غریبههای مدرسه
پویا اصل باغ– زنگ آغاز سال تحصیلی برای همه دانشآموزان یکسان نواخته نمیشود. یکسری از کودکان از هماکنون مشغول خرید کیف، کفش و دفتر هستند و عدهای دیگر بهدلیل مشکلات مالی هنوز نتوانستهاند برای سال تحصیلی جدید آماده شوند. در این میان، گروهی از دانشآموزان نیز باوجود آغاز فرآیند ثبتنام مدارس در هفتههای گذشته همچنان درگیر ثبتنام هستند و برای حل این مشکل از این اداره به آن اداره مراجعه میکنند. براساس گزارشهای رسیده به «جهانصنعت» برخی خانوادههای اتباع از تعلل یا ممانعت برخی مدارس در روند ثبتنام فرزندانشان گلایه دارند. از برخوردهای نامناسب و توهین گرفته تا بهتاخیر انداختن فرآیند ثبتنام. در کنار این مسائل، کاغذبازیهای اداری، دریافت نامه، انجام معاینات و رفتوآمدهای متعدد نیز بخشی از مسیری است که برخی خانوادههای اتباع برای نشاندن فرزندشان پشت نیمکت مدرسه طی میکنند. مسیری که در گرمای سوزان تابستان دشواریهای آن دوچندان میشود. جنگ تابستان گذشته و اخراج شماری از اتباع غیرمجاز از کشور درکنار مسائل و حواشی شکلگرفته این موضوع، دیدگاه منفی زیادی را درباره اتباع در بخشی از جامعه تشدید کرد اما بهنظر میرسد پیامدهای این نگاه به جایی رسیده است که کودکان نیز از آن بینصیب نماندهاند. مدرسه باید برای کودک، جایی برای یادگیری و رشد باشد نه محلی برای اثبات حق تحصیل. با این حال، برخی دانشآموزان اتباع این روزها برای رسیدن به نیمکت مدرسه با موانعی مواجهند و گاه با بیمهری و برخوردهای نامناسب روبهرو میشوند؛ کودکانی که برای ساختن آیندهای بهتر به ایران آمدهاند و حالا برای ابتداییترین حق خود یعنی تحصیل پشت درهای مدرسه منتظر ماندهاند.
مشق نابرابری
یکی از خانوادههای اتباع قانونی که در هفتههای اخیر درگیر فرآیند ثبتنام فرزند خود شده در گفتوگو با «جهانصنعت» از تجربهاش در مراجعه به مدرسه و برخوردی که با آنها انجام گرفته، روایت میکند؛ روایتی که از دشواریهای ثبتنام تا مواجهه با رفتار نامناسب مسوولان مدرسه حکایت دارد.
مادر این خانواده که نخواست نامش فاش شود، اظهار کرد: میخواستیم دخترم را برای پایه هفتم ثبتنام کنیم. مدارک قانونی ما کامل بود. برگ هویت، کارتآمایش و سایر مدارک و دفترچه اقامتی نیز داشتم و برای سال جدید هم آن را دریافت کرده بودم. هر مدرکی را که برای ثبتنام مدرسه لازم بود، تهیه کردم. این مدرسه در نزدیکی محل سکونت ما قرار دارد و بههمیندلیل انتظار داشتم دخترم در همان مدرسه ثبتنام شود. ابتدا به مدرسه مراجعه کردم و گفتند ظرفیت تکمیل شده و امکان ثبتنام فرزندم وجود ندارد. در همان مراجعه نام من را ثبت کردند و گفتند مدارک را تکمیل کنم و برگردم. من نیز مدارک موردنیاز را تهیه و تکمیل کردم اما وقتی مجددا مراجعه کردم، گفتند ظرفیت مدرسه تکمیل شده است. برای پیگیری موضوع به شورای محل و مدرسه انتقالی نیز مراجعه کردم و توضیح دادم که چرا دخترم را ثبتنام نمیکنند.
پاسخ آنها این بود که ظرفیت تکمیل شده است. حتی به مدیر مدرسه گفتم که منزل ما در کوچه روبهروی مدرسه قرار دارد اما به من گفت هر کوچهای هم که باشی، من اصلا نمیخواهم بگیرمت!
وی افزود: در آنجا از شدت ناراحتی گریه کردم. به من گفتند: خانم گریه نکن، بلند شو، بلند شو از مدرسه برو بیرون. من در شرایطی گریه میکردم که انتظار داشتم مسوول مدرسه برای ثبتنام فرزندم راهنماییام کند اما در همان شرایط با توهین مواجه شدم. به من گفته شد تو افغانی، فلانی. ما ایرانیهای خودمان را هنوز نگرفتیم تو را بگیریم؟ دختر بزرگترم نیز در همان مدرسه تحصیل میکند. من صبحها ساعت ۷ سر کار میروم و بههمیندلیل لازم است دودخترم با هم به مدرسه بروند و دختر بزرگترم مراقب خواهر کوچکترش باشد. بههمینعلت اصرار داشتم دخترم در همان مدرسه ثبتنام شود. برای حل موضوع از شورای محل نیز کمک گرفتم. موضوع را با سرایدار مدرسه در میان گذاشتم و توضیح دادم که حدود یکماه است که برای ثبتنام دخترم پیگیری میکنم. سرایدار با مدیر مدرسه صحبت کرد و پس از آن به من گفتند که به بهداشت مراجعه و مدارک مربوط به آن را تکمیل کنم و عکسهای دخترم را نیز بیاورم و اگر فردا حتی یکی از مدارک ناقص باشد، دیگر او را ثبتنام نمیکنند.
یک مدرسه؛هزار اما و اگر
این مادر ادامه داد: من بلافاصله به بهداشت مراجعه کردم، اقدامات لازم را انجام دادم و عکسهای دخترم را نیز تهیه کردم. بعد از آن نیز گفتند مدارک جدیدی ارائه کنم. حتی مجبور شدم با یک بنگاه صحبت کنم و همان شب یک قولنامه جدید تهیه کردیم. روز بعد قولنامه را نیز به مدرسه تحویل دادم. در نهایت پس از تمام این رفتوآمدها و پیگیریها، دخترم ثبتنام شد اما در این مدت بسیار اذیت شدم و برخوردهایی با من شد که آنها را توهینآمیز میدانم. به من گفته میشد تو افغانی. در حالی که بهاعتقاد من، دخترم بهدلیل محل سکونت و شرایط ثبتنام در اولویت پذیرش آن مدرسه قرار داشت. من در یک مغازه فروشنده هستم و برخی خانوادههایی را که برای ثبتنام فرزندانشان به مدرسه مراجعه میکردند، میشناختم. بعضی از آنها از مناطق دیگر میآمدند و در همان مدرسه ثبتنام میکردند اما من که خانهام روبهروی مدرسه بود و پرونده دخترم نیز در همان مدرسه موجود بود، برای ثبتنام او با مشکلات زیادی مواجه شدم. شاید اکنون که این ماجرا را تعریف میکنم، بیان آن آسان باشد اما قرار گرفتن در چنین شرایطی، واقعا دشوار و آزاردهنده است. این برخوردها بسیار مرا ناراحت کرد. در یکی از موارد نیز به من گفته شد «مگه تو از کشورت بدت میاد؟ تو دوست نداری که بری اونجا؟» من نمیدانستم چرا چنین صحبتهایی با من میشود. من با آنها با صدای آرام صحبت میکردم اما آنها با صدای بلند با من صحبت میکردند.
این مادر همچنین توضیح داد: به آنها گفتم که دخترم را به آنجا صدا نکنند. او تنها دو دوست در مدرسه دارد. پرسیدم چرا با صدای بلند و با این لحن صحبت میکنید. من این رفتار را توهینآمیز میدانم. این صحبتها در مقابل دیگران مطرح شد و همه به من نگاه میکردند و این شرایط برایم بسیار سخت بود. اینطور نیست که من از کشورم بدم بیاید. بهخدا من به کشورم افتخار میکنم اما این حرفها برای من بسیار ناراحتکننده بود. دختران افغان در مدرسه نیز با مشکلاتی مواجه هستند. بچهها گاهی آنها را اذیت میکنند، دعوا میکنند و میگویند: «چرا شما اومدین تو این مدرسه؟ افغانیا، افغانیها.» دخترم به من میگوید: «مامان به کسی نگو ما افغانستانی هستیم.» حتی مسوول مدرسه به من گفته بود اگر بخواهند دخترم را صدا کنند، وارد کلاس میشوند و میگویند افغانیها بلند شوند! این نوع برخورد برای یک کودک بسیار سنگین است. هنوز مدرسه شروع نشده، من نگران این هستم که دخترم در این مدرسه مورد آزار و اذیت قرار بگیرد.
ثبتنام سلیقهای
محمدرضا نیکنژاد، معلم و کارشناس آموزشی در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره وضعیت ثبتنام دانشآموزان اتباع میگوید: تا آنجایی که من میدانم و باتوجه به روال سالهای گذشته، مدارس در بسیاری از موارد بهشکل سلیقهای با موضوع ثبتنام اتباع برخورد کردهاند. خود من سال گذشته مواردی را پیگیری کردم که دانشآموزان اتباع باوجود قانونی بودن حضورشان برای ثبتنام با مشکل مواجه بودند. گاهی موضوع آنقدر پیچیده میشد که ازسوی مقامات ارشد نظام دستور داده میشد یا به هر حال تاکید میکردند که اتباع را ثبتنام کنند. این روند حتی درباره اتباع غیرقانونی هم در مقاطعی وجود داشته است، چراکه این افراد کودک هستند و به هر دلیلی همراه خانواده خود وارد کشور شدهاند. اگر محدودیت قانونی برای ثبتنام وجود نداشته باشد، مدیر مدرسه موظف است این کار را انجام دهد و نمیتواند صرفا براساس سلیقه شخصی از ثبتنام دانشآموز خودداری کند. در موردی که شما روایت کردید، ممکن است کودک را در کلاس اذیت کند یا جلوی دیگران با عنوان «اتباع» او را معرفی کند. اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد، موضوع دیگر صرفا یک اختلاف بر سر ثبتنام نیست و باید پیگیری شود. این رفتار اگر صرفا بهدلیل تابعیت دانشآموز یا خانواده او باشد، غیرقانونی است و حتی میتواند تبعات جدیتری داشته باشد. اینکه مدیری بگوید در مدرسه کودک را با عنوان «افغانی» معرفی میکنم، قابلقبول نیست.
کودکان قربانی برچسبها
این معلم و کارشناس آموزشی بااشاره به وجود نگاههای تبعیضآمیز نسبت به اتباع در جامعه میگوید: بهنظر من بخشی از این رفتارها ریشه در گرایشهای نژادپرستانه یا فرهنگ عدمپذیرش غریبهها دارد. این نگاه متاسفانه در جامعه ما بهویژه درباره اتباع افغانستانی کم نیست. من خودم دانشآموز افغانستانی داشتهام و دیدهام که گاهی دانشآموزان دیگر نه بهشکل عمومی اما در هر کلاس ممکن است دو، سه نفر با این بچهها رفتار نامناسبی داشته باشند. از طرف دیگر، خود مدیران مدارس هم گاهی چنین نگاهی دارند. حتی مدیری را میشناختم که ثبتنام دانشآموزان اتباع را خط قرمز خودش قرار داده بود! در حالی که این کار خلاف مصوبه بود. مسائل مربوط به مهاجرت و حضور اتباع موضوعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مختلفی دارد و مسوولان درباره بزرگسالان میتوانند تصمیم بگیرند اما برخورد با کودکان باید اصولی متفاوت باشد. از نظر اخلاقی و انسانی، هیچ کودکی نباید در هیچ جای جهان از آموزش عقب بماند. اگر یک خانواده به هر دلیلی قرار است از کشوری خارج شود یا درباره وضعیت اقامت آنها تصمیمی گرفته شود، این مساله نباید باعث محرومیت کودک از تحصیل شود. حتی در کشورهای دیگر هم میبینیم که کودکان خانوادههای پناهجو را از آموزش محروم نمیکنند و برای آنها مدرسه و امکانات آموزشی فراهم میشود تا دوران گذار را طی کنند.
کلاس بدون مرز
نیکنژاد درباره نقش آموزشوپرورش در کاهش نگاه تبعیضآمیز میگوید: آموزشوپرورش باید روی مدارا، دگرپذیری و رفتار همدلانه با کودکان کار فرهنگی انجام دهد. دانشآموزان اتباع میتوانند فرصتی باشند برای اینکه کودکان با فرهنگها، زبانها و قومیتهای دیگر آشنا شوند و نگاه متفاوتی به جهان پیدا کنند. من دانشآموز اماراتی، افغانستانی و اندونزیایی داشته و آنها را در مدرسه ثبتنام کردهام، این کار هم کاملا قانونی بوده است. چنین محیطی میتواند به بچهها کمک کند فرهنگهای دیگر را بشناسند. اگر آموزش بهمعنای واقعی به جایگاه اصلی خودش برگردد، باید مدارا و دگرپذیری را از پایه به کودکان آموزش دهد. متاسفانه آموزش در شرایط فعلی با مشکلات بسیار زیادی مواجه است و کارهای فرهنگی و آموزشی زیربنایی که باید انجام شود، آنگونه که باید انجام نشده است.
