چرا انتظارات عقلایی ستون پنهان رفتار اقتصادی است؟
جهان صنعت _ انتظارات عقلایی یکیاز مهمترین ستونهای نظری اقتصاد معاصر است؛ ستونی که بدون شناخت آن فهم رفتار خانوارها، بنگاهها و حتی دولتها دربرابر سیاستهای اقتصادی ناقص میماند. ایننظریه بر این اصل استوار است که مردم تنها بهگذشته نگاه نمیکنند بلکه با استفاده از همه اطلاعات موجود آینده را پیشبینی میکنند و تصمیمهای خود را بر پایه همین پیشبینیها شکل میدهند. بهبیان دیگر افراد فعال اقتصادی نه منفعل هستند و نه سادهانگار. آنها با تحلیل شرایط، سیاستها و روندها تصویری از آینده میسازند و براساس آن عمل میکنند. این نگاه پیامدهای عمیقی برای سیاستگذاری دارد و نشان میدهد که رفتار اقتصادی بیشاز آنکه تابع اعداد و شاخصها باشد تابع باورها و پیشبینیهاست.
درگذشته بسیاری از تحلیلها بر این فرض بنا شده بود که مردم براساس روندهای گذشته تصمیم میگیرند اما نظریه انتظارات عقلایی این نگاه را دگرگون کرد. براساس این نظریه، مردم از اطلاعات موجود درباره سیاستهای دولت، شرایط بازار، تحولات جهانی و حتی رفتار دیگران استفاده میکنند تا آینده را تخمین بزنند. نتیجه این است که خطاهای پیشبینی آنها تصادفی است و نه جهتدار. یعنی مردم بهطور سیستماتیک اشتباه نمیکنند و سیاستگذار نمیتواند با اتکا بهغافلگیری رفتار آنها را برای مدت طولانی تغییر دهد.
یکی از پیامدهای مهم این نظریه محدودشدن اثر سیاستهای کوتاهمدت است. اگر دولت اعلام کند که برای کنترل تورم سیاست انقباضی اجرا میکند مردم این سیاست را در تصمیمهای خود لحاظ میکنند. بنگاهها قیمتگذاری خود را تغییر میدهند، خانوارها الگوی مصرف را تنظیم میکنند و بازارها پیش از اجرای کامل سیاست واکنش نشان میدهند. بنابراین اثر نهایی سیاست با آنچه سیاستگذار انتظار دارد متفاوت خواهد بود. این نکته نشان میدهد که سیاستگذاری اقتصادی بدون توجه بهانتظارات مانند تلاش برای هدایت رودخانه با دست خالی است.
پیامد مهم دیگر نقش تعیینکننده اعتبار سیاستگذار است. اگر مردم باور نکنند که دولت بهوعدههای خود پایبند میماند حتی بهترین برنامهها نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت. برای نمونه اگر دولت وعده کاهش رشد نقدینگی را بدهد اما سابقهای از بیانضباطی پولی داشته باشد مردم این وعده را جدی نمیگیرند و انتظارات تورمی همچنان بالا میماند. درچنینشرایطی سیاستگذار برای کنترل تورم باید هزینههای بیشتری بپردازد زیرا انتظارات تثبیت نشده است.
انتظارات عقلایی نقش مهمی در شکلگیری پدیدههایی مانند تورم، رکود یا جهش نرخ ارز دارد. تورم تنها نتیجه افزایش نقدینگی نیست بلکه انتظارات تورمی نیز میتواند آن را تشدید کند. اگر مردم انتظار افزایش قیمتها را داشته باشند رفتارشان از جلوانداختن خریدها تا افزایش دستمزدخواهی خود بهافزایش قیمتها دامن میزند. بههمین دلیل مدیریت انتظارات بهاندازه مدیریت متغیرهای واقعی اهمیت دارد.
در اقتصادهایی که با شوکهای بیرونی، نوسان درآمدهای نفتی یا محدودیتهای خارجی روبهرو هستند نقش انتظارات حتی پررنگتر میشود. در چنین اقتصادهایی کوچکترین تغییر در سیاستها یا اخبار سیاسی میتواند موجی از واکنشهای رفتاری ایجاد کند. برای مثال تغییر در سیاست ارزی یا انتشار خبری درباره روابط خارجی انتظارات را دگرگون میکند و این تغییر انتظارات خود بهتغییر قیمتها و نرخ ارز منجر میشود. در این فضا سیاستگذار تنها زمانی موفق است که بتواند چارچوبی پایدار، شفاف و قابل پیشبینی ارائه دهد.
شفافیت اطلاعاتی نیز از ارکان مهم شکلگیری انتظارات عقلایی است. این نظریه بر این فرض استوار است که مردم بهاطلاعات دسترسی دارند. هرچه دادههای اقتصادی دقیقتر، بهموقعتر و شفافتر منتشر شود پیشبینیها نیز واقعبینانهتر خواهد بود. نبود شفافیت، زمینهساز شکلگیری انتظارات بدبینانه و رفتارهای هیجانی است. انتشار منظم گزارشهای سیاستی، برنامههای میانمدت و دادههای اقتصادی بهتثبیت انتظارات کمک میکند و از نوسانات غیرضروری جلوگیری میکند.
انتظارات عقلایی بهما یادآوری میکند که اقتصاد تنها مجموعهای از شاخصها و سیاستها نبوده بلکه شبکهای از باورها، پیشبینیها و واکنشهای انسانی است. سیاستگذار زمانی موفق است که نهفقط متغیرهای اقتصادی بلکه ذهنیت و انتظارات مردم را نیز در نظر بگیرد. در جهانی که اطلاعات بهسرعت منتشر میشود و مردم بیش از هر زمان دیگری تحلیلگر شدند سیاستگذاری بدون توجه بهانتظارات مانند حرکت در مه غلیظ است. فهم این نظریه کلید درک رفتار اقتصادی امروز است و بهما کمک میکند بدانیم چرا گاهی یکجمله، یکخبر یا یکوعده میتواند بازارها را دگرگون کند.
