چه پالایشگاههایی از جنگ سود کردند ؟
جهان صنعت– جنگ بازندگان و برندگان یکسانی ندارد. در بازار نفت، پالایشگاهها یکی از معدود برندگان بحران اخیر بودند؛ اختلال در عرضه نفت خام و فرآورده، آسیب بهبخشی از ظرفیت پالایشی و نگرانی از کمبود سوخت، حاشیه سود پالایش را بالا برده و بار دیگر ارزش واقعی ظرفیت تبدیل نفت خام بهفرآورده را بهرخ بازار کشیده اما در ایران ماجرا کمی متفاوت است.
مساله اصلی برای پالایشگاهها این است که آیا میتوانند از همین دوره کوتاه برای سرمایهگذاری، تعمیرات، افزایش بهرهوری و اصلاح ساختار خود استفاده کنند یا نه و درست همینجاست که پای ایران باز میشود. ایران چقدر از این فرصت سود برده است؟ کشور ما از نظر داشتن ظرفیت پالایشی، سرزمین کوچکی نیست. پالایشگاههای ما روزانه بخش قابلتوجهی از نفت خام و میعانات را بهفرآورده تبدیل میکنند و در سالهای اخیر نیز پروژههای متعددی برای افزایش ظرفیت پالایش و ارتقای کیفیت فرآوردهها تعریف شده اما ظرفیت پالایش بهتنهایی بهمعنای برخورداری از حاشیه سود جهانی نیست و این شاید مهمترین تفاوت ایران با پالایشگاههای بزرگ دنیاست.
در بازارهای رقابتی پالایشگاه نفت خام را میخرد، آن را تبدیل میکند و فرآورده را براساس قیمتهای بازار میفروشد. بنابراین افزایش قیمت بنزین، گازوئیل یا سوخت جت مستقیما در اقتصاد پالایشگاه اثر میگذارد. در ایران اما قیمت بسیاری از فرآوردههای اصلی با سازوکار بازار آزاد تعیین نمیشود. بنزین، گازوئیل و برخی دیگر از فرآوردهها در چارچوب سیاستهای یارانهای و تنظیم بازار داخلی عرضه میشوند. بنابراین اگر قیمت جهانی فرآورده بالا برود لزوما بهاین معنا نیست که همان افزایش قیمت بهدرآمد پالایشگاه ایرانی تبدیل میشود و اینجا همان جایی است که سوال اصلی بهوجود میآید که اگر پالایشگاههای جهان از بحران انرژی حاشیه سود بیشتری میگیرند پالایشگر ایرانی دقیقا چه سهمی از این افزایش ارزش دارد؟
این مساله زمانی جدیتر میشود که بدانیم هدف از توسعه پالایشگاهها فقط افزایش حجم تولید نیست. پالایشگاه مدرن باید بتواند از هر بشکه نفت خام، سبدی از فرآوردههای باارزشتر تولید کند یعنی سهم محصولات سبک و باارزش مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت را بالا ببرد و تولید نفت کوره کمارزش را کاهش دهد.
بنابراین در دورهای که بازار جهانی برای فرآوردههای پالایشی تشنهتر شده، کیفیت و عمق پالایش اهمیت دوچندان پیدا میکند.
این اولین بار نیست که یک بحران جهانی ارزش پالایش و فرآورده را بهایران یادآوری میکند. مساله اینجاست که در بسیاری از مواقع سیاستگذاری کشور بیشتر بهدنبال عبور از بحران روز بوده تا استفاده از بحران برای اصلاح ساختار.
دولت از پالایشگر نفت و میعانات گازی انتظار دارد سوخت ارزان تولید کند، امنیت عرضه را تضمین کرده و در شرایط بحرانی بازار را بدون وقفه تامین کند اما همزمان اگر منابع کافی برای نوسازی و ارتقای فناوری در اختیار پالایشگاه قرار نگیرد همان پالایشگاه بعد از چند سال با هزینه بیشتر، راندمان پایینتر و نیاز بهسرمایهگذاری سنگینتر روبهرو میشود و طبیعی است که این چرخه نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند.
پالایشگاهی که بتواند نفت خام را بهمحصولی با تقاضای بالا تبدیل کند در زمان بحران میتواند حاشیه سود قابلتوجهی بهدست آورد اما پالایشگاهی که فناوری قدیمی دارد، تولیدش بهسمت فرآوردههای کمارزشتر متمایل است و امکان دسترسی آزادانه بهبازارهای جهانی را ندارد الزاما از همان فرصت برخوردار نخواهد شد و ایران امروز دقیقا در همین نقطه ایستاده است.
کشور ظرفیت پالایشی داشته، نفت و میعانات دارد و در منطقه نیز از نظر منابع هیدروکربوری جایگاه ویژهای دارد اما برای تبدیل این مزیت بهدرآمد پایدار، باید از مدل بیشتر پالایشکردن عبور کرد و بهسمت ارزشمندتر پالایشکردن رفت.
این یعنی سرمایهگذاری واقعی در پالایشگاهها و نه فقط افتتاح یک واحد جدید یا افزایش چند هزار بشکهای ظرفیت. یعنی ارتقای کیفیت فرآورده، کاهش مصرف سوخت و انرژی در خود پالایشگاه، افزایش عمق پالایش و مهمتر از همه ایجاد یک نظام اقتصادی که بهپالایشگاه اجازه دهد بخشی از منابع لازم برای نوسازی خودش را از محل ارزش واقعی تولیدش تامین کند و شاید بحران اخیر دقیقا همین فرصت را پیش روی ایران گذاشته باشد.
اما اگر قرار باشد پس از پایان بحران حاشیه سود پالایشگاههای جهان دوباره پایین بیاید و ایران تازه بهفکر اصلاح پالایشگاههایش بیفتد یک فرصت دیگر هم از دست رفته است.
منبع: نفت خبر
