گفت‌وگو با محمود خاقانی درباره تبعات بازشدن مسیرهای جایگزین انتقال نفت:

خطوط لوله در کمین هرمز

گروه انرژی
کدخبر: 649856
ناامنی طولانی‌مدت در تنگه هرمز می‌تواند منجر به توسعه مسیرهای جایگزین انتقال نفت شود و مزیت ژئوپلیتیکی ایران را کاهش دهد.
خطوط لوله در کمین هرمز

جهان صنعت– تداوم تنش‌ها در تنگه هرمز، معادلات انرژی منطقه را وارد مرحله تازه‌ای کرده؛ مرحله‌ای که در آن کشورهای منطقه بیش از گذشته به‌توسعه مسیرهای جایگزین صادرات نفت و گاز توجه نشان می‌دهند. عربستان سعودی با اتکا به‌ظرفیت خطوط لوله، امکان انتقال بخشی از نفت خود خارج از مسیر هرمز را دارد و عراق نیز همکاری با ترکیه را برای استفاده از مسیرهای خط لوله دنبال می‌کند.

محمود خاقانی، کارشناس بین‌الملل انرژی معتقد است طولانی‌شدن ناامنی در هرمز می‌تواند سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین را سرعت ببخشد و در نهایت بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی ایران را به‌کشورهایی مانند عربستان و ترکیه منتقل کند.

خاقانی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» با اشاره به‌وضعیت متفاوت شرکت‌های نفتی منطقه گفت که برای تحلیل شرایط امروز باید ابتدا به‌این پرسش پاسخ داد که چرا برخی شرکت‌های بزرگ نفتی منطقه توانستند ضمن حفظ تولید و صادرات، از سودآوری قابل‌توجهی نیز برخوردار باشند. به‌گفته او، تفاوت‌ها تنها به‌میزان تولید یا ذخایر نفتی محدود نمی‌شود بلکه نوع مدیریت، ساختار صنعت نفت، سرمایه انسانی و تداوم سیاستگذاری در دوره‌های مختلف نیز در این زمینه تعیین‌کننده است.

وی با مرور تجربه صنعت نفت ایران افزود: ایران در دهه‌های گذشته با بحران‌های متعدد از جنگ هشت‌ساله گرفته تا سقوط قیمت نفت مواجه بوده اما در مقاطعی توانسته با مدیریت منابع از این بحران‌ها عبور کند. در آغاز دولت هفتم همزمان با افزایش عرضه نفت از سوی برخی تولیدکنندگان از جمله عربستان و کویت، قیمت جهانی نفت به‌شدت کاهش یافت و ایران نیز ناچار بود نفت خود را با قیمت‌های بسیار پایین صادر کند. با این حال در سال‌های بعد و با افزایش درآمدها حساب ذخیره ارزی تشکیل شد و بخشی از منابع نفتی در آن ذخیره شد.

تفاوت در ساختار مدیریت نفت

این‌کارشناس بین‌الملل انرژی یکی از تفاوت‌های اصلی میان صنعت نفت ایران و کشورهایی مانند عربستان را ساختار مدیریتی آنها دانست و گفت صنعت نفت ذاتا صنعتی یکپارچه است که حلقه‌های تولید، انتقال، پالایش، صادرات، سرمایه‌گذاری و تامین مالی آن به‌یکدیگر وابسته هستند. از این رو تضعیف ارتباط میان این حلقه‌ها می‌تواند قدرت برنامه‌ریزی و رقابت یک‌کشور را در بازار جهانی انرژی کاهش دهد.

خاقانی با اشاره به‌تجربه عربستان گفت این کشور در سال‌های گذشته تلاش کرده فعالیت‌های اصلی صنعت نفت را حول محور آرامکو متمرکز کند. تولید، فروش، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها تحت یک ساختار نسبتا منسجم قرار گرفته و همین‌مساله قدرت تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی بلندمدت را افزایش داده است.

او معتقد است صنعت نفت ایران نیز برای رقابت در فضای جدید انرژی به‌هماهنگی بیشتر میان بخش‌های مختلف نیاز دارد زیرا رقابت امروز دیگر فقط بر سر تعداد بشکه‌های نفت تولیدشده نیست بلکه کشورها بر سر سرمایه، فناوری، خطوط لوله، بازارهای صادراتی و امنیت عرضه با یکدیگر رقابت می‌کنند.  خاقانی درکنار ساختار مدیریتی سرمایه انسانی را نیز یکی از عوامل مهم دانست و گفت در برخی مقاطع بخشی از مدیران و نیروهای باتجربه صنعت نفت از ساختار اجرایی کنار گذاشته شدند درحالی‌که اداره صنعت نفت تنها به‌دانش فنی محدود نمی‌شود و تجربه در بازارهای جهانی، مذاکرات بین‌المللی، قراردادها و دیپلماسی انرژی نیز اهمیت بالایی دارد.

«سگ‌ها زیر فرش» و رقابت بر سر منافع

خاقانی بخش دیگری از وضعیت امروز را به‌رقابت میان مجموعه‌های صاحب قدرت و منافع اقتصادی مرتبط دانست و برای توضیح این شرایط از تعبیری استفاده کرد که آن را به‌هنری کیسینجر درباره سال‌های پایانی اتحاد جماهیر شوروی نسبت می‌دهد: «سگ‌ها زیر فرش با یکدیگر می‌جنگند»

به گفته او، مفهوم این تعبیر آن است که در دوره‌های بحرانی، گروه‌هایی که طی سال‌ها به‌منابع قدرت و ثروت دسترسی پیدا کردند ممکن است به‌جای حرکت در جهت یک راهبرد مشترک برای حفظ یا افزایش سهم خود وارد رقابت شوند. خاقانی معتقد است بخشی از مشکلات اقتصادی و حتی مسائل مربوط به‌صنعت انرژی ایران را باید در چنین فضایی بررسی کرد.

او از برخی از این مجموعه‌های اقتصادی با عنوان تراستی‌ها یاد کرد و مدعی شد منافع بخشی از آنها در فضای غیرشفاف و تداوم شرایط بحرانی تامین می‌شود به‌همین‌دلیل هرگاه زمینه‌ای برای حرکت دولت به‌سمت مذاکره، تفاهم و کاهش تنش ایجاد شده جریان‌هایی نیز برای مخالفت یا ایجاد مانع در برابر آن فعال می‌شوند.  خاقانی گفت: «اگر تفاهم و مذاکره نکنیم گزینه بعدی چیست؟ جنگ؟» از نگاه او ادامه رویارویی نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد اقتصادی باشد به‌خصوص برای صنعت نفت که بیش از بسیاری از بخش‌های دیگر به‌ثبات، قراردادهای بلندمدت، دسترسی به‌سرمایه و فناوری و اطمینان طرف‌های تجاری نیاز دارد.

وی معتقد است این رقابت‌ها فقط یک موضوع داخلی نیست زیرا آثار آن مستقیما در موقعیت منطقه‌ای ایران دیده می‌شود. هرگاه توسعه خطوط انتقال، جذب سرمایه یا قراردادهای بلندمدت ایران متوقف شود رقبای منطقه‌ای فرصت پیدا می‌کنند سرمایه‌ها و مسیرهای جدید انرژی را به‌سمت خود هدایت کنند.

فرصتی که به‌ترکیه رسید

خاقانی با اشاره به‌تجربه دیپلماسی انرژی ایران گفت در اواخر دهه۷۰ برنامه‌ای جدی برای تبدیل ایران به‌محور انتقال انرژی منطقه دنبال می‌شد. هدف این بود که ایران علاوه‌بر صادرات نفت و گاز خود، مسیر انتقال منابع انرژی آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر به‌بازارهای جهانی باشد. به گفته او، در آن مقطع مطالعاتی درباره انتقال نفت و گاز قزاقستان و ترکمنستان از مسیر ایران به‌خلیج‌فارس انجام شد و برخی شرکت‌های بین‌المللی نیز در مطالعات مربوط به‌این طرح‌ها حضور داشتند. ایجاد بورس بین‌المللی نفت در جزیره کیش نیز بخشی از همین نگاه بود تا ایران علاوه بر تولیدکننده انرژی به‌یکی از مراکز تجارت آن در منطقه تبدیل شود.

خاقانی موقعیت جغرافیایی ایران را یک مزیت کم‌نظیر دانست و گفت قرارگرفتن میان خلیج‌فارس و دریای عمان در جنوب، حوزه خزر در شمال و دسترسی به‌آسیای مرکزی و قفقاز می‌توانست ایران را به‌یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت، گاز و حتی برق در منطقه تبدیل کند.

با این حال او معتقد است بخشی از این فرصت طی دو دهه گذشته به‌دیگر کشورها به‌ویژه ترکیه منتقل شده است. از میانه دهه۸۰ بخشی از پروژه‌ها و برنامه‌های مرتبط با انتقال انرژی از مسیر ایران متوقف یا کند شد و همزمان ترکیه توانست موقعیت خود را در انتقال انرژی حوزه خزر و آسیای مرکزی به‌سمت بازارهای اروپایی تقویت کند.  خاقانی گفت وقتی سرمایه‌گذار با عدم قطعیت طولانی‌مدت روبه‌رو شود مسیر دیگری را انتخاب می‌کند و در چنین شرایطی ترکیه، عربستان، امارات و عراق قادرند فرصت‌هایی را جذب کنند که درصورت فراهم‌بودن شرایط می‌توانست بخشی از مزیت ایران باشد.

هرمز؛ اهرمی که نباید به‌مزیت رقبا تبدیل شود

این کارشناس انرژی در ادامه به‌تحولات تنگه هرمز پرداخت و تاکید کرد اهمیت این آبراه برای بازار جهانی انرژی قابل انکار نیست اما بازار انرژی در برابر ریسک‌های طولانی‌مدت واکنش نشان می‌دهد.

به گفته خاقانی، اگر محدودیت یا ناامنی در هرمز برای مدت طولانی ادامه پیدا کند کشورهای تولیدکننده و مصرف‌کننده به‌سمت توسعه مسیرهای جایگزین خواهند رفت. برخی پروژه‌های خط لوله ممکن است در شرایط عادی به‌دلیل هزینه بالا توجیه اقتصادی محدودی داشته باشند اما وقتی ریسک انتقال دریایی افزایش پیدا کرده محاسبات اقتصادی تغییر می‌کند و همان پروژه‌ها جذاب می‌شوند.

وی گفت عربستان درحال‌حاضر قادر است بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لوله به‌دریای سرخ انتقال دهد و عراق نیز به‌دنبال تقویت مسیرهای صادراتی خود ازطریق ترکیه است. توسعه این مسیرها در کوتاه‌مدت نمی‌تواند جایگزین کامل تنگه هرمز شود اما تداوم بحران می‌تواند انگیزه برای سرمایه‌گذاری‌های جدید را افزایش دهد.  خاقانی هشدار داد ایران باید مراقب باشد یک ابزار مهم ژئوپلیتیکی در بلندمدت به‌عاملی برای کاهش وابستگی جهان به‌هرمز تبدیل نشود. او گفت: تنگه هرمز نمی‌تواند برای مدت طولانی بسته بماند. این موقعیت می‌تواند ابزاری برای برنامه‌ریزی و مذاکره باشد و باید از این فرصت برای رسیدن به‌تفاهم استفاده کرد.

به اعتقاد او، اگر بازار جهانی انرژی به‌این نتیجه برسد که ریسک عبور از هرمز دائمی است سرعت احداث و توسعه خطوط لوله جایگزین افزایش می‌یابد و این مساله می‌تواند به‌تقویت محورهایی مانند عراق-ترکیه، مسیرهای عربستان به‌دریای سرخ و حتی پروژه‌های شرق مدیترانه منجر شود.

خاقانی افزود: الان که هرمز به‌مساله تبدیل شده همه به‌دنبال احداث خط لوله از مسیرهای مختلف هستند و این دوباره می‌تواند محوریت ایران در خلیج‌فارس را خنثی کند.

از دید او ترکیه یکی از مهم‌ترین ذی‌نفعان چنین روندی خواهد بود. این کشور پیش از این نیز بخشی از نقشی را که ایران برای انتقال انرژی آسیای مرکزی و خزر در نظر گرفته بود به‌دست آورده و اتصال بیشتر عراق و سایر تولیدکنندگان به‌شبکه خطوط لوله ترکیه می‌تواند جایگاه آنکارا را در نقشه انرژی منطقه تقویت کند.

بازگشت به‌دیپلماسی انرژی

خاقانی راه جلوگیری از تضعیف موقعیت ایران را بازگشت جدی به‌دیپلماسی انرژی دانست. او تاکید کرد مزیت جغرافیایی ایران هنوز از بین نرفته و کشور همچنان ظرفیت تبدیل‌شدن به‌حلقه ارتباطی میان خلیج‌فارس، دریای خزر، آسیای مرکزی، قفقاز و بازارهای غرب آسیا را دارد.

با این حال به‌گفته وی، جغرافیا به‌تنهایی کافی نیست. موقعیت جغرافیایی زمانی به‌قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود که سرمایه‌گذاری، قراردادهای بلندمدت، اعتماد طرف‌های تجاری، فناوری و سیاست قابل پیش‌بینی در کنار آن قرار گیرد.  خاقانی معتقد است ایران درشرایط کنونی باید همزمان با حفظ منافع و امنیت خود تحولات سریع زیرساختی در کشورهای منطقه را نیز مورد توجه قرار دهد. هر خط لوله‌ای که امروز ساخته شود ممکن است چند دهه در خدمت صادرات و تجارت انرژی باشد و به‌همین دلیل تصمیم‌های امروز می‌توانند نقشه انرژی منطقه را برای سال‌های طولانی تغییر دهند.

او تاکید کرد: اینطور نیست که همه چیز دنیا در اختیار ما باشد. دنیا محل تعامل است. از نگاه این کارشناس موقعیت هرمز باید بیش از آنکه به‌یک بحران دائمی تبدیل شود به‌عنوان ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی و رسیدن به‌ترتیباتی به‌کارگرفته شود که منافع اقتصادی بلندمدت ایران را حفظ کند.  خاقانی درپایان گفت رقابت اصلی امروز صرفا برسر صادرات چند‌میلیون‌بشکه نفت نیست بلکه بر سر مسیرهایی است که نفت و گاز منطقه در دهه‌های آینده از آنها عبور خواهد کرد. اگر تداوم بحران هرمز سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین را شتاب دهد ایران ممکن است بخشی از مزیت تاریخی و ژئوپلیتیکی خود را به‌رقبای منطقه‌ای واگذار کند؛ مزیتی که بازگرداندن آن در آینده بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

1 دیدگاه

ناشناس

منافعی که برای ما نداره بگذارید بسته بماند

آخرین اخبار