وضعیت شکننده گردشگری
نادر نینوایی– در شرایطی که فضای سیاسی و امنیتی خاورمیانه بار دیگر ملتهب شده و نشانههای تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی بهوضوح قابل مشاهده است، صنعت گردشگری ایران با یکی از شکنندهترین مقاطع خود در سالهای اخیر مواجه شده است. افزایش حضور و آرایش نظامی آمریکا در منطقه، بازتاب گسترده تحولات امنیتی در رسانههای بینالمللی و صدور هشدارهای رسمی سفر به ایران از سوی دستکم ۲۰ کشور جهان، مجموعهای از عوامل را رقم زده که نهتنها گردشگری ورودی بلکه گردشگری داخلی کشور را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داده است.
گردشگری که همواره بهعنوان صنعتی حساس، سریعالاثر و وابسته به ادراک امنیت شناخته میشود، اینبار در ایران با شرایطی روبهرو است که بسیاری از فعالان و کارشناسان آن را متفاوت از بحرانهای مقطعی گذشته ارزیابی میکنند. نشانههای این وضعیت را میتوان در افت چشمگیر ورود گردشگران خارجی، کاهش ضریب اشغال هتلها، ابهام یا تعلیق رویدادهای تخصصی گردشگری و تردید نسبتبه آینده سفرهای داخلی بهویژه در آستانه نوروز ۱۴۰۵ مشاهده کرد.
سیدمصطفی موسوی، رییس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران با تاکید بر ابعاد نگرانکننده شرایط موجود وضعیت کنونی را حاصل همزمانی تنشهای سیاسی، فضای امنیتی منطقه و واکنش بازارهای جهانی گردشگری دانسته و میگوید: «در وضعیت فعلی ورود گردشگر به کشور به کمترین میزان ممکن رسیده و عملا تنها گروهی که همچنان به ایران سفر میکنند، افرادی هستند که با هدف گردشگری سلامت و درمان وارد کشور میشوند. با توجه به فضای کشور و آرایش جنگی آمریکا علیه ایران، طبیعی است که کشورهای خارجی از اتباع خود بخواهند به ایران سفر نکنند.»
هشدارهای سفر؛ زنگ خطری فراتر از غرب
یکی از مهمترین نشانههای عمق بحران کنونی گردشگری ایران، موج جدید هشدارهای رسمی عدم سفر به کشور است؛ هشدارهایی که اینبار صرفا از سوی کشورهای غربی صادر نشده و دامنه آن به برخی متحدان سیاسی ایران نیز گسترش یافته است. براساس اعلام رسانهها، تاکنون دستکم ۲۰کشور جهان هشدار رسمی سفر به ایران صادر کردهاند؛ فهرستی که حضور کشورهایی مانند چین، روسیه و عراق در آن توجه بسیاری از ناظران و فعالان این صنعت را به خود جلب کرده است.
رییس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران با اشاره به این موضوع، صدور هشدار سفر از سوی کشورهای متحد را نشانهای از گستردهتر شدن نگرانیها درباره امنیت سفر به ایران دانسته و تاکید میکند: «این مساله نشان میدهد که نگرانیها درباره سفر به ایران صرفا محدود به کشورهای غربی نیست و ابعاد فراگیرتری پیدا کرده است. وقتی حتی کشورهایی که روابط سیاسی نزدیکی با ایران دارند، نسبتبه سفر اتباع خود هشدار میدهند، پیام روشنی به بازار گردشگری جهانی ارسال میشود.»
این هشدارها افزونبر اثر مستقیم بر تصمیم گردشگران بالقوه، نقش تعیینکنندهای در تصویر و برند مقصد ایران در سطح بینالمللی دارند. صنعت گردشگری بهشدت به ادراک امنیت وابسته است و در شرایطی که تصویر مقصد با نااطمینانی، ریسک و تنش گره بخورد، بازگشت اعتماد گردشگران فرآیندی زمانبر و پرهزینه خواهد بود. در چنین فضایی حتی لغو هشدارها نیز لزوما به معنای بازگشت سریع گردشگران نیست و بازار نیازمند نشانههای پایدار ثبات و امنیت خواهد بود. پیامد این وضعیت محدودشدن جریان گردشگری ورودی به حداقل ممکن و تمرکز ناخواسته بر برخی اشکال خاص سفر، از جمله گردشگری سلامت است؛ بخشی که بهدلیل ماهیت اضطراری و ضرورت درمان، نسبتبه سایر انواع گردشگری تابآوری بیشتری دارد اما بهتنهایی نمیتواند بار اقتصادی صنعت گردشگری کشور را به دوش بکشد.
رکود سرریز شده به گردشگری داخلی
برخلاف تصور رایج که گردشگری داخلی را سپری در برابر بحرانهای خارجی میداند، شواهد موجود نشان میدهد که رکود گردشگری در ایران اینبار بهسرعت از بخش ورودی به بخش داخلی نیز سرایت کرده است. موسوی با هشدار نسبت به این روند میگوید: «کاهش احساس امنیت، بلاتکلیفی اقتصادی و نگرانیهای عمومی بهطور طبیعی منجربه کاهش سفرهای داخلی و افت محسوس جابهجاییهای گردشگری در کشور میشود.»
به گفته او، تداوم این وضعیت میتواند سفرهای نوروزی۱۴۰۵ را نیز با تهدید جدی مواجه کند چراکه اشتیاق خانوارها برای برنامهریزی سفر بهشدت تابع شرایط روانی، اقتصادی و امنیتی جامعه است. در شرایطی که بخش قابلتوجهی از جامعه با نااطمینانی نسبتبه آینده اقتصادی و تحولات سیاسی مواجه است، سفر که همواره یکی از نخستین گزینههای حذفشده از سبد هزینه خانوار محسوب میشود، بیش از پیش در معرض کاهش قرار میگیرد. نشانههای این رکود را میتوان در کاهش رزروها، افت تقاضا برای تورهای داخلی، کوتاهتر شدن مدت سفرها و افزایش سفرهای لحظه آخری مشاهده کرد. این وضعیت فشار مضاعفی بر کسبوکارهای گردشگری وارد کرده؛ کسبوکارهایی که بسیاری از آنها هنوز از تبعات رکودهای پیشین و شوکهای ناشی از بحرانهای اخیر رهایی نیافتهاند.
در سطح استانی نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. جلال تاجیک، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان سمنان با تاکید بر پیوند ناگسستنی گردشگری با اقتصاد کلان کشور معتقد است: حال و روز این بخش نمیتواند جدا از وضعیت کلی اقتصاد ارزیابی شود. او کاهش جدی گردشگران خارجی و اثرات اقتصادی ناشی از حوادث اخیر را ضربهای جدی بر پیکره نحیف اقتصاد گردشگری دانسته و تصریح میکند: «متاسفانه در حال حاضر گردشگر خارجی نداریم و وضعیت گردشگری در کشور و استان در شرایط قرمز قرار گرفته است.»
با این حال تاجیک به برخی ظرفیتهای محدود برای کاهش فشار رکود نیز اشاره میکند؛ از جمله حضور حدود ۵هزار دانشجوی خارجی در سمنان و شاهرود که میتواند به افزایش نسبی ضریب اشغال اقامتگاهها کمک کند. همچنین افزایش قیمت خدمات اقامتی با هدف جلوگیری از زیان فعالان گردشگری بهعنوان یکی از راهکارهای کوتاهمدت مطرح شده است؛ راهکاری که اگرچه میتواند بخشی از فشار هزینهها را جبران کند اما در صورت تداوم کاهش تقاضا، خود با چالشهای جدیدی همراه خواهد بود.
گردشگری؛ صنعتی شیشهای در برابر ناپایداریها
کارشناسان دانشگاهی و پژوهشگران حوزه گردشگری، وضعیت کنونی را از منظر ساختاری نیز نگرانکننده ارزیابی میکنند. طاهره صادقلو، دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد با تاکید بر ماهیت شکننده صنعت گردشگری، این صنعت را «شیشهای» توصیف کرده و میگوید: «گردشگری در سطح جهانی صنعتی بسیار حساس به مسائل امنیتی، ناآرامیها و تنشهای اجتماعی است و بسته به نوع بحران و نحوه مدیریت آن، میتواند از افتهای مقطعی تا رکودهای بلندمدت و حتی بحرانهای ساختاری را تجربه کند.»
به گفته صادقلو، واکنش مقاصد گردشگری به ناپایداریها معمولا در قالب سه رویکرد اصلی بروز میکند که شامل واکنش پیشدستانه، واکنش فوری و رویکرد تطبیقی است. مقاصدی که از حکمرانی قوی، برند تثبیتشده و تجربه مدیریت بحران برخوردارند، تلاش میکنند پیش از افت شدید تقاضا، با اطلاعرسانی شفاف، مدیریت رسانهای و تفکیک فضایی بحران، اعتماد بازار را حفظ کنند. در مقاصدی با سطح توسعه گردشگری متوسط یا پایین اما واکنشها اغلب پس از بروز آسیب اولیه آغاز میشود؛ واکنشهایی پرهزینه که معمولا با فرسایش موقت برند مقصد همراه است.
در صورت تداوم شرایط ناپایدار، مقصد ناگزیر به اتخاذ رویکرد تطبیقی میشود؛ بهمعنای تغییر بازارهای هدف، تمرکز بر گردشگری داخلی یا منطقهای، تعدیل مقیاس فعالیتها و افزایش انعطافپذیری در مدلهای کسبوکار. به باور این استاد دانشگاه، مقاصد توسعهیافته این مسیر را سریعتر و هوشمندانهتر طی میکنند درحالیکه مقاصد در حال توسعه، با تاخیر و هزینههای اجتماعی و اقتصادی بیشتری با شرایط جدید سازگار میشوند.
صادقلو همچنین به تغییر رفتار گردشگران در شرایط ناپایداری اجتماعی اشاره کرده و میگوید: «در چنین شرایطی سفرها انتخابیتر، محافظهکارانهتر و کوتاهمدتتر میشود. گردشگران از سفرهای پرهزینه و بلندمدت اجتناب میکنند و بهسمت سفرهای قابل کنترل، آشنا و انعطافپذیر میروند.» در این میان گردشگری بینالمللی بیشترین آسیب را متحمل میشود درحالیکه سفرهای داخلی کوتاهمدت، زیارتی، طبیعتمحور و روستایی از تابآوری نسبی بیشتری برخوردارند.
از شوک مقطعی تا بحران ساختاری
یکی از مهمترین نگرانیهای مطرحشده از سوی فعالان و کارشناسان، احتمال تبدیل رکود کنونی گردشگری ایران از یک شوک مقطعی به بحرانی ساختاری است. موسوی با اشاره به تجربههای گذشته هشدار میدهد که شرایط ایجادشده میتواند رکودی عمیقتر از دورههای پیشین حتی شدیدتر از رکود ناشی از جنگ ۱۲روزه را رقم بزند؛ رکودی که پیامدهای آن تنها به کاهش سفر محدود نخواهد شد و اشتغال، سرمایهگذاری و تصویر بینالمللی ایران در صنعت گردشگری را نیز تحتتاثیر قرار خواهد داد. صادقلو نیز با تاکید بر این نگرانی میگوید: «افت گردشگری لزوما مقطعی نیست و در صورت تداوم ناپایداری یا مدیریت نادرست میتواند به رکود بلندمدت یا حتی دگرگونی ساختاری صنعت گردشگری منجر شود.» به گفته او، مسیر آینده گردشگری ایران به عواملی همچون کیفیت مدیریت بحران، هماهنگی نهادی، شفافیت ارتباطی، تنوع بازارها، سهم گردشگری داخلی و بازسازی اعتماد عمومی بستگی دارد.
درنهایت آنچه بیش از هرچیز در اظهارات فعالان بخش خصوصی و کارشناسان مشترک است، تاکید بر ضرورت کاهش تنشها و بازگشت ثبات به فضای منطقهای است. بدون تحقق این پیششرط، نمیتوان چشمانداز روشنی برای خروج گردشگری ایران از رکود متصور بود. صنعتی که امروز بیش از هر زمان دیگری شکننده و آسیبپذیر بهنظر میرسد در صورت بیتوجهی ممکن است هزینههای آن برای اقتصاد و جامعه بسیار فراتر از حوزه گردشگری باشد.
