کارهای مملکت تازه شروع میشود
اوجگیری فریادها و رفتارهای خشمآلود تندروترین مخالفان سازگاری با آمریکا بر پایه یک تفاهم از پیش اندیشیدهشده از یکسو و پایین کشیدهشدن فتیله انتقاد از سوی طیف معتدل مخالف سازگاری و توافق با آمریکا از بعدازظهر روز شنبه نشانههای غیرقابل پنهان از پیشرفت در گفتوگوهای توافق بود. دیروز نیز برخی خبرگزاریهای رسمی تند و تیز از شمار و شدت مخالفت با سازگاری کاستند. توضیح دراز و پرنکته مشاور سیاسی رییس هیات مذاکرهکننده درباره ماهیت توافق نیز نشان میداد میتوان چشمانداز روشنی از توافق یا تفاهم را دید. در صورتی که پس از نگارش این نوشته هیچ سنگانداز پنهان و آشکاری در راه گفتوگوهای سازنده اتفاقافتاده کار گذاشته نشود باید امروز و فردا شاهد امضای تفاهمنامه باشیم.
برخی باور دارند این یک رخداد قابلاعتنا در مناسبات میان جمهوری اسلامی و نظام سیاسی آمریکاست و میتوان انتظار داشت از آشوبها دور خواهیم شد و اگر هم حادثههایی رخ دهد در سطح باقی میماند. این گروه به این میاندیشند باید با شتاب بهسوی نوسازی و بازسازی سیاستهای اقتصادی، سیاست خارجی و تغییر در مناسبات حکومت با مردم پیش برویم و پایههایی بنا نهیم که مانع برگشت به دوران تنش شود. آیا این راهبرد کارآمدی است؟ بدیهی است که این یک راهبرد قابلاعتنا از نظر اینکه از دنیای تنش دور شویم هست اما همهچیز نیست. اصل کار مملکت تازه شروع میشود و در این مقوله تغییرات اجتنابناپذیر مناسبات حکومت با مردم و بنگاهها و نیز دولت تازه شروع شده است. نهادهای حاکمیتی که در این یکسال اینهمه سنگ مردم را به سینه زده و گفته و میگویند دلیل پیروزی ایستادگی مردم بوده است حالا باید به فکر این باشند که مردم را از بحران نداری و تهیدستی و نابرابری رها کنند. حکومت برای اینکه در این مسیر قرار بگیرد باید نگاه راهبردی به آینده را تغییر داده و اساس کار را بر افزایش خوشبختی مادی و روحی مردم قرار دهد. اکنون جامعه ایرانی خسته و از نابرابری و نداری و تهیدستی رنجور است. هر تصمیمی در راهی جز این راه قدرناشناسی از شهروندانی است که بار جنگ و تنش را بر دوش کشیدهاند. راه تازه باید این باشد که آزادیهای شهروندی، آزادی کسبوکار در پهنه جهانی و نیز خودداری از گردش افراطی به چپ و شرق را از اندیشه به عمل درآورد. مردم ایران باید به حال خودشان گذاشته شوند تا بتوانند همانند شهروندان جهانی با استفاده از اندیشه، مهارت و سرمایه خویش و البته مناسبات آزاد با جهان بیرون زندگی آبرومندانه داشته باشند. این خواستههای شهروندان در غبار تنشهای داخلی و خارجی گم شدهاند و تن جامعه تبدار است. کار مملکت تازه شروع شده و باید سهم مردم در اداره کشور بیش از پیش نمود پیدا کند. انتخابات آزاد، آزادی کسبوکار و آزادی دادوستد با جهان از الزامهای اجتنابناپذیر است.
