فوق معمای مافیای ارزی
یکم- حالا بیش از چند هفته از داغ شدن داستان شگفتانگیز «تراستیها» سپری میشود. صفحههای کتاب این داستان که از مرزهای معما عبور کرده هرروز به شکلی و در رسانهای ورق میخورد.
این ورقخوردنها راه را باز کرد تا از بالاترین مقام قضایی تا مقامهای دیگر این قوه و نیز برخی اعضای بلندپایه مجلس مثل نایبرییس این نهاد و همچنین بعضی دیگر از اعضا و همچنین سیاستمداران درباره این پدیده صحبت و برای پسدادن ارزهای بردهشده مهلت داده شده است. خب، پس از این همه مهلت دادنها آیا اتفاقی افتاده است؟ اگر به خبر زیر که دیروز منتشر شده توجه کنیم میفهمیم.
دوم- خبر چیست؟ خبرگزاری تسنیم نوشته است: «در ماههای اخیر نوسانات شدید ارزی بهوضوح نشان داد که تراستیها و گروههای متمرکز بر کنترل و احتکار ارز چه آسیبهای سنگینی به اقتصاد ایران وارد میکنند. این گروهها طی یکسال گذشته با استفاده از رانت اطلاعاتی و دسترسی ویژه به منابع ارزی، بخش عمدهای از ارزهای در دسترس را به بازار عرضه نکردند و موجب تشدید کمبود و افزایش مصنوعی نرخ دلار شدند، نتیجه این رفتار، فشار بر تولیدکنندگان، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم است.»
سوم- مگر چنین چیزی ممکن است؟ چه چیزی؟ اینکه یک گروه که معلوم نیست چند نفرند و معلوم نیست چقدر ارز در اختیارشان بود و قسمت عمدهای را پس نمیدهند و به رانتهای اطلاعاتی دسترسی دارند نام و نشان و آدرس نداشته باشند؟ به نظر میرسد اگر این گروه اینقدر نیرومندند که هیچ نهادی زورش به آنها نمیرسد و نمیشود دلارهای مردم را از آنها پس گرفت باید تردید کرد که اصولا چنین چیزی واقعیت دارد. مگر میشود یک گروه که گفته میشود در دوبی رولزرویس دارند و در برجهای افسانهای ساکن شدهاند را نشناخت؟
