دانشآموزان، بازنده تعطیلیها
پویا اصل باغ– به اینجملات توجه کنید: «مدارس و دانشگاههای کشور بهدلیل برودت هوا فردا تعطیل است» یا مثلا «بهدلیل تداوم آلودگی هوا کلیه مقاطع تحصیلی استان تعطیل اعلام شد». این جملات بیش از آنکه صرفا یک تصمیم مقطعی و کوتاهمدت باشد به یک عادت و سیاست محبوب مسوولان نظام آموزشی کشور برای مواقع اضطرار تبدیل شده و سالهای متمادی است که تکرار میشود. تعطیلی مکرر مراکز آموزشی در سراسر کشور از خردادماه سال جاری بهقدری شتاب گرفته که اگر محاسبه کنیم احتمالا دانشآموزان و دانشجویان سرجمع کمتر از ۴۰روز سر کلاس درس حاضر بودند. طی ماههای اخیر با شدتگرفتن آلایندگیهای جوی بیشتر مقاطع تحصیلی در کلانشهرها بهویژه تهران تعطیل بود. از سوی دیگر با فرارسیدن ماهدی که فصل امتحانات نیز هست دولت بهخاطر شرایط ویژه کشور تصمیم گرفت تمامی مراکز آموزشی را تعطیل اعلام کند.
با اوجگرفتن تعطیلیها بسیاری از مراکز آموزشی تصمیم گرفتند امتحانات برخی دانشگاهها را بهصورت مجازی برگزار کنند و در مورد مدارس نیز اظهارات متناقضی وجود داشته بهطوری که همچنان تصمیم کلی از سوی مدیران آموزشوپرورش گرفته نشده است. به باور بسیاری تعطیلات مکرر مراکز آموزشی نه یک راهحل بلکه فرار مسوولان از اتخاذ سیاستهای درست است. عدم تامین زیرساخت مناسب برای برگزاری آموزش غیرحضوری و امتحانات نیز در این شرایط خود را نمایان کرده و به قول قدیمیها مدیران ارشد کشور چنان «آش شلمشوربایی» را فراهم کردند که خودشان نیز قادر به اصلاح آن نیستند و دود این مساله فقط به چشم آموزش، محصلان و خانوادههای آنها میرود.
بیخیالی مدیران آموزشی کشور
تعطیلیهای گسترده تبعات بسیاری سنگینی را برای آموزش کشور ایجاد میکند. ابراهیم سحرخیز، معاون سابق آموزشوپرورش ضمن تشریح پیامدهای این موضوع به «جهانصنعت» گفت: پیامد این مساله بسیار گسترده بوده و آثار این تعطیلات در حوزه آموزش تنها محدود به افت تحصیلی دانشآموزان نمیشود. در این راستا تنها به بحث افت تحصیلی اشاره میکنم. همانطورکه احتمالا در گزارش تلویزیونی چندروز پیش مشاهده کردید یک دانشآموز دوره دبیرستان بیان میکند که از این تعطیلات خسته شده و حضور در مدرسه را به عنوان فرصتی برای تعامل با دوستان خود میداند. افسردگی و معضلات اجتماعی و اقتصادی تاثیرات قابلتوجهی بر روح و روان کودکان گذاشته بهخصوص اگر در سطح کشور یا شهر موانعی برای تردد و انجام فعالیتهای تفریحی وجود داشته باشد.
وی افزود: در این شرایط دانشآموزان در خانه اسیر میشوند و این وضعیت آثار روانی اجتماعی منفی بر آنها میگذارد. بچهها نیازمند جستجو و تعامل با همسالان و همبازیها هستند و حضور در فضای باز مدرسه برای تخلیه هیجانات ضروری است. این آثار بر آموزش خود دانشآموزان نیز تاثیرگذار است. نباید فراموش کرد که ما سالهاست در امتحانات نهایی و آزمونهای بینالمللی وضعیت نامطلوبی را تجربه میکنیم. در حالی که امتحانات داخلی به دلیل محدودیت دسترسی مدارس و معلمان نمیتوانند این وضعیت را بهطور کامل منعکس کنند. بنابر مطالعات انجامشده به نظر میرسد که ایران در رتبههای پایینی کشورها در این آزمونها قرار دارد و این موضوع را میتوان تا حد زیادی به تعطیلات مکرر نسبت داد.
خطر تعطیلیهای گسترده
معاون سابق آموزشوپرورش بیان کرد: البته بهانههای دیگری مانند مسائل سیاسی و اجتماعی که اینک شاهد آن هستیم، آب و هوا، ترافیک و مشکلات در زمینه تامین آب، برق و گاز نیز مطرح میشوند اما تنها در مواقع تعطیلی مدارس به این مسائل توجه میشود. به نظر میرسد که در این شرایط افراد به سرعت اعلام میکنند که مدارس باید تعطیل شوند یا آموزشها به صورت مجازی و غیرحضوری ارائه شوند اما باید توجه داشت که آموزش مجازی در شرایطی که امکانات لازم در خانه وجود نداشته باشد به خوبی نمیتواند جایگزین آموزش حضوری شود. حتی با فعالبودن اینترنت داخلی در محیط خانه آپارتمانی که چند فرزند در آن زندگی میکنند امکان تعامل و فعالیتهای حرکتی فراهم نیست. علاوه بر این بسیاری از دانشآموزان به دلیل کمبود امکانات یا ضعیفبودن اینترنت قادر به استفاده از آموزش مجازی نیستند.
وی ادامه داد: علاوه بر این تعطیلات مکرر باعث میشود که دانشآموزان در واقع در خانه نباشند و برخی از آنها حتی به کارکردن مشغول شوند. این وضعیت یک انقطاع روانی و آموزشی ایجاد کرده و دانشآموزان گویی اصلا در مدرسه حضور نداشتند. گاهی اوقات پشتسرهمبودن تعطیلات بهگونهای بوده که دانشآموزان تصور میکنند تابستان یا تعطیلات نوروز است. این موضوع بهدلیل ایجاد انقطاع به آموزش آسیب میرساند و باعث فراموشی مطالب قبلی میشود. بهدلیل حجم زیاد مطالب درسی و تقسیمبندی نامناسب زمان آموزش ممکن است معلمان مجبور شوند مطالب را به صورت سطحی و بدون تعمق تدریس کنند. در این شرایط آموزش به روانخوانی مطالب محدود میشود و یادگیری تحکیم و تعمیق پیدا نمیکند.
بحران در مقاطع ابتدایی
سحرخیز میگوید که تعطیلیهای مکرر باعث شده مقطع ابتدایی در کشور آسیب جدی ببیند. وی ضمن تصریح این موضوع ادامه داد: مشکلات این مساله بهویژه در دوره ابتدایی آشکار است. اینکه تصور کنیم میتوان با صرفنظر از مدرسه و معلم ازطریق معلم خصوصی یا آموزشهای مجازی خلأ مدرسه و معلم را جبران کرد کاملا ناصحیح است. دانشآموز پایه اول که مهمترین پایه یادگیری او آموزش خواندن و نوشتن است باید آموزش را در محیط مدرسه و با حضور معلم فراگیرد. من سهپایهنخست ابتدایی را بسیار حساس میدانم زیرا خودم معلم ابتدایی بودم و از تجربه زیسته بهروشنی میدانم که این باور هنوز هم درست است.
وی افزود: حتی اگر والدین باسواد باشند بدون آگاهی از روشهای آموزشی هرچقدر هم که تحصیلکرده حتی اگر استاد دانشگاه باشند هم نمیتوانند جایگزین معلم شوند. والدین نمیتوانند بگویند که در خانه با فرزند تمرین میکنند و خلأ مدرسه برطرف میشود. بنابراین اگر مدرسه تعطیل شود مشکلات فراوانی پیش میآید مگر آنکه واقعا معلم ابتدایی پایهاولی را استخدام کنند تا در روزهای تعطیلی مدرسه به خانه بیاید. البته همین کار هم برای دانشآموز ابتدایی خالی از خطر نیست زیرا دانشآموز با روش و منش معلم خود انس و الفتی گرفته و حال باید از آن معلم جدا شده و به معلم دیگری سپرده شود که خود دردسرها و پیامدهای خاصی دارد.
فقر یادگیری
این معاون اسبق آموزشوپرورش توضیح داد: نتیجه تعطیلات بهویژه در دوره ابتدایی ضربه بزرگی بوده که به این مقطع وارد شده است. براساس آمارهای راستیآزماییشده حدود ۴۰تا۴۴درصد از دانشآموزان دوره ابتدایی دچار فقر یادگیری هستند یعنی اساسا توانایی خواندن و نوشتن ندارند. ممکن است در ظاهر نیز قبولی گرفته باشند اما این نتیجه آموزشهای مجازی بوده مانند دوران پاندمی کرونا که در برخی موارد مادر به جای فرزند امتحان میداد و معلم از سر دلسوزی اغماض میکرد. این دانشآموزان همگی به پایههای بالاتر رفتند درحالیکه مهارتهای اساسی را نیاموخته بودند. این نوع از لطفها در ظاهر شاید از سر مهربانی باشد اما در حقیقت آسیب جدی به جامعه وارد میکند.
سحرخیز به تبعات تعطیلیهای مکرر برای دانشجویان نیز اشاره کرد و گفت: برای نمونه در دانشگاههایی مانند صنعتی شریف نیز گاهی شاهدیم که دانشجویان در درسی مانند ریاضی نمرات ضعیفی کسب میکنند. این موضوع نیاز به تحلیل دقیق دارد. در حوزه ادبیات فارسی نیز مطالعات نشان دادند که برخی از دانشجویان دانشگاهها با مشکلات جدی در درک و نگارش زبان فارسی مواجهند. اگر آموزش عمومی بهویژه در مقاطع پایه مورد توجه جدی قرار نگیرد ضعف آن در سایر رشتهها ازجمله علوم ریاضی، فیزیک و تاریخ نمود پیدا خواهد کرد.
پدیده مدرسهگریزی
معاون سابق آموزشوپرورش بیان کرد: تعطیلیها سبب بیاعتمادی خانوادهها به مراکز آموزشی نیز شده است. بیاعتمادی به مدارس دولتی باعث شده پدیدهای به نام «مدرسهگریزی» در جامعه پدید آید. حتی اخیرا شنیدم برخی از خانوادهها ترجیح دادند فرزندانشان را به مدارس خانگی بفرستند نه حتی مدارس غیردولتی زیرا آن مدارس نیز گاه مشمول تعطیلات و ناهماهنگیها میشوند. این پدیده بسیار خطرناک بوده چراکه آموزش پایه شکلگیری شخصیت و فرهنگ جامعه است.
وزرای بیاختیار
سحرخیز با انتقاد فراوان از وزارتخانههای مرتبط با آموزش وزیر آموزشوپرورش را فاقد اختیارات لازم خواند و توضیح داد: مسوولان کشور هیچ راهحلی به غیر از اتخاذ تعطیلی مراکز آموزشی ندارد. گاه وقتی بررسی کرده میبینیم اصلا مدیرکل آموزش هیچ اختیاری ندارد. استاندار به او دستور میدهد که باید فردا مدارس را تعطیل کنید زیرا تصور میکند مثلا اکنون که هوا سرد شده و اگر کلاسهای درس را تعطیل کنیم ناترازی مصرف گاز به این شکل جبران میشود و دیگر مشکلی نخواهیم داشت. حتی ادارات در بسیاری از استانها را نیز همانگونه که دیدید تعطیل میکنند.
او به پیامدهای اقتصادی این مساله نیز اشاره کرد و اینگونه ادامه داد: ما کشوری هستیم با تنگناها و محدودیتهای متعدد مالی که همه از آن گلایه داریم. برای مثال چیزی حدود ۵۰۰همت درسال صرف آموزشوپرورش کردیم یعنی ۵۰۰هزارمیلیاردتومان. برای سال آینده نیز قطعا این رقم بیشتر خواهد بود. حال اگر در چنین شرایطی در سطح کشور مدارس را تعطیل کنیم و فرضا ۱۰میلیوندانشآموز را از آموزش بازداریم این تعطیلات پیامدهای اقتصادی زودگذری خواهد داشت مانند هزینههایی که برای ساختمانهای مدارس صرف میشود، نگهداری از آنها، پرداخت حقوق و دستمزد معلمان و کارکنان اجرایی مدارس و ادارات تابعه. پیامدهای اقتصادی بلندمدت آن اما بهمراتب وخیمتر است. گاهی اوقات ۱۲سال برای آموزش یک دانشآموز هزینه میکنیم یا برای یک دانشجو ۱۶سال آموزش عمومی صرف شده اما درنهایت فرد بدون مهارت از سیستم آموزشی خارج میشود. این امر نشان میدهد که آموزشهای ما با کیفیت نیست و آموزش بهرهور انجام نمیشود. در حوزههای گوناگون ازجمله آب، کشاورزی، صنعت، خدمات و حتی روابط خانوادگی و اجتماعی آثار این ضعف آموزشی آشکار است.
فرصتهای ازدسترفته
معاون اسبق وزارت آموزشوپرورش افزود: اگر بخواهیم دقیقتر حساب کنیم باید ارزش فرصتهای از دسترفته در آموزشوپرورش را نیز به هزینهها اضافه کنیم. بهیاد دارم زمانیکه به بررسیهای اقتصادی آموزشوپرورش میپرداختم این نکته مهم بود که زمانیکه ارزش از بین میرود باید برآورد شود. ۱۷میلیوندانشآموز داریم که روزانه حدود ششساعت در مدرسه حضور دارند و در دوره ابتدایی ممکن است این میزان پنجساعت باشد. اگر بهطور میانگین پنجساعت در نظر بگیریم و آن را در تعداد دانشآموزان ضرب کنیم رقم بسیار بالایی از ساعات از دسترفته بهدست میآید؛ ساعاتی که بهراحتی تلف میشوند. باید ارزش این فرصتهای ازدسترفته را به مبالغ هزینهکرد آموزشوپرورش اضافه کنیم؛ مبالغی که در سالهای مختلف و با احتساب نرخ تورم عددی هنگفت از آنها درمیآید. اگر از نگاه اقتصاد آموزشوپرورش به این مساله نگاه کنیم باید بگوییم که این وضعیت یک فاجعه است. در چنین تنگنای منابع مالی در واقع منابع کشور را تلف و نابود میکنیم.
زیرساخت «افتضاح» آموزش مجازی
سحرخیز در پایان صحبتهای خود به بحث بسترهای آموزش مجازی نیز اشاره کرد و توضیح داد: اصلا زیرساخت آمادهای را برای آموزش غیرحضوری در کشور نداریم. در خیلی از مناطق حداقل باید بگویم ۵درصد از مدارسمان در مناطق روستایی است. حالا حاشیه شهرها را هم در نظر نگرفتم. اگر بعضی از مناطق تهران را نگاه کنید خواهید دید که کمبود فضای آموزشی در تهران بیشتر از همه بوده و همینطور بحث زیرساختها نیز وجود دارد. وقتی میگویم ۲۵درصد مدارس در مناطق روستایی هستند آیا واقعا سرعت اینترنت بهراحتی در این مناطق برقرار بوده و سختافزار لازم را واقعا تدارک دیدیم؟ با عرض معذرت باید عرض کنم که خیلی از دانشآموزان در استفاده از این تکنولوژی از معلمان خود جلوترند! معلمان ما آموزشهای لازم را دریافت نکردند و این امر دشواریهای زیادی را بهوجود آورده است.
