامی علیه ظرفیت ارزی کشور ارزیابی کرد. در چنین شرایطی اهمیت صنعت پتروشیمی ایران تنها به سهم آن در صادرات غیرنفتی محدود نمیشود بلکه این صنعت یکی از معدود حوزههایی است که ایران در آن همچنان مزیت رقابتی منطقهای قابلتوجهی نسبت به بسیاری از تولیدکنندگان غرب آسیا حفظ کرده است. دسترسی همزمان به منابع عظیم گاز طبیعی، شبکه گسترده مجتمعهای بالادستی و پاییندستی و زیرساختهای متمرکز در قطبهایی مانند عسلویه و ماهشهر باعث شده ایران یکی از بازیگران اصلی زنجیره الفینها، پلیمرها و آروماتیکها در منطقه باقی باشد.
در حالی که کشورهایی مانند عربستان سعودی و قطر طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاریهای کلان در توسعه صنایع پتروشیمی تلاش کردهاند سهم بیشتری از بازار جهانی پلیمرها و محصولات پایه شیمیایی را در اختیار بگیرند، ایران همچنان از نظر تنوع سبد محصولات، دسترسی به خوراک ارزان و ظرفیت تولید مجتمعهای یکپارچه در میان بازیگران مهم منطقه قرار دارد. بهویژه در زنجیرههایی مانند اتیلن و پلیاتیلن، ایران یکی از تامینکنندگان اصلی بازارهای آسیایی محسوب میشود و این جایگاه باعث شده صنعت پتروشیمی نقش مکمل صادرات نفت را ایفا کند.حسین علیمراد، مدیر پیشین برنامهریزی و توسعه شرکت صنایع ملی پتروشیمی میگوید: صنعت پتروشیمی ایران در سالهای اخیر بهویژه در شرایط محدودیتهای نفتی پس از خروج ایالات متحده از برجام، ستون فقرات درآمدهای ارزی کشور بوده و بیش از ۲۵درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل داده است.او در گفتوگویی با ایلنا تاکید کرده است که حملات به مجتمعهای یوتیلیتی فجر انرژی خلیج فارس، مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی عسلویه نشان داد که تمرکز عملیات بر زیرساختهای پشتیبان تولید بوده است؛ زیرساختهایی که قطع آنها بهمعنای توقف همزمان فعالیت تعداد زیادی از واحدهای پتروشیمی خواهد بود.به گفته او، ساختار شبکهای صنعت پتروشیمی در مناطق ماهشهر و عسلویه بهگونهای طراحی شده که بسیاری از مجتمعها به تامین مشترک برق، بخار، آب فرآیندی و اکسیژن صنعتی وابستهاند و از همینرو هرگونه آسیب به مراکز یوتیلیتی به سرعت در کل زنجیره تولید منعکس میشود.مدیر پیشین برنامهریزی و توسعه شرکت صنایع پتروشیمی بر این باور است صدمات واردشده به مجتمعهای فجر انرژی خلیج فارس، مبین انرژی و دماوند انرژی عسلویه موجب توقف مستقیم تولید در بیش از ۵۰مجتمع پتروشیمی در مناطق ماهشهر و عسلویه و کاهش یا توقف تولید در بیش از ۱۰مجتمع پتروشیمی در سایر مناطق کشور شده است.
او میگوید: هدف قرار گرفتن مجتمعهای تامینکننده انرژی بهجای واحدهای تولیدی نشان میدهد الگوی تهدید علیه زیرساختهای اقتصادی کشور وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که تمرکز آن بر ایجاد اختلال زنجیرهای در شبکه تولید است، نه تخریب نقطهای ظرفیت صنعتی. در چنین الگویی، آسیب به یک مرکز یوتیلیتی میتواند آثار گستردهتری نسبت به تخریب یک واحد تولیدی داشته باشد زیرا توقف خدمات زیرساختی، فعالیت مجموعهای از مجتمعهای صنعتی را بهطور همزمان متوقف میکند و هزینه بازسازی آن نیز به مراتب بیشتر خواهد بود.علیمراد میگوید: تمرکز این حملات بر نقاطی بوده که بیشترین وابستگی متقابل و زنجیرهای در شبکه صنعتی کشور دارند و آسیب به آنها میتواند کل سیستم تولیدی را با اختلال روبهرو کند؛ از این منظر هدف قرار دادن تامینکنندگان برق، بخار و سرویسهای یوتیلیتی دارای اثرگذاری راهبردی بیشتری نسبت به تخریب واحدهای تولیدی است.
اثر دومینویی بر خط لوله اتیلن غرب
اختلال در عملکرد مجتمعهای یوتیلیتی علاوهبر توقف تولید برخی واحدها میتواند ظرفیت تولید کل صنعت پتروشیمی کشور را نیز به شکل محسوسی کاهش دهد؛ مسالهای که مستقیما صادرات محصولات پتروشیمی و درآمدهای ارزی کشور را تحتتاثیر قرار خواهد داد.با توجه به نقش این صنعت در جایگزینی بخشی از درآمدهای نفتی، کاهش تولید پتروشیمی میتواند بهسرعت در شاخصهای اقتصادی کشور نمایان شود و حتی تعادل بازار داخلی مواد اولیه صنایع تکمیلی را نیز بر هم بزند.
مدیر پیشین برنامهریزی و توسعه شرکت صنایع پتروشیمی بر این باور است در صورت تداوم توقف تولید مجتمعهای تامینکننده یوتیلیتی، حدود ۵۷میلیون تن از ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی کشور کاهش خواهد یافت و این مساله میتواند تا حدود ۷۶درصد افت تولید واقعی نسبت به سال۱۴۰۳ ایجاد کند.
یکی از مهمترین پیامدهای توقف مجتمعهای یوتیلیتی، ایجاد اختلال در تامین خوراک واحدهای بالادستی و پاییندستی صنعت پتروشیمی است؛ مسالهای که میتواند دامنه اثرگذاری این حملات را از مناطق جنوبی کشور فراتر ببرد.
خط لوله اتیلن غرب بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای انتقال خوراک پتروشیمی در کشور، بهشدت به تامین اتیلن از مجتمع کاویان وابسته است و هرگونه توقف در فعالیت این مجتمع میتواند زنجیرهای از توقف تولید در سایر واحدها ایجاد کند.علیمراد میگوید :توقف تولید مجتمع کاویان که بیش از ۷۷درصد اتیلن خط لوله اتیلن غرب را تامین میکند، موجب توقف تولید ۱۰مجتمع پتروشیمی وابسته به این خط خواهد شد.
صنعت پتروشیمی تنها یک بخش صادراتی نیست بلکه تامینکننده خوراک هزاران واحد صنعتی پاییندستی در داخل کشور نیز محسوب میشود و هرگونه اختلال در تولید آن میتواند آثار گستردهای بر سایر بخشهای صنعتی بر جای بگذارد.
کاهش تولید محصولات پایه پتروشیمی مانند اتیلن، پروپیلن و آروماتیکها میتواند به کاهش تولید پلیمرها و محصولات با ارزشافزوده بالا منجر شود و در نهایت صادرات صنایع تکمیلی کشور را نیز محدود کند.
مدیر پیشین برنامهریزی و توسعه شرکت صنایع پتروشیمی بر این باور است محصولات صنعت پتروشیمی ایران خوراک حدود ۱۵هزار بنگاه فعال در صنایع تکمیلی داخلی را تامین میکنند و توقف تولید این محصولات میتواند زنجیره ارزش صنعتی کشور را با اختلال جدی مواجه کند.در کوتاهمدت مهمترین اثر این حملات توقف فعالیت برخی مجتمعها، ایجاد وقفه در روند صادرات و به تاخیر افتادن راهاندازی طرحهای آماده بهرهبرداری خواهد بود؛ مسالهای که میتواند برنامه توسعه صنعت پتروشیمی را نیز تحتتاثیر قرار دهد.
بهویژه توقف تولید مجتمعهای تامینکننده انرژی در عسلویه میتواند زنجیرهای از توقف فعالیت در واحدهای وابسته ایجاد کند و روند بهرهبرداری از طرحهای جدید را به تعویق بیندازد.
علیمراد میگوید: توقف تولید مجتمعهای یوتیلیتی در منطقه عسلویه میتواند موجب توقف فعالیت مجتمع پتروشیمی کاویان و به دنبال آن توقف تولید ۱۰ مجتمع وابسته به خط اتیلن غرب شود و این مساله تنها بخشی از تبعات کوتاهمدت این حملات است.
اولویتی برای بازسازی
ابعاد این حملات تنها به توقف تولید محدود نمیشود بلکه میتواند پیامدهای بلندمدتی برای امنیت انرژی کشور و پایداری منابع تامین ارز به همراه داشته باشد.
در شرایطی که صنعت پتروشیمی به یکی از مهمترین جایگزینهای درآمدهای نفتی تبدیل شده است، آسیب به زیرساختهای این صنعت میتواند تعادل اقتصادی کشور را نیز تحتتاثیر قرار دهد.
مدیر پیشین برنامهریزی و توسعه شرکت صنایع پتروشیمی بر این باور است این رخداد هشداری جدی برای امنیت انرژی و پایداری منابع تامین ارز کشور است زیرا صنعت پتروشیمی نقش محوری در حفظ تعادل اقتصادی و رشد اقتصادی کشور ایفا میکند.
بازسازی سریع مجتمعهای تامینکننده یوتیلیتی بهعنوان پیشنیاز بازگشت سایر مجتمعها به مدار تولید، مهمترین اقدام در مسیر احیای ظرفیت تولید پتروشیمی کشور محسوب میشود.
تجربه ساختار شبکهای صنعت پتروشیمی نشان میدهد احیای زیرساختهای انرژی سریعترین مسیر برای بازگرداندن تولید و صادرات به سطح پیش از بحران خواهد بود.
علیمراد میگوید: برنامهریزی برای تامین منابع مالی بازسازی این مجتمعها باید با استفاده از ظرفیت بانک مرکزی، صندوق توسعه ملی و منابع شبکه بانکی کشور انجام شود و همزمان شناسایی شرکتهای داخلی و خارجی برای تسریع روند بازسازی در دستور کار قرار گیرد.
