درسهایی از جنگ رمضان؛ صداقت و شفافیت عنصرمحوری و راهبردی اطلاعرسانی
نادر کریمی جونی
اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به جامعه همیشه یکی از موضوعهای مهم و غیرقابل انکار در مدیریت جامعه بهحساب آمده است. حتی در زمانهای خیلی دور حاکمان از طریق جارچیها پیامها، اخبار و اطلاعات را به گوش شهروندان میرساندند. این سابقه طولانی نشان میدهد که اطلاعرسانی تا چه حد و به چه میزان برای حاکمان در وهله اول و در مرحله بعد برای حکومتشوندگان اهمیت دارد. در واقع اطلاعرسانی بهنگام، صحیح و دقیق میزان اعتماد شهروندان به حکومت را افزایش میدهد و باعث ارتباط دوسویه میان راس هرم اجتماع یعنی دولت با قاعده این هرم یعنی شهروندان میشود. دستکم در سالهای اخیر جمهوری اسلامی اهمیت این امر و اطلاعرسانی دقیق، صحیح و بهنگام را درک کرده و به انجام آن همت گماشته است. چنانکه وقتی حضرت امام (ره) مرحوم شد، با اختلاف زمانی اندکی، این رویداد به اطلاع عموم رسانده شد و ایده کسانی که معتقد بودند باید به موضوع فرصت داد و با خرید زمان، زمینه را برای پذیرش خبر از سوی جامعه آماده کرد، مورد توجه و عمل قرار نگرفت. تقریبا همین تجربه در جنگ ۱۲روزه نیز مورد توجه قرار گرفت و هنگامی که در آن صبح جمعه تعدادی از ارشدترین فرماندهان و دانشمندان ایرانی هدف ترور واقع شدند جمهوری اسلامی بدون پنهانکاری، شهادت چهرههای علمی- نظامی خود را اعلام و تایید کرد. در همین جنگ رمضان نیز با فاصله زمانی کمتر از ۲۴ساعت تقریبا همه اتفاقهای جنگ و از حمله ترورهای انجام شده و نتایج آن به شهروندان اطلاع داده شد. حتی هنگامی که رهبر به شهادت رسید و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی هم در همان زمان و همان مکان به شهادت رسیده بودند، این موضوع صادقانه و در کمتر از ۲۴ساعت از هنگام وقوع به اطلاع عموم شهروندان رسانده و به طور رسمی از رسانه ملی اعلام شد. این رفتار صادقانه، اعتماد شهروندان ایرانی در مورد صحت اطلاعات ارائه شده از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی را تقویت و تثبیت کرد. البته نتایج برخی ترورهای هدفمند، در همان ساعات نخست عملیات از سوی مقامات آمریکایی و اسرائیلی و رسانههای فارسی و غیرفارسی زبان اعلام شده بود و تکرار درستی این نتایج اعلام شده، توجه برخی مخاطبان به این رسانهها جلب کرد و پس از اظهار نتایج مذکور، ایرانیان منتظر دریافت و انتشار خبر شهادت افراد اعلام شده از سوی رسانهها و مراجع داخلی بودند. در عین حال این صداقت در مورد طرف مقابل مشاهده نمیشد و نمیشود چنانکه نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در مورد آسیب دیدن یا کشته و زخمی شدن ژنرالها و سربازان خودسانسور شدیدی اعمال کرده و میکنند و از صداقت ادعایی در رفتار رسانهایشان اثری مشاهده نمیشود. برخلاف جنگ ۱۲روزه که برخی شایعات و اخبار نادرست از رسانه ملی و خبرگزاریهای منتشر و بعد از مدتی تکذیب شد، در جنگ حاضر از انتشار چنین اخباری پرهیز گردید، در جنگ پیشین چند بار از مورد هدف قرار گرفتن هواپیماهای اسرائیلی نیز ساقط شدن پرندههای خود را تکذیب کردند. بعد از پایان جنگ ۱۲روزه معلوم شد که هدف قرار گرفتن جنگندههای مذکور صحت نداشته و صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز تنها به دلیل دریافت خبر از جانب مراجع رسمی و نظامی آن را منتشر کرده و راستیآزمایی نکرده است. بههمین دلیل رسانه ملی مسوولیت را متوجه تولیدکنندگان آن یعنی مراجع نظامی دانست.جنگ در کنار انتشار خبر هدف قرار گرفتن مراکز، پایگاهها، هواپیمای با سرنشین و پهپادها از سوی قرارگاه خاتمالانبیا مستندات قابل اعتمادی که حاکی از صحت خبر بوده است، انتشار یافت. به این ترتیب اکنون وقتی خبر هدف قرار دادن جنگنده فوق پیشرفته ۳۵- F از سوی ایران منتشر و مستندات آن ارائه میشود دیگر کسی نمیتواند آن را تکذیب کند و سنتکام نیز بهعنوان اصلیترین مرجع ادارهکننده جنگ علیه ایران آن را تایید میکند.
علاوهبراین در جنگ حاضر میزان حضور و فعالیت چهرههای رسانهای و خبرنگاران خارجی بهویژه در مناطق غیرنظامی هدف قرار داده شده، افزایش یافته و توانسته است نقش موثری در جلب افکار عمومی بینالمللی به نفع ایران داشته باشد. در واقع همین تجمعهایی که در خارج از کشور علیه جنگ تحمیلی به ایران برپا شده و ایالاتمتحده آمریکا و اسرائیل به خاطر این تجاوز محکوم شدهاند ازجمله تاثیرهای حضور همین خبرنگاران و روزنامهنگاران خارجی در ایران و بازتاب حمله به مدارس و بیمارستانها و مناطق مسکونی غیرنظامی در کشورمان بوده که اعتبار بسیار خوبی به نفع جمهوری اسلامی ایران پدید آورده است. با گذشت زمان و افزایش دستاوردهای کشورمان در این جنگ و از جمله هدف قرار دادن پرندههای آمریکایی و اسرائیل، مقامات ایرانی بیشتر و بیشتر اهمیت اطلاعرسانی دقیق و موثر آن هم در سطح بینالمللی را درک میکنند و از آن بهره میگیرند. نکته مهم در درس گرفتن از این واقعیت برای ایرانیان آن است که صداقت، دقت و شفافیت در انتشار اطلاعات عنصر راهبردی است که هیچ نباید مورد بیتوجهی یا کمتوجهی قرار گیرد.

