کارگران برای وعده‌های غذایی به «خریداعتباری» پناه آورده‌اند!

گروه جامعه
کدخبر: 650615
کارگران برای جبران کسری درآمد ماهانه به خرید اعتباری روی آورده‌اند که فشار معیشتی را به آینده منتقل می‌کند.
کارگران برای وعده‌های غذایی به «خریداعتباری» پناه آورده‌اند!

جهان صنعت- در سال‌های اخیر، گسترش خدمات خرید اعتباری، تنها یک تغییر در شیوه خرید خانوارها نیست بلکه نشانه‌ای از تغییر اجباری در الگوی مصرف بخش‌هایی از جامعه، به‌ویژه خانوارهای مزدبگیر است. پلتفرم‌هایی مانند دیجی‌پی، اسنپ‌پی، تارا، دکترپی و مجموعه‌های مشابه، با ارائه اعتبار خرید، امکان خرید اقساطی کالا و خدمات را برای کاربران فراهم کرده‌اند؛ خدماتی که در شرایط عادی می‌تواند ابزاری برای مدیریت هزینه‌ها باشد اما در شرایط تورمی و کاهش قدرت خرید، برای بسیاری از خانوارها به راهی برای جبران کسری درآمد ماهانه تبدیل شده است.

در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از حقوق‌بگیران تنها مدت کوتاهی پس از دریافت حقوق، با کمبود نقدینگی مواجه می‌شوند، اعتبارهای خرد به ابزاری برای تامین بخشی از هزینه‌های جاری زندگی تبدیل شده‌اند. به این ترتیب، بخشی از هزینه‌های امروز به تعهدات مالی ماه‌های آینده منتقل می‌شود. امروز خرید اقلامی مانند لوازم‌خانگی، پوشاک، تجهیزات‌ارتباطی و حتی در برخی موارد کالاهای ضروری و هزینه‌های درمانی، برای بخشی از خانوارها دیگر از مسیر پرداخت نقدی انجام نمی‌شود. مساله‌ای که این پرسش را مطرح می‌کند که آیا خریدهای اعتباری توانسته‌اند کاهش قدرت خرید را جبران کنند یا تنها شکل تازه‌ای از انتقال فشار معیشتی به آینده ایجاد کرده‌اند.

خرید اعتباری؛ انتخاب یا اجبار؟

ازسوی‌دیگر، کشمکش‌های اخیر میان پلتفرم‌های ارائه اعتبار و بخشی از فروشندگان، ابعاد دیگری از این زیست‌بوم مالی را روشن می‌کند. نقدها نشان می‌دهد که کارمزدهای دریافتی، تاخیر در تسویه‌حساب و هزینه‌های پنهان پلتفرم‌ها در شرایط تورمی، بار جدیدی بر بخش توزیع وارد می‌آورد.

برخی منتقدان این حوزه معتقدند که علاوه بر تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، مسائل تازه‌ای درباره هزینه‌های استفاده از این خدمات و نقش واسطه‌های مالی ایجاد شده است؛ یعنی واسطه‎‌‌ها سهم خود را از زنجیره مبادله برمی‌دارد و فروشنده نیز برای حفظ حاشیه سود و جبران افت ارزش پول، این هزینه افزوده را روی قیمت نهایی کالا سرشکن می‌کند. درنتیجه، منطق سودآوری بسترهای اعتباری، نه‌تنها هزینه زیست خریدار اعتباری را افزایش می‌دهد بلکه با تحریک قیمت‌ها، هزینه مصرف را برای خریداران نقدی نیز بالا می‌برد. با این حال، مساله اصلی تنها به سازوکار فعالیت این پلتفرم‌ها محدود نمی‌شود. گسترش خرید اعتباری را باید در بستری بزرگ‌تر بررسی کرد؛ بستری که در آن فاصله میان درآمد خانوار و هزینه واقعی زندگی، افراد را به استفاده از درآمد آینده برای تامین نیازهای امروز سوق داده است.

محدودیت‌های این پلتفرم‌ها، بعد دیگری از این اجبار را نمایان می‌کند. شایان، جوان ۲۹ساله‌ای که به‌عنوان ویراستار پاره‌وقت در تهران کار می‌کند و به‌گفته خودش از ده‌ها اپلیکیشن اعتباری مختلف استفاده می‌کند، به ایلنا می‌گوید: استفاده از این برنامه‌ها باعث می‌شود دایره انتخاب‌هایت محدودتر شود. شاید شما بتوانید همان کالا را جای دیگری ارزان‌تر پیدا کنید اما چون توان پرداخت یکجای آن را ندارید، مجبورید چشم روی قیمت بالاتر ببندید و فقط از فروشگاه‌های طرف قرارداد این پلتفرم‌ها خرید کنید.

نسلی که با بدهی وارد زندگی مستقل می‌شود

دامنه این مناسبات مالی به نیروی کار شاغل محدود نمانده است. جوانان و دانشجویانی که هنوز موقعیت پایدار شغلی نیافته‌اند، از نخستین مواجهه‌های خود با عرصه عمومی، وارد چرخه مصرف اعتباری می‌شوند. برای نسلی که با چشم‌اندازی نامطمئن از اشتغال، درآمدهای ناپایدار و افزایش مداوم هزینه‌های زندگی روبه‌رو است، پرداخت اقساط می‌تواند به یکی از نخستین تعهدات مالی زندگی تبدیل شود؛ تعهدی که پیش از شکل‌گیری یک پشتوانه اقتصادی مطمئن، بخشی از درآمد آینده را به خود اختصاص می‌دهد.

در چنین شرایطی، مساله تنها خرید یک کالا یا استفاده از یک خدمت اعتباری نیست بلکه تغییر در رابطه افراد با درآمد و مصرف است؛ به‌گونه‌ای‌که بخشی از خانوارها پیش از آنکه امکان پس‌انداز یا ایجاد امنیت مالی پیدا کنند، وارد چرخه پرداخت بدهی می‌شوند. روایت شایان، تصویری روشن از همین نسل است؛ نسلی که رویای استقلال‌شان زیر بار اقساط روزمره دفن شده است.

شکاف میان دستمزد و هزینه زندگی، عامل روانداختن به خرید اعتباری

طبق آمارهای موجود، در شرایطی که هزینه‌های زندگی تنها در بخش خوراکی‌ها طی یک سال بیش از ۱۰۰‌درصد افزایش یافته، دستمزد کارگران حداقل‌بگیر در بهترین حالت تنها ۶۰‌درصد و برای سایر سطوح مزدی فقط ۴۵‌درصد رشد داشته است. درحال‌حاضر، منابع مستقل هزینه واقعی سبد معیشت خانواده‌های کارگری را حدود ۷۰‌میلیون‌تومان برآورد می‌کنند؛ در حالی که پایه مزد مصوب در محدوده ۶/‏۱۶‌میلیون‌تومان فریز شده است. این کسری بودجه باعث شده است بسیاری از خانواده‌های کارگری برای تامین هزینه‌های زندگی و پر کردن شکاف چند ده‌میلیون تومانی میان درآمد و مخارج، به روش‌های مختلف تامین مالی از جمله خرید اعتباری، روی بیاورند.

در این میان، طرح‌هایی مانند کالابرگ یا حمایت‌های معیشتی نیز تنها زمانی می‌توانند اثرگذار باشند که متناسب با هزینه واقعی زندگی خانوار طراحی شوند؛ چراکه حمایت‌های محدود و کوتاه‌مدت نمی‌تواند فاصله میان درآمد و هزینه را به‌شکل پایدار کاهش دهد. غیبت همین چترهای حمایتی است که فشار بر دهک‌های پایین را مضاعف می‌کند.

کارگران؛ بدهکار سفره

آنچه امروز با عنوان «خرید اعتباری» و «تسهیل دسترسی به کالا» عرضه می‌شود، در بخش‌هایی از جامعه دیگر انتخابی برای مدیریت بهتر هزینه‌ها نیست؛ راهی است برای دوام آوردن تا پایان ماه. وقتی دستمزد کفاف خوراک، مسکن و درمان را نمی‌دهد، اعتبار عملا به ابزاری برای خریدن زمان تبدیل می‌شود؛ زمانی که هزینه‌اش از جیب ماه‌های آینده پرداخت خواهد شد. خطر اصلی نیز همین‌جاست؛ جامعه‌ای که به‌جای افزایش درآمد، مدام امکان خرج کردن درآمد نیامده را بیشتر می‌کند، در حال حل بحران معیشت نیست بلکه بدهی آن را عقب می‌اندازد. کارگری که برای تامین سفره امروز، بخشی از حقوق فردایش را پیش‌خور می‌کند، در واقع تنها کالا نمی‌خرد؛ امنیت مالی آینده خود را نیز به گرو می‌گذارد. اگر قرار باشد شکاف میان مزد و هزینه زندگی با اعتبار پر شود، دیر یا زود سقف اعتبار هم به‌اندازه جیب خانوارها کوتاه خواهد شد؛ آن‌وقت دیگر چیزی برای قرض‌گرفتن از آینده باقی نمی‌ماند.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار