ساعت صفر توریسم
نادر نینوایی– بالاخره جنگی که چند ماه بود بر کشور سایه افکنده بود به وقوع پیوست. شنیده شدن صدای انفجار موشکها در قلب پایتخت و در اقصی و نقاط کشور حکم ساعت صفر را برای صنعت گردشگری داشت. توریسم ایران که ماههاست در سایه تنشهای سیاسی، جنگ ۱۲روزه و رکود کمسابقه بازار قرار داشته است، اکنون به ساعت صفر خود رسید. بستهشدن خطوط هوایی، توقف سفر به ایران و قطع جریان سفر و گردشگری داخلی در عمل این صنعت را با بحرانی جدی مواجه کرده است.
در این شرایط راهنمایان گردشگری، تورگردانان و حتی صاحبان اقامتگاهها با روزهای رکود مطلق مواجه شدهاند و حداقل انتظار در این وضعیت بحرانی از دولت، ارائه سریع تسهیلات، بخشودگی مالیاتی و مشوقهایی برای سرپا نگهداشتن صنعت گردشگری و جلوگیری از خروج فعالان از صنعت و شکلگیری موجی از بیکاری گسترده است.
سال شوم گردشگری کشور
آنچه در سال جاری در صنعت گردشگری کشور گذشت یادآور رکود بیسابقه دوران کرونا بود. از ابتدای امسال اوجگیری تنشها با غرب و اسرائیل بر سر پرونده هستهای و موشکی، وقوع جنگ ۱۲ روزه و وضعیت بد معیشتی و اقتصادی مردم که عملا گردشگری داخلی را از رونق انداخته بود صنعت توریسم ایران را با رکودی مداوم مواجه کرد.
در دیماه امسال و در پی تکنرخی شدن ارز و گرانی ناگهانی کالاهای اساسی و دلار، اعتراضات مردم به گرانی شکل گرفت. در نهایت به دنبال وقایع ناراحتکننده هجدم و نوزدهم دیماه، عملا جامعه در سوگ جمعی فرورفت. نتیجه این وضعیت کاهش میزان سفرهای داخلی بود، آن هم در شرایطی که سفرهای ورودی به کشور نیز تحت تاثیر تنشها و هشدارها در خصوص سفر به ایران با رکودی جدی مواجه بود.
شرایط نگرانکننده کنونی و جنگ در حالی به وقوع پیوسته است که فعالان گردشگری انتظار داشتند با کاهش تنشها در ماههای پایانی سال و نیز با فرارسیدن فصل نوروز که به شکل سنتی برای مردم ایران فصل سفر و گردشگری شمرده میشود، بخشی از زیان انباشته خود را جبران کنند.
افزون برآنچه ذکر شد اما باید در نظر داشت که ترکشهای جنگ و تنش فقط گریبانگیر صنعت گردشگری نشده و نوک پیکان شرایط پرتنش کنونی، مشاغل جانبی این صنعت را نیز نشانه رفته است.
بحران فعالان صنایعدستی، سوغاتفروشان و رستورانداران
نبض برخی مشاغل خصوصا در شهرهای گردشگرپذیر نظیر اصفهان، مشهد و شیراز با گردشگری میزند به این معنا که فروش صنایعدستی منوط به شکلگیری جریان سفر به این شهرها بوده و با توقف سفر و گردشگری در عمل صاحبان این مشاغل نیز درآمد خود را از دست میدهند.
در یکسال گذشته فعالان صنایعدستی از تولیدکننده تا فروشندگانی که در اطراف میدان نقش جهان در اصفهان و نیز در محدوده تختجمشید فعالیت داشتند، تحت تاثیر نبود مسافر و گردشگر بخش عمده درآمدهای خود را از دست دادهاند.
از سوی دیگر برگزار نشدن نمایشگاههای گردشگری و صنایعدستی و رویدادهای مشابه عملا معدود روزنههای امید تولدکنندگان صنایعدستی و فروشندگان سوغاتی برای درآمدزایی را کور کرده است.
افزون بر این موارد رستوراندارانی که در شهرهای گردشگرپذیر فعالیت داشتند نیز با کاهش چشمگیر میزان فروش خود روبهرو بودهاند. گران شدن ناگهانی نرخ کالاهای اساسی و مواد خوراکی شرایطی را به وجود آورده که مردم توان و امکان مراجعه به رستورانها را ندارند و همین امر رکود در این بازار جانبی صنعت گردشگری را تعمیق بخشیده است.
ضرورت ارائه تسهیلات و کمکهای موثر به فعالان گردشگری
در شرایطی که فعالان صنعت گردشگری کشور سالی همراه با رکود و سایه جنگ و تنش را پشت سر گذاشتهاند و در روزهایی که سایه سنگین جنگ بر کل کشور گسترده شده، حداقل انتظار از دولت ارائه تسهیلات، کمکهای بلاعوض، اختصاص مشوقها و ارائه بخشودگیهای مالیاتی است.
در این روزهای بحرانی ضرورت دارد که هر اقدامی برای سرپا نگه داشتن صنعت نیمه جان گردشگری به انجام برسد و نباید در هیاهوی صدای موشکها فریاد خاموش فعالان صنعت توریسم و کسبوکارهای وابسته ناشنیده باقی بماند.
فراموش نکنیم که در همین یکسال هتلداران با افزایش قیمت حاملهای انرژی و هزینههای هنگفت برای ترانزیت برق مواجه بودهاند و این هزینههای جانبی در کنار روند ادامهدار بازار میتواند موجب وارد آمدن زیان ساختاری به صنعت گردشگری کشور شود؛ زیانی که به سادگی قابل جبران نخواهد بود.
خطر خروج منابع انسانی از صنعت توریسم کشور
مهمترین دارایی هر صنعت نیروی انسانی آن شمرده میشود؛ به عبارتی دیگر راهنمایان گردشگری، کارکنان هتلها، تورگردانان و حتی هنرمندان صنایعدستی و تولیدکنندگان و فروشندگان سوغات همگی بخشهایی از بدنه صنعت گردشگری و صنایع جانبی و وابسته به آن هستند که اگر شرایط بحرانی آنها در دروران جنگ نادیده گرفته شود، ممکن است ناچار به خروج از فعالیت حرفهای خود شوند.
کوچ فعالان گردشگری و صنایع جانبی در عمل به معنای ازدسترفتن مهمترین ستون گردشگری کشور است و دولت باید با تمام توان و با بهرهگیری از هر ابزاری که دارد مانع وقوع این اتفاق شود.
در نظر داشته باشید که برای آموزش یک راهنمای گرشگری و کسب تجربه توسط او، ماهها و بلکه سالها زمان صرف شده است. کارکنان هتلها برای تسلط بر زبانهای رایج بینالمللی و اصول تشریفات و هتلداری، ماهها و بلکه سالها آموزش دیده و تجربهاندوزی کردهاند.
طبیعی است که خروج این نیروهای متخصص و آموزش دیده از بدنه صنعت گردشگری کشور میتواند ضربهای غیرقابل جبران به این صنعت وارد کند. بنابراین جدیگرفتن بحران گردشکری ایران و فراموش نشدن آن در میان جنگ اخیر از مهمترین مواردی است که به هیچوجه نباید از نگاه دولتمردان و وزارت گردشگری دور بماند یا از آن غفلت شود.
