گذر از دوران تمرکز قدرت و زایش نظمی چندکانونی

مرتضی فاخری
کدخبر: 612468
ایران باید با شناخت تحولات نظم بین‌المللی و بازتعریف سیاست ملی فناوری، به یک قدرت دیجیتال در جهان چندقطبی تبدیل شود.
گذر از دوران تمرکز قدرت و زایش نظمی چندکانونی

مرتضی فاخری- برای قرن‌ها تصور ما از نظم بین‌المللی بر مدار مرکزیت می‌چرخید. از پیمان وستفالی در سده هفدهم که مفهوم حاکمیت ملی را تثبیت کرد تا کنفرانس یالتا در میانه قرن بیستم که جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم کرد، قدرت همواره در پایتخت‌هایی مشخص متمرکز بود. در این ساختار کهن، واشنگتن، مسکو یا لندن تعیین‌کننده قواعد بازی بودند و دیگر بازیگران یا به این قواعد تن می‌دادند یا به حاشیه رانده می‌شدند. امروز اما در میانه دهه دوم قرن بیست و یکم، این تصور دیرینه در حال فروپاشی است. آنچه رخ می‌دهد، صرفا جابه‌جایی ساده قدرت از غرب به شرق یا از آمریکا به چین نیست بلکه دگرگونی در ذات و ماهیت خود قدرت است. جهانی در حال تکوین بوده که مهم‌ترین ویژگی آن پراکندگی قدرت در میان کانون‌های متعدد و متنوع است. این دگردیسی عمیق ریشه در تحولات ساختاری اقتصاد و فناوری دارد. نظم نوین جهانی را نه با مفاهیم جنگ سرد و نه با منطق تک‌قطبی‌ دهه ۱۹۹۰ می‌توان تحلیل کرد. امروز با پدیده‌ای مواجهیم که برخی نظریه‌پردازان آن را «چندقطبی نامتوازن» می‌نامند؛ جهانی که در آن افزون بر دو قدرت بزرگ مانند آمریکا و چین، مجموعه‌ای از قدرت‌های درجه دوم شامل آلمان، هند، ژاپن، روسیه، برزیل و ترکیه نیز حضور دارند که هر یک توانایی شکل‌دهی به پویایی‌های منطقه‌ای خود را دارند. این قدرت‌های میانی اگرچه از ابرقدرت‌ها ضعیف‌ترند اما به هیچ وجه بازیگرانی منفعل محسوب نمی‌شوند و در حال تثبیت جایگاه خود در معماری جدید جهانی هستند.

امانوئل مکرون، رییس‌جمهور فرانسه در سال‌۲۰۲۳ از اروپا خواست تا به «قطب سوم» نظم نوین بدل شود. همزمان فرناندو حداد، وزیر دارایی برزیل اعلام کرد که سائوپائولو هیچ‌یک از قدرت‌های بزرگ را به‌عنوان شریک اصلی برنمی‌گزیند‌. این مواضع نشان‌دهنده تغییر عمیق در نگرش کشورهاست. نزدیکترین متحدان آمریکا، از جمله کشورهای اروپایی و ژاپن، امروز بدون هیچ تردیدی تجارت و سرمایه‌گذاری با چین را در دستور کار دارند حتی اگر با ایدئولوژی یا مدل حکمرانی پکن موافق نباشند. هند نیز که به تازگی خرید تسلیحات آمریکایی را افزایش داده، همزمان در تمرین‌های نظامی با چین شرکت می‌کند و هیدروکربن روسیه را می‌خرد. این رفتار چندجانبه، نه فرصت‌طلبی زودگذر که نشانه‌ای از ساختار جدیدی است که در آن دیگر هیچ کشوری نمی‌تواند یا نمی‌خواهد صرفا در یک اردوگاه مشخص تعریف شود.

پنجاه و ششمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس که در ژانویه۲۰۲۶ با حضور ۳۰۰۰نفر از ۱۳۰‌کشور برگزار شد، به روشنی این دگردیسی را بازتاب داد. در این گردهمایی بزرگ، دیگر خبری از خوش‌بینی ساده‌اندیشانه به جهانی شدن خطی نبود. تم اجلاس «فضایی برای گفت‌وگو» انتخاب شده بود؛ واژه‌ای که نشان می‌داد مفروضات گذشته پیرامون امنیت و حاکمیت به شدت مورد چالش قرار گرفته‌اند. شرکت‌کنندگان در داووس بر این نکته تاکید داشتند که بنگاه‌های اقتصادی امروز ناگزیرند یک متغیر ژئوپلیتیک را هم در محاسبات و برنامه‌ریزی‌های خود مدنظر قرار دهند. به گفته رییس کمیسیون اروپا در این اجلاس، «جهان برای همیشه تغییر یافته است و ما هم باید تغییر کنیم.»

در چنین فضایی دو مولفه به روشنی به‌عنوان ارکان اصلی قدرت در نظم جدید معرفی می‌شوند: اقتصاد و فناوری. دیگر نه وسعت خاک، نه تعداد سرنیزه‌ها و نه حتی زرادخانه‌های هسته‌ای به تنهایی تعیین‌کننده جایگاه کشورها نیستند. آنچه در آینده وزن ژئوپلیتیک یک ملت را مشخص می‌کند، توانایی آن در خلق ثروت از مسیر نوآوری و سهم‌گیری از اقتصاد دیجیتال است. داده‌ها، الگوریتم‌ها و پتنت‌ها، باارزش‌ترین دارایی‌های این دوران هستند و کشوری که در تولید و صادرات این دارایی‌های نامشهود پیشرو باشد، معادلات قدرت را به نفع خود تغییر خواهد داد.

تحلیل روندهای بلندمدت اقتصادی نشان می‌دهد که جهان با سرعتی شتابان از نظمی متمرکز بر ایالات‌متحده و اروپا به سوی جهانی چندقطبی در حرکت است که در آن آسیا به موتور محرکه اقتصاد تبدیل شده است. اقتصادهای نوظهور عضو گروه E7، شامل چین، هند، اندونزی، برزیل، روسیه، مکزیک و ترکیه سهم خود را از تولید ناخالص داخلی جهانی به گونه‌ای افزایش می‌دهند که تا سال۲۰۳۰ به بازیگرانی کاملا کلیدی تبدیل خواهند شد. این تغییر پارادایم، صرفا جابه‌جایی جغرافیایی نیست بلکه نشانه‌ای از گذار از قدرت‌های سنتی مبتنی بر سرزمین به قدرت‌های نوین مبتنی بر اقتصاد و فناوری است.

پیش‌بینی‌های صندوق بین‌المللی پول برای سال‌۲۰۲۶، ایالات‌متحده را با تولید ناخالص داخلی ۸/۳۱تریلیون دلار در صدر نشان می‌دهد اما در همین رده‌بندی، صعود مستمر بازارهای نوظهور اصلی مانند هند و برزیل و همچنین حضور کشورهایی چون مکزیک، کره‌جنوبی و ترکیه در میان ۲۰اقتصاد برتر جهان، نشان‌دهنده تغییر مراکز ثقل اقتصادی و رشد جهانی فزاینده متنوع است. آسیای جنوب شرقی با اندونزی به‌عنوان بزرگترین اقتصاد منطقه، در حال تبدیل شدن به قطب کلیدی تولید، انرژی و خدمات دیجیتال است و شهرهایی مانند جاکارتا، مانیل، هوشیمین و بانکوک به مراکز مالی و فناوری با رشد سریع بدل شده‌اند.

عمیق‌ترین لایه این دگرگونی اما انقلاب فناورانه‌ای است که نه تنها اقتصاد بلکه مفهوم حاکمیت را بازتعریف کرده است. تحولات دو دهه اخیر جهان را وارد مرحله‌ای کرده که نظریه‌پردازان آن را «دوران تمدن دیجیتال» می‌نامند. در این دوران تازه، قدرت دیگر به منابع طبیعی و نظامی صرف متکی نیست بلکه بر محور داده، هوش مصنوعی و تراشه‌ها شکل می‌گیرد. شبکه‌های دیجیتال و پلتفرم‌های جهانی مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و نوعی «حاکمیت فراملی پلتفرمی» پدید آورده‌اند که در آن شرکت‌هایی ماننOpenAI، انویدیا، هواوی و TSMC نقشی همسنگ دولت‌ها یافته‌اند. استانداردهای فناورانه این غول‌های خصوصی، امروز به مثابه قواعد ژئوپلیتیک عمل می‌کند.این تحول ساختاری دو قطب اصلی فناوری در جهان پدید آورده است: قطب آمریکایی-غربی با محوریت نوآوری، سرمایه و هژمونی نرم‌افزاری و قطب چینی-آسیایی با تمرکز بر تولید سخت‌افزار، زیرساخت و استقلال فناوری. در میانه این دو قطب، اروپا، ژاپن و هند می‌کوشند تا «راه سومی» بیابند و از طریق حاکمیت داده و اخلاق فناوری، نقش متعادل‌کننده‌ای ایفا کنند اما نکته کلیدی آن است که پدیده‌ای به نام «هوش مصنوعی کشوری» یا «فناوری ملی» معنا ندارد. جهان، جهان تبادل است و اگر افراد، بنگاه‌ها و دولت‌ها در چرخه جهانی حضور نداشته باشند، نمی‌توانند هم‌افزایی کنند و بیاموزند .

در این میان رقابت آمریکا و چین بر سر تراشه‌های نیمه‌هادی، نمونه روشنی از نبرد برای کسب قدرت محاسباتی است. آمریکا با محدودسازی صادرات فناوری‌های نیمه‌هادی به چین و حمایت از تولید داخلی از طریق قانون  CHIPS Act، تلاش دارد برتری فنی خود را حفظ کند. در مقابل چین با سرمایه‌گذاری ۱۴۲‌میلیارد‌دلاری در صنعت نیمه‌هادی و توسعه شرکت‌های بومی، به دنبال خودکفایی فناورانه است. این نبرد، فراتر از رقابت اقتصادی، تعیین‌کننده ساختار قدرت در دهه‌های آینده خواهد بود. امروز داده همان نقشی را دارد که نفت در قرن بیستم ایفا می‌کرد و کنترل زنجیره تولید و پردازش داده، برتری اقتصادی و امنیتی کشورها را تعیین می‌کند.

خاورمیانه نیز از این تحولات برکنار نمانده و از منبع انرژی فسیلی به میدان رقابت انرژی اطلاعاتی تبدیل شده است. کشورهای حوزه خلیج فارس با سرمایه‌گذاری کلان در پروژه‌های هوش مصنوعی، تراشه و مراکز داده، می‌کوشند نقش خود را از صادرکننده نفت به قدرت دیجیتال منطقه‌ای و حتی جهانی تغییر دهند. سفر اخیر هیات‌های فناوری به عربستان، امارات و قطر و امضای قراردادهای چندصد‌میلیارد دلاری برای توسعه زیرساخت‌های هوش‌مصنوعی، نشانه‌ای از همین چرخش راهبردی است. در چنین شرایطی هرگونه تاخیر در حضور فعال ایران، شکاف فناورانه را تشدید و وابستگی ساختاری کشور را تثبیت خواهد کرد.اما پرسش بنیادین این است: ایران در برابر این موج عظیم چه باید بکند؟ نخستین و حیاتی‌ترین گام، رسیدن به شناختی دقیق و بی‌پیرایه از نظم در حال شکل‌گیری و مولفه‌های اصلی قدرت در آن است. بدون این شناخت، سرمایه‌گذاری‌های ملی به بیراهه خواهد رفت. ایران نیازمند بازتعریف سیاست ملی فناوری و تدوین سندی منسجم برای حکمرانی دیجیتال است که میان امنیت، توسعه اقتصادی و آزادی نوآوری توازن برقرار کند . سیاست‌های جزیره‌ای و تصمیمات کوتاه‌مدت که برخی از آنها در سال‌های اخیر آسیب‌های جدی به اقتصاد دیجیتال وارد کرده، باید جای خود را به برنامه‌های بلندمدت فناورانه بدهند.

تجربه نشان داده است که اقتصاد دیجیتال بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیری وابسته است. بازار می‌تواند با قوانین سختگیرانه کنار بیاید اما با قوانین مبهم و ناپایدار هرگز. سرمایه‌گذار می‌تواند برای مالیات بالا برنامه‌ریزی کند اما در برابر «نااطمینانی سیاستی» توان تصمیم‌گیری منطقی را از دست می‌دهد. دارایی‌های دیجیتال برخلاف دارایی‌های فیزیکی، با یک تصمیم ناگهانی و مبهم می‌توانند نابود شوند و احیای آنها مستلزم آغاز از نقطه صفر است. بنابراین شفاف‌سازی قوانین داده، حفظ حریم خصوصی و حمایت از نوآوری، شرط جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی است.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پردازشی و ایجاد شرکت‌های بزرگ فناوری دیجیتال، دومین گام راهبردی است. ایجاد ابررایانه‌های ملی و حمایت از مراکز داده بومی، از مهم‌ترین پیش‌نیازهای توسعه فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی و بلاکچین است. بی‌تردید بدون برخورداری از توان محاسباتی مستقل، دستیابی به استقلال فناورانه ممکن نیست. برای شکل‌گیری شرکت‌های بزرگ فناورانه، اجرای پروژه‌های ملی کلان در حوزه هوش مصنوعی مانند توسعه شهرهای هوشمند و خدمات مالی مبتنی بر هوش مصنوعی باید در دستور کار قرار گیرد و با تجمیع بنگاه‌های کوچک و متوسط، زمینه ایجاد شرکت‌های عظیم فناوری در کشور فراهم شود.

دیپلماسی فناوری فعال، سومین اقدام ضروری است. ایران باید از ظرفیت بریکس، شانگهای و سازمان اکو برای مشارکت فناورانه استفاده کند. سفر اخیر وزیر ارتباطات ایران به هند و حضور در اجلاس تاثیر هوش مصنوعی۲۰۲۶، گامی در همین مسیر بود. در این سفر بر آمادگی تهران برای گسترش همکاری‌های فناورانه در حوزه هوش مصنوعی، امنیت سایبری و اقتصاد دیجیتال تاکید شد. پیشنهاد ایجاد صندوق مشترک حمایت از استارتاپ‌ها، برگزاری رویدادهای مشترک فناورانه، برنامه‌های تبادل استعداد و تسهیل صدور ویزای فناوری برای متخصصان، از جمله مسیرهای عملی توسعه همکاری‌ها هستند . معاون وزیر ارتباطات ایران نیز در همین اجلاس بر دسترسی عادلانه جهانی به هوش مصنوعی و دموکراتیزه شدن این فناوری تاکید کرد. او با اشاره به همسویی اصول دیجیتال ایران با رویکرد جنوب جهانی، بر عدالت دیجیتال و همکاری جنوب- جنوب به‌عنوان محورهای راهبردی تاکید داشت. این مواضع نشان‌دهنده درک درستی از موقعیت ایران در نظم نوین دیجیتال است؛ موقعیتی خاکستری میان شرق و غرب که می‌تواند با هوشمندی به فرصتی برای نقش‌آفرینی تبدیل شود . تحریم‌های اقتصادی و فناوری، واقعیتی انکارناپذیر در مسیر توسعه ایران هستند. با این حال مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که قدرت‌های نوظهور توانسته‌اند با افزایش تجارت کالاهای با فناوری بالا، خود را به‌عنوان بازیگران موثر جهانی مطرح کنند. صادرات محصولات با فناوری بالا یکی از شاخصه‌های اصلی قدرت اقتصادی در نظم نوین است و کشورهای پیشرو با استفاده از ابزارهای رسمی و غیررسمی مانند تجارت دانش، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و انتقال بین‌المللی سرمایه، تلاش می‌کنند قدرت تجاری ناشی از تفاوت دانش را در بلندمدت حفظ کنند. وضعیت کنونی ایران در این شاخص، سهم ناچیزی را نشان می‌دهد که عمدتا ناشی از عدم برنامه مشخص در تولید محصولات با فناوری بالا، ضریب پایین نفوذ فناوری در بنگاه‌ها، رابطه ضعیف صنعت و دانشگاه و شدت پایین هزینه‌های تحقیق و توسعه است . برای خروج از این وضعیت، ایران باید بتواند ظرفیت‌های عظیم ژئوپلیتیک خود را به فرصتی برای نقش‌آفرینی اقتصادی تبدیل کند. موقعیت منحصربه‌فرد ایران به‌عنوان پل ارتباطی میان آسیا و اروپا، دسترسی به آب‌های آزاد و همسایگی با ۱۵‌کشور، سرمایه‌ای بی‌بدیل است که در صورت تلفیق با فناوری و نوآوری می‌تواند ایران را به هاب منطقه‌ای انرژی، ترانزیت داده و کالا تبدیل کند. تقویت کریدورهای تجاری مانند کریدور شمال- جنوب و تکمیل زیرساخت‌های بندر چابهار، نمونه‌هایی عینی از این رویکرد است .

مجمع جهانی اقتصاد در داووس‌۲۰۲۶، مهم‌ترین موضوع پیش‌روی جهان را «مهارت‌افزایی شهروندان» برای مدیریت و انطباق با شرایط جدید معرفی کرد. ده‌ها بار از سیاستمداران و بنگا‌هداران در این اجلاس شنیده شد که بزرگترین سرمایه، نیروی انسانی است. آماده‌سازی نیروی کار با چالش‌های دنیای جدید، آموزش و مهارت‌افزایی می‌طلبد. ابتکار «انقلاب مهارت‌افزایی» مجمع جهانی اقتصاد که ۸۵۰ میلیون نفر را در دنیا شامل خواهد شد و طرح‌های مشابه در هند و آمریکا، نشان‌دهنده اجماع جهانی بر سر این اولویت است .

ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. به‌روز بودن، روشمند بودن، تجهیز به فرهنگ دیجیتال و هوش مصنوعی و حس قوی یادگیری، از جمله فضاهای آموزشی هستند که بنگاه‌ها و دولت‌ها باید به آنها توجهی روزافزون داشته باشند. دیجیتالی‌سازی حکمرانی و اقتصاد از طریق بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در دولت الکترونیک، زنجیره تامین و خدمات مالی می‌تواند شفافیت و کارآیی را افزایش داده و هزینه‌های اداری را کاهش دهد.

چشم‌انداز آینده: اگر ایران بتواند از توان علمی داخلی، همکاری‌های منطقه‌ای و سیاستگذاری هوشمندانه بهره گیرد، تبدیل شدن به قدرت نرم الگوریتمی منطقه است؛ قدرتی که نه با تسلیحات بلکه با داده، زبان و فرهنگ دیجیتال بومی تعریف می‌شود‌. هوش مصنوعی فارسی‌محور، پلتفرم‌های بومی تعامل اجتماعی و خدمات ابری منطقه‌ای می‌توانند ستون‌های اصلی اقتدار فناورانه کشور باشند. در این میان پرهیز از دام «بی‌ربطی ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک» ضرورتی انکارناپذیر است. دشمنان ایران همواره به‌دنبال ایجاد شکاف میان موقعیت جغرافیایی- سیاسی و جغرافیایی-اقتصادی کشور بوده‌اند. باید با هوشمندی تمام، از ظرفیت‌های سیاسی برای گشودن فضاهای اقتصادی بهره برد و نگذاشت تنش‌های ژئوپلیتیک، فرصت‌های ژئواکونومیک را قربانی کند. بازی در زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و جهانی نیازمند استانداردهای بین‌المللی، ثبات در مقررات و دیپلماسی اقتصادی هوشمندانه است.

نظم جدید جهانی واقعیتی انکارناپذیر است. جهان در آستانه یک بازآرایی ژئواستراتژیک فناورانه قرار دارد که در آن مرزهای سنتی قدرت در حال محو شدن و معادلات تازه‌ای در حال شکل‌گیری هستند. در این جهان چندقطبی و پیچیده، برنده کسی نیست که بیشترین موشک را دارد بلکه کسی است که بتواند ذهن‌ها را با داده‌های خود تسخیر، اقتصاد را با نوآوری خود تغذیه و آینده را با فناوری خود تصاحب کند. ایران اگر بخواهد در این معادله نقشی ایفا کند، باید از اکنون برای فردایی آماده شود که در آن قدرت دیگر در مرکز متمرکز نیست بلکه در شبکه‌ای به هم پیوسته از کانون‌های متعدد جریان دارد.

آخرین اخبار