نفستنگی گردشگری ایران
نادر نینوایی– شرایط کنونی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور و بهتبع آن موج اعتراضات اخیر به گرانی، تورم و مجموعهای از عوامل داخلی و بینالمللی، توریسم ایران را با بحرانی جدی مواجه کرده است. رشد افسارگسیخته قیمتها بهدنبال حذف ارز ترجیحی و جهش قیمت کالاهای اساسی، سفر را از اولویت مردم خارج کرده است. تحتتاثیر این شرایط گردشگری داخلی عملا با رکود مواجه شده است و این در حالی است که هشدارهای سفر مطرحشده از سوی برخی کشورهای خارجی در مورد سفر به ایران و ناآرامیها و اعتراضات موجود باعث شده که گردشگران خارجی نیز تمایلی به سفر به ایران نشان ندهند.
بحران روی خود را به اقتصاد ایران و گردشگری کشور نشان داده است و تحتتاثیر این شرایط فعالان صنعت گردشگری از راهنمایان تورها گرفته تا صاحبان اقامتگاه های بومگردی، کارکنان هتلها و تورگردانان، خواه ناخواه متاثر شده و با مشکلات اقتصادی مواجه میشوند.
در این شرایط حداقل انتظار از دولت در نظر گرفتن بخشودگیهای مالیاتی برای فعالان گردشگری و ارایه کمکهزینههایی جهت کمک به گذران زندگی فعالان این صنعت در مواجهه با این موج گرانی و رکود در توریسم است.
زمینگیر شدن گردشگری با تنشهای موجود
اسرافیل شفیعزاده، دانشآموخته دکترای اقتصاد گردشگری از اسپانیا در پاسخ به این پرسش که با توجه بهبحران ارز، وضعیت معیشتی مردم، اعتراضات اخیر و هشدارهای سفر به ایران وضعیت اقتصاد گردشگری کشور را چگونه ارزیابی میکند، به «جهانصنعت» گفت: اگر بهوضعیت تورهای ورودی و اقتصاد گردشگری کشور نظر کنید متوجه میشوید که امسال اصلا سال خوشایند و مناسبی برای گردشگری ایران نبوده است. درخردادماه امسال با حمله رژیمصهیونیستی مواجه شدیم و جنگ ۱۲روزه شکل گرفت و پیش از آنهم تنشهایی داشتیم. اینطور نیست که آسیبهای این شرایط به گردشگری کشور محدود به یک دوره زمانی کوتاهمدت شود. بههرحال آثار و عواقب ناشی از اینجنگ دامن این صنعت را گرفته و پیامدهای جدی در پی داشته است.
وی در تشریح بحران گردشگری کشور خاطرنشان کرد: «اینبحران محدود به بخش ورود و خروج گردشگران نبود و صنعت هواپیمایی را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داد. پروازها متوقف شدند و این توقف آسیبهای زیادی بهصنعت گردشگری(بهمفهوم عام آن) وارد کرد. توجه داشته باشید که صنعت گردشگری فقط به حوزه تور و تورگردانی داخلی و خارجی محدود نمیشود، گستره وسیعتری دارد و در هر صورت صنعت هواپیمایی نیز از این مشکلات مصون نماند.»
شفیعزاده خاطرنشان کرد: «وقتی با انجمنهای صنفی و جامعه تورگردانان صحبت میکنید میبینید که امید چندانی بهرخدادن تحول اساسی در صنعت گردشگری وجود ندارد.»
سقوط ارزش پول ملی و افزایش بیسابقه هزینه سفر
اینکارشناس گردشگری با اشاره بهروند نزولی گردشگری در سال جاری گفت: «صنعت گردشگری در سال جاری متاسفانه روندی نزولی داشته است. روند ورود گردشگران بهکشور خصوصا از مبدا کشورهای غربی فوقالعاده کاهش یافته و اینروند نزولی کسبوکارها و مشاغل را بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. بسیاری از فعالان گردشگری ناگزیر شدند دفاتر خود را ببندند یا به مشاغل دیگری روی آورند. افراد متخصص اینحوزه نیز تلاش کردند از اینعرصه کوچ کنند و وارد فعالیتهای دیگری شوند. اینوضعیت غمانگیز ناشی از همین شرایطی است که وجود دارد.»
شفیعزاده گفت: «زمانی که مسوولان اقتصادی نمیتوانند سیاستها را بهدرستی و سازگار با منافع عمومی اجرا کنند نتیجهاش همین وضعیت ارزی است که میبینید یعنی ارزش پول ملی مرتبا کاهش مییابد و قدرت خرید مردم نزول میکند. از طرفی ارزهایی که برای حمایت از اقشار مختلف بهویژه در حوزه حملونقل هوایی اختصاص مییافت با آزادسازیهای اقتصادی کاهش یافته و همین امر موجب افزایش شدید قیمت سفر چه داخلی و چه خارجی شده است.»
وی افزود: «اگر درخصوص اعتراضاتی که رخ میدهد پاسخ معقولی به معترضان داده نشود وضعیت نامناسب صنعت گردشگری بهشکل بدتری ادامه خواهد یافت. تورگردانان کشور اکنون در حوزه تورهای خروجی نیز با بحران هزینه تمامشده تورها مواجهاند. قیمت پروازها چه داخلی و چه خارجی بهشدت افزایش یافته و همین امر موجب کاهش تقاضا برای سفر شده است.»
این کارشناس گردشگری در پایان گفت: «ارزی که تا مدتی پیش حدود ۶۰هزارتومان بود اکنون به ۱۳۹هزارتومان رسیده و حتی یورو نیز به بیش از ۱۶۰هزارتومان رسیده است. این وضعیت خفتبار ریال ناشی از سیاستگذاریهای نادرست بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و سایر نهادهای مرتبط بوده و آثار آن بهطور مستقیم در بخش گردشگری ایران نمایان است. در حوزه گردشگری داخلی نیز شرایط کمابیش مشابه است و بسیاری از مردم از امکان سفر و گردشگری محروم ماندند.»
ضرورت اقدام فوری برای نجات صنعتی نیمهجان
شرایط صنعت گردشگری ایران اکنون بهمرز بحران رسیده و نشانههای اینوضعیت را میتوان در افت محسوس سفرهای داخلی، کاهش ورود گردشگران خارجی، تعطیلی یا رکود تعداد قابلتوجهی از دفترهای خدمات مسافرتی، اقامتگاهها و تورهای ورودیوخروجی مشاهده کرد. اینصنعت که میتوانست بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین برای ایجاد اشتغال و ارزآوری مورد توجه قرار گیرد امروز زیر فشار همزمان نوسانات شدید اقتصادی، فضای نااطمینانی اجتماعی و تصویر نگرانکنندهای که از ایران در رسانههای بینالمللی منعکس میشود بهوضعیتی رسیده که اگر برای آن چارهاندیشی نشود با آسیبهایی ماندگار روبهرو خواهد شد.
نخستین قدم برای خروج از این بنبست تسهیل شرایط اقتصادی برای برقراری سفرهای داخلی است. در شرایطی که افزایش هزینه حملونقل، اقامت و خدمات جانبی سفر امکان برنامهریزی گردشگری را از بخش بزرگی از جامعه گرفته باید سیاستهایی اجرا شود که سفر دوباره به یک امکان واقعی برای خانوادهها تبدیل شود. حمایت هدفمند از کسبوکارهای گردشگری، ارائه مشوقهای مالیاتی، کاهش هزینههای غیرضروری و ایجاد بستههای حمایتی برای مناطق گردشگرپذیر از جمله اقداماتی است که میتواند موتور سفر داخلی را دوباره روشن کند.
در کنار آن تنشزدایی از روابط سیاسی و بهبود تصویر ایران در عرصه بینالمللی اهمیت حیاتی دارد. واقعیت این است که گردشگر خارجی بیش از هرچیز به امنیت روانی، ثبات و تصویر مقصد سفر توجه میکند. هرگونه تنش یا بحران حتی اگر اثر مستقیم بر گردشگری نداشته باشد در برداشت ذهنی گردشگران اثر میگذارد و تصمیم آنها برای سفر را تغییر میدهد. بازسازی اعتماد بازارهای هدف نیازمند دیپلماسی فعال، ارتباطات شفاف و برنامهریزی بلندمدت در حوزه تبلیغات و برندینگ ملی است.
همزمان ثبات نسبی اقتصادی و مدیریت معقول بازار ارز نقش تعیینکنندهای در حفظ ادامه حیات این صنعت دارد. نوسانهای لحظهای نرخ ارز نهتنها محاسبات فعالان گردشگری را مختل کرده بلکه بر هزینههای سفر، قراردادهای بینالمللی و حتی تعاملات ساده تجاری این بخش اثر میگذارد. بدون افق قابلپیشبینی اقتصادی هیچ برنامهای در گردشگری نمیتواند موفق باشد.
از سوی دیگر حفظ و حمایت از سرمایه انسانی این صنعت یعنی تورگردانان، راهنمایان، هتلداران و فعالان بومگردی باید در اولویت قرار گیرد. خروج نیروهای متخصص از این حوزه ضربهای است که جبران آن سالها زمان خواهد برد. در شرایط نیمهجان فعلی این صنعت بیش از هر زمان دیگر به حمایت ساختاری و سیاستگذاری حرفهای نیاز دارد.
اگر اینروندهای نگرانکننده ادامه یابد خطر تبدیل رکود مقطعی بهبحران ساختاری بسیار جدی است؛ بحرانی که نهتنها اقتصاد گردشگری بلکه زنجیرهای از مشاغل وابسته و حتی حیات فرهنگی و اجتماعی مناطق گردشگرپذیر را تهدید میکند. اکنون زمان آن رسیده که گردشگری نهبهعنوان یکموضوع حاشیهای بلکه بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار کشور دیده شود. تنها با رویکردی متوازن، واقعبینانه و مبتنیبر اعتمادسازی داخلی و خارجی است که میتوان به احیای این صنعت امید داشت؛ صنعتی که اگر دوباره روی پای خودش بایستد میتواند بخشی از بار سنگین اقتصاد را بر دوش بگیرد و کشور را از شوکهای اقتصادی پیدرپی کنونی دور کند.
