پناهگاه ناامن طلا
جهان صنعت _ ۲۸ژانویه۲۰۲۶ ساعت۱۴:۲۳ بهوقت نیویورک عددی روی تابلوی بورس کالای شیکاگو ثبت شد که تاریخ مالی جهان را خط زد: ۵۸۹ ۵دلار برای هر اونس طلا. رکوردی که حتی خوشبینانهترین تحلیلگران والاستریت پیشبینیاش را برای۲۰۲۸ گذاشته بودند در ژانویه۲۰۲۶ محقق شد و پیامی مخابره کرد که از هربیانیه بانک مرکزی رساتر بود: جهان دارد اعتمادش را بهنظم پولی موجود از دست میدهد.
اعداد داستان را بهتر از هرتفسیری روایت میکنند. طلا طی یکسال ۵ / ۴۱درصد گران، از۲۰۱۶ تاکنون تقریبا چهاربرابر شده و از۲۰۱۵ بیش از ۳۶۰درصد رشد کرده است. در سهماهه اول۲۰۲۶ تقاضای جهانی طلا به۱۲۳۱ تن رسید و ارزش معاملات رکورد تاریخی ۱۹۳میلیارددلار را ثبت کرد. تقاضای شمش و سکه با جهش ۴۲درصدی به۴۷۴تن رسید دومین سهماهه پرتقاضای تمام تاریخ. بانکهای مرکزی ۲۴۴تن طلا در همین بازه خریدند و صندوقهای قابل معامله ۶۲تن ورودی خالص داشتند. اینارقام یکچیز را فریاد میزنند: هجوم بهطلا دیگر رفتار محتاطانه نبوده بلکه استراتژی بقاست.
روایت طلا اما در۲۰۲۶ خطی نیست. فلز زرد پس از ثبت رکورد ۵۸۹ ۵دلاری وارد نوسانی شد که خودش یکمعما بود. با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه و بستهشدن تنگههرمز در مارس انتظار همگان جهش مجدد طلا بود منطق کلاسیک میگوید طلا در جنگ صعود میکند اما طلا بیش از ۱۰درصد افت کرد و بهمحدوده۵۰۰ ۴دلار بازگشت زیرا جنگ هرمز شوک انرژی ایجاد، شوک انرژی تورم را شعلهور و تورم انتظار افزایش نرخ بهره را تقویت کرد و نرخ بهره بالاتر دشمن سنتی طلاست. طلا قربانی زنجیرهای شد که خودِ جنگ آن را بهراه انداخت. حالا با امید بهمذاکرات صلح و ریزش ۷درصدی نفت طلا دوباره بالای ۷۰۰ ۴دلار ایستاده و بازار منتظر است ببیند کفه ترازو بهسمت جنگ میچرخد یا صلح.
در بازار داخلی ایران طلا و سکه داستان پیچیدهتری دارند. جنگ دلار را تا ۱۸۹هزارتومان بالا برد، سکه امامی از ۲۰۷میلیون عبور کرد و طلای ۱۸عیار در ۱۳روز از ۱۷میلیون به۲۰میلیونتومان جهش کرد. بازار تهران آمیزهای از وحشت ژئوپلیتیکی و حسابوکتاب سوداگرانه است و اعداد آن پرترهای عریان از اقتصادی ترسیم میکند که در محاصره جنگ و تحریم طلا را نه زینت بلکه طوق نجات میداند.
پرتلاطمترین سال طلا در نیمقرن اخیر
سال۲۰۲۶ برای طلا سالی است که هیچ مدل پیشبینیای برایش آماده نبود. فلز زرد سال را با قیمت۳۸۴ ۴ دلار آغاز کرد؛ رقمی که خودش یکسال پیش غیرقابل تصور بود و ظرف کمتر از چهارهفته به۵۸۹ ۵دلار رسید. جهشی ۲۷درصدی در ۲۸روز معاملاتی که حتی رالی تاریخی۱۹۸۰ سال گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران و تهاجم شوروی بهافغانستان را در سایه گذاشت. میانگین قیمت طلا در سهماهه اول ۸۷۳ ۴دلار ثبت شد؛ رقمی که کل ساختار تحلیلی بازار را وادار به بازنگری کرد.
محرکهای ژانویه ترکیبی بودند: تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، ضعف ساختاری دلار، رکوردشکنی خرید بانکهای مرکزی و نگرانی فزاینده از بدهی ۳۶تریلیوندلاری آمریکا اما آنچه رالی ژانویه را از رالیهای پیشین متمایز میکرد ماهیت خریداران بود. اینبار صندوقهای پوششی و معاملهگران کوتاهمدت موتور اصلی نبودند. بانکهای مرکزی، صندوقهای ثروت ملی و سرمایهگذاران بلندمدت آسیایی پیشتاز خرید بودند. وقتی پول هوشمند با این حجم وارد طلا میشود پیاماش ساده است: این یکموج سفتهبازانه نبوده بلکه یکبازآرایی ساختاری است.
سپس جنگ رسید و همهچیز واژگون شد. حملات ۲۸فوریه آمریکا و اسرائیل بهایران و بستهشدن متعاقب تنگههرمز بهجای آنکه طلا را بالاتر ببرد آن را وارد مسیر نزولی کرد. قیمت از۲۰۰ ۵دلار در اواخر فوریه به۵۰۳ ۴دلار در پایان مارس سقوط کرد افتی بیش از ۱۰درصد در بحبوحه بزرگترین بحران نظامی قرن. این رفتار ضدشهودی معاملهگران تازهکار را گیج کرد اما برای تحلیلگران باتجربه آشنا بود: همان اتفاقی که در روزهای اول بحران۲۰۲۰ کرونا و حتی بحران۲۰۰۸ افتاد. در شوکهای بزرگ ابتدا همهچیز فروخته میشود حتی طلا چون سرمایهگذاران برای جبران زیانهایشان در بازار سهام بهنقدینگی نیاز دارند.
اما فاز دوم رقم خورد. با تثبیت نسبی بازارها، شکلگیری انتظارات مذاکره و ریزش ۷درصدی نفت در یکروز پساز شایعه نزدیکشدن آمریکا و ایران بهتوافق طلا دوباره مسیر صعودی را پیش گرفت. از کف ۵۰۰ ۴دلاری مارس، فلز زرد به۷۳۹ ۴دلار در ۷مه و ۷۱۵ ۴ دلار امروز رسیده است. بازار اکنون در نقطه تعادلی شکننده ایستاده: اگر مذاکرات بهنتیجه برسد و تنگه باز شود افت نفت و کاهش انتظارات تورمی میتواند فضا را برای کاهش نرخ بهره فدرالرزرو باز کند و طلا را دوباره بهسمت ۰۰۰ ۵دلار هُل دهد اما اگر مذاکرات شکست بخورد شوک تورمی جدید ممکن است بار دیگر طلا را در کوتاهمدت تحت فشار بگذارد حتی اگر در بلندمدت پناهگاه اصلی سرمایهگذاران باقی بماند. پرتلاطمترین سال طلا هنوز تمام نشده و فصلهای بعدیاش را جنگ و صلح هرمز رقم خواهد زد.
۲۴۴تن در ۹۰روز؛ چرا بانکهای مرکزی جهان طلا را انبار میکنند؟
اگر یکنمودار وجود داشته باشد که تحول ساختاری نظم پولی جهان را بهتر از هر تحلیلی نشان دهد نمودار خرید طلای بانکهای مرکزی است. در سهماهه اول۲۰۲۶ بانکهای مرکزی جهان ۲۴۴تن طلا خریدند یعنی رشد ۳درصدی نسبتبه مدت مشابه سال قبل و پیشبینیها حاکی است این روند در۲۰۲۶ بهطور متوسط ماهانه ۶۰ تن ادامه خواهد یافت. در۲۰۲۵ مجموع خرید بانکهای مرکزی از ۷۰۰تن عبور کرد یعنی بزرگترین خرید خالص سالانه از ۱۹۶۷. این ارقام یکسوال بنیادین مطرح میکنند: بانکهای مرکزی از چه چیزی فرار میکنند و بهسوی چه چیزی میدوند؟
پاسخ کوتاه: فرار از دلار. پاسخ بلند پیچیدهتر است. بانک مرکزی چین در۲۰۲۵ بهتنهایی ۲۶۰تن طلا خرید یعنی بیشتر از کل ذخایر طلای بسیاری از کشورهای متوسط. هند ۱۱۰تن خرید، لهستان ۳۱تن انبار کرد و هدفش رساندن ذخایر به۷۰۰تن است. ازبکستان ۲۵تن خرید و حالا ۸۷درصد ذخایر ارزیاش طلاست. نکته مشترک این کشورها چیست؟ همگی یا عضو بریکس هستند یا نزدیک بهآن و همگی در حال کاهش وابستگی بهدلار آمریکا هستند. کشورهای بریکس اکنون حدود ۴۰درصد کل خرید طلای بانکهای مرکزی جهان را تشکیل میدهند و سهمشان از ذخایر جهانی طلا از ۲ / ۱۱درصد در۲۰۱۹ به۴/ ۱۷درصد در۲۰۲۶ رسیده است.
اینفقط پوشش ریسک نبوده بلکه بازآرایی ژئوپلیتیکی ذخایر ارزی است. پس از آنکه آمریکا و اروپا در۲۰۲۲ ذخایر ارزی بانک مرکزی روسیه را مصادره کردند بانکهای مرکزی جهان حتی آنهایی که متحد غرب هستند بهاین نتیجه رسیدند که داراییهای دلاری و یورویی میتوانند سلاح شوند. طلا تنها دارایی ذخیرهای است که ریسک طرف مقابل ندارد یعنی نه دولتی میتواند آن را فریز کند و نه بانکی میتواند آن را مصادره. در عصری که تحریمها بهابزار اصلی سیاست خارجی تبدیل شدند طلا تنها دارایی واقعا بیطرف است.
یکعدد بیش از همه آینده بازار طلا را ترسیم میکند: عربستانسعودی، بزرگترین صادرکننده نفت جهان تنها ۳۲۳تن طلا دارد که ۶/ ۲درصد ذخایرش را تشکیل میدهد. اگر ریاض تصمیم بگیرد سهم طلا را فقط به۵درصد برساند باید ۷۵۰تن طلا بخرد یعنی رقمی معادل کل پیشبینی خرید بانکهای مرکزی جهان در۲۰۲۶. حالا تصور کنید عربستان یا سایر کشورهای نفتخیز خلیجفارس که درآمدهای دلاریشان بهدلیل بستهشدن هرمز در خطر است تصمیم بگیرند بخشی از ذخایر دلاریشان را بهطلا تبدیل کنند. این سناریو بهتنهایی میتواند موج بعدی رالی طلا را شعلهور کند. بازار طلا دیگر بازار جواهرفروشی نبوده بلکه میدان نبرد نظم پولی جدید است.
بازار تهران میان وحشت جنگ
بازار طلا و سکه ایران همیشه آینهای بوده از هر آنچه در اقتصاد و سیاست کشور جریان دارد اما اردیبهشت۱۴۰۵ این آینه را بهتمامقد تبدیل کرده است. در فاصله ۶تا۱۴اردیبهشت یعنی تنها هشتروز کاری قیمت هرگرم طلای ۱۸عیار از ۱۷میلیونو۲۸۹هزارتومان به۲۰میلیونو۵۲۲هزارتومان جهش کرد یعنی رشدی نزدیک به۱۹درصد که در تاریخ بازار طلای ایران بیسابقه بود. سکه امامی از مرز ۲۰۷میلیونتومان عبور کرد، دلار به۱۸۹هزارتومان رسید و طلای ۲۴عیار بالای ۲۶میلیونتومان معامله شد.
بازار تهران در آن هشتروز تمام ترسهایش را در قیمتها فریاد زد.
محرک اصلی اینجهش ترکیبی بود از سهعامل همزمان: تشدید تنشهای نظامی در تنگه هرمز، جهش قیمت جهانی طلا بهبالای ۷۰۰/ ۴دلار و مهمتر از همه ماندگاری دلار در کانالهای بالایی. در بازار ایران طلا حاصلضرب دومتغیر است: اونس جهانی ضربدر نرخ دلار. وقتی هردو متغیر همزمان صعود میکنند اثر تصاعدیشان بر قیمت داخلی ویرانگر است. دقیقا همین اتفاق در نیمهاول اردیبهشت افتاد: اونس جهانی از۵۶۰/ ۴به۷۳۹ / ۴دلار رفت و دلار از ۱۷۵هزاربه۱۸۹هزارتومان جهش کرد. ضرب ایندوعدد طلای ۲۰میلیونی و سکه ۲۰۷میلیونی را رقم زد.
سپس باد برگشت. از ۱۵اردیبهشت شایعات مذاکره آمریکا و ایران و توقف «پروژه آزادی» ترامپ فضای بازار را تغییر داد. دلار ظرف سهروز از۱۸۹به۱۷۸هزارتومان سقوط کرد یعنی افتی بیش از ۵درصد و سکه امامی به۱۹۴میلیونو۵۰۰هزارتومان بازگشت. طلای ۱۸عیار از۵/ ۲۰به۵/ ۱۹میلیونتومان عقب نشست. بازار تهران در عرض ۱۳روز یکموج صعودی و یکموج اصلاحی کامل را تجربه کرد؛ نوسانی که در بازارهای عادی ماهها طول میکشد اما در ایرانِ محاصرهشده و درگیر جنگ در کمتر از دو هفته اتفاق میافتد.
آنچه بازار داخلی ایران را از بازار جهانی متمایز میکند اما نقش دلار بهعنوان ضریب تشدیدکننده است. در بازار جهانی وقتی اونس طلا ۵درصد رشد میکند طلا ۵درصد گران میشود اما در ایران اگر همزمان دلار هم ۵درصد بالا برود طلا نزدیک به۱۰درصد جهش میکند و اگر دلار ۵درصد بریزد افت طلا از افت اونس عمیقتر خواهد بود. همین مکانیسم است که بازار طلای ایران را بهیکی از پرنوسانترین بازارهای طلای جهان تبدیل کرده است. سرمایهگذار ایرانی امروز نه فقط با ریسک تغییر قیمت جهانی طلا بلکه با ریسک جنگ، مذاکره، تحریم و نرخ ارز همزمان دستوپنجه نرم میکند. بازار تهران صحنهای است که در آن وحشت ژئوپلیتیکی و وسوسه سوداگری هر روز صبح با هم بیدار میشوند و معلوم نیست شب کدامیک پیروز بهخانه برمیگردد.
رالی فلز زرد
پرسشی که ذهن هر سرمایهگذاری را مشغول کرده این است که آیا طلا پس از جهش ۳۶۰درصدی ۱۰سالهاش هنوز جا دارد بالاتر برود؟ پاسخ بزرگترین نهادهای مالی جهان یکصداست: بله و شاید بسیار بالاتر. جیپیمورگان، بزرگترین بانک آمریکا هدف ۳۰۰ / ۶دلار را برای۲۰۲۶ تعیین و یوبیاس ۲۰۰ / ۶دلار تا سپتامبر پیشبینی کرده، سوسیته ژنرال ۰۰۰/ ۶دلار و گلدمنساکس ۴۰۰ / ۵دلار حدس زدند. دویچه بانک و بَنک آو آمریکا در سناریوی بلندمدت حتی از۰۰۰/ ۸ دلار سخن گفتند. وقتی بانکهایی که معمولا محافظهکارترین پیشبینیها را ارائه میدهند از ارقام ۰۰۰ / ۶دلاری حرف میزنند یعنی نیروهای محرک بازار طلا فراتر از یکرالی موقتی هستند اما این نیروها کدامند؟
نیروی اول: خرید ساختاری بانکهای مرکزی. تقاضای بانکهای مرکزی دیگر یکاتفاق مقطعی نیست. بهطور متوسط ۵۸۵تن در هر سهماهه پیشبینی شده و این سطح از تقاضا کفی بلندمدت زیر قیمت طلا ایجاد کرده که افتهای شدید را محدود میکند.
نیروی دوم: دلارزدایی جهانی. طلا دیگر صرفا پناهگاه بحران نیست بلکه بهابزار پوشش ریسک ارزشزدایی دلار و متنوعساز ذخایر ارزی تبدیل شده است. وقتی چین و هند و بریکس بهطور سیستماتیک سهم دلار در ذخایرشان را کاهش میدهند و سهم طلا را افزایش اینروند صدها تن تقاضای ساختاری سالانه ایجاد میکند.
نیروی سوم: بدهی و کسری مالی آمریکا. بدهی عمومی آمریکا از ۳۶تریلیوندلار عبور کرده و کسری سالانه بین ۸/ ۱تا۲ / ۲تریلیوندلار است. اینارقام اعتبار بلندمدت دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی را زیر سوال میبرد و سرمایهگذاران بزرگ را بهسمت طلا دارایی بدون بدهی هُل میدهد.
نیروی چهارم: تورم ساختاری. رییس فدرالرزرو شیکاگو هشدار داده تورم آمریکا هنوز بهسمت هدف ۲درصد حرکت نکرده و از زمان جنگ هرمز شتاب گرفته است. انتظارات تورمی یکساله از ۴ / ۳درصد قبل از جنگ به۵/ ۴درصد جهش کرده است. تورم بالا یعنی نرخ بهره واقعی پایین و نرخ بهره واقعی پایین بهترین دوست طلاست.
نیروی پنجم: عرضه محدود. تولید معدنی طلا عملا ثابت مانده و رشد سالانهاش تنها یکتا۲درصد است. کشف معادن جدید بزرگ سالهاست متوقف شده و هزینه استخراج بالا رفته است. وقتی تقاضا با سرعت ۴۰درصد سالانه رشد میکند اما عرضه ۲درصد بیشتر نمیشود ریاضیات سادهای حکم میکند: قیمت باید بالاتر برود. رالی طلا پنجموتور دارد و هیچکدامشان قرار نیست بهزودی خاموش شود.
پارادوکس طلا و جنگ؛ چرا فلز زرد در بزرگترین بحران نظامی قرن افت کرد
قاعده کلاسیک بازارها ساده است: جنگ شروع میشود و طلا بالا میرود. این قاعده در۱۹۷۹ در تهاجم شوروی بهافغانستان، در۱۹۹۰ در حمله عراق بهکویت و در۲۰۲۲ در روزهای اول جنگ اوکراین هم کار کرد اما در جنگ۲۰۲۶ ایران طلا قاعده را شکست. فلز زرد در بحبوحه بزرگترین بحران نظامی قرنبیستویکم بستهشدن تنگههرمز و مختلشدن ۱۴میلیون بشکه نفت روزانه بیش از ۱۰درصد افت کرد. پاسخ این پارادوکس کلیدیترین درس اقتصادی بحران هرمز برای سرمایهگذاران است.
مکانیسم افت طلا یکزنجیره چهارحلقهای بود. حلقه اول: بستهشدن تنگههرمز باعث شد قیمت نفت برنت از ۶۰دلار بهبالای ۱۱۰دلار جهش کند. حلقه دوم: جهش نفت تورم را شعلهور کرد. تورم ماهانه مارس آمریکا ۹ / ۰درصد بود که عمدتا ناشی از جهش ۲/ ۲۱درصدی بنزین بود و انتظارات تورمی یکساله از ۴/ ۳ به۵ / ۴درصد پرید. حلقه سوم: تورم بالاتر انتظار برای کاهش نرخ بهره فدرالرزرو را سرد کرد. نشست آوریل فدرالرزرو با چهاررای مخالف از ۱۲عضو نرخ را در ۵/ ۳تا۷۵/ ۳درصد نگه داشت یعنی بیشترین اختلافنظر داخلی از اکتبر۱۹۹۲. حلقه چهارم: نرخ بهره بالا یعنی هزینه فرصت بالاتر برای نگهداری طلا؛ داراییای که سودی پرداخت نمیکند. نتیجه: سرمایهگذاران طلا فروختند.
اما حلقه پنجمی هم وجود داشت که کمتر بهآن توجه شده: فروش اجباری. وقتی بازار سهام سقوط کرد بسیاری از صندوقها و سرمایهگذاران نهادی که همزمان در سهام و طلا موقعیت داشتند مجبور شدند طلا سودآورترین داراییشان را بفروشند تا زیانهای سهام را جبران و الزامات وثیقهای را رعایت کنند. این همان مکانیسمی بود که در مارس۲۰۲۰ هم کار کرد: در آن بحران طلا ابتدا ۱۲درصد سقوط کرد و سپس ۴۰درصد رالی زد. تاریخ در حال تکرار خودش است.
حالا بحران هرمز وارد فاز جدیدی شده است. با امید بهمذاکرات و ریزش نفت فشار تورمی اندکی کاهش یافته و فضا برای بازگشت طلا باز شده است. فلز زرد از کف ۵۰۰ / ۴دلاری به۷۱۵ / ۴دلار بازگشته و اگر مذاکرات بهتوافق برسد و نفت بهمحدوده ۸۰دلار بازگردد کاهش نرخ بهره فدرالرزرو محتملتر میشود و طلا میتواند رکورد ۵۸۹/ ۵دلاری ژانویه را پشتسر بگذارد. پارادوکس طلا و جنگ هرمز این درس را میدهد: طلا پناهگاه امن است اما نه در هر لحظه. در شوکهای بزرگ ابتدا نقدینگی حکم میراند و هر چیزی حتی طلا فروخته میشود. پناهگاه واقعی طلا نه در روز اول بحران بلکه در ماهها و سالهای پس از آن آشکار میشود و اگر تاریخ راهنمایی باشد بهترین روزهای طلا در این بحران هنوز نیامده است.
فلز زرد حرف زده اما آیا کسی گوش میدهد؟
طلا در طول تاریخ همیشه پیامرسان بوده و نه پیام. وقتی قیمت طلا بالا میرود فلز زرد خودش خبر نبوده بلکه آینهای است که خبرهای پنهانشده در لایههای اقتصاد و سیاست جهانی را بازتاب میدهد. آنچه این آینه در۲۰۲۶ نشان میدهد تصویری است که باید هر سیاستگذار، سرمایهگذار و شهروندی را بهتامل وادارد: نظم پولیای که هفتدهه بر پایه اعتماد بهدلار و ثبات آبراهها بنا شده بود دارد ترک برمیدارد و هیچکس هنوز نقشهای برای نظم جایگزین ندارد.
اعداد اینگزارش داستانی منسجم روایت میکنند. طلا از۲۰۱۵ تاکنون ۳۶۰درصد رشد کرده و رکورد ۵۸۹ / ۵دلاری ژانویه۲۰۲۶ را ثبت کرده؛ عددی که حتی خوشبینانهترین پیشبینیها آن را برای۲۰۲۸ متصور بودند. بانکهای مرکزی در ۹۰روز اول سال ۲۴۴تن طلا انبار کردند و بریکس سهم خود از ذخایر جهانی طلا را از۲/ ۱۱به۴/ ۱۷درصد رسانده است. جیپیمورگان ۳۰۰ / ۶دلار را هدفگذاری کرده و دویچه بانک در افق بلندمدت از ۰۰۰/ ۸دلار سخن میگوید. این ارقام صرفا اعداد معاملاتی نبوده بلکه شمارش معکوس فروپاشی یکپارادایم پولی هستند.
روایت طلا در۲۰۲۶ اما یکپیچش غیرمنتظره هم داشت که نباید نادیدهاش گرفت. جنگ هرمز بهجای آنکه طلا را مطابق قاعده کلاسیک بالا ببرد ابتدا بیش از ۱۰درصد پایین کشید. زنجیرهای که از بستهشدن تنگه شروع شد از جهش نفت و تورم عبور کرد و بهانتظار بالاماندن نرخ بهره رسید ثابت کرد پناهگاهبودن طلا مشروط است نه مطلق. طلا پناهگاه بلندمدت است و نه لزوما سپر آنی. سرمایهگذاری که این تمایز را نفهمد در روزهای اول بحران ضرر میکند و در ماههای بعد وقتی طلا دوباره جان میگیرد از قافله جا میماند.
در بازار داخلی ایران تمام این پیچیدگیها در ضریبی بهنام دلار تشدید میشود. سکهای که ۸اردیبهشت ۱۸۵میلیونتومان بود ششروز بعد از ۲۰۷میلیون عبور کرد و سپس به۱۹۴میلیون بازگشت. طلای ۱۸عیار در ۱۳روز ابتدا ۱۹درصد جهش و سپس ۵درصد اصلاح شد. ایننوسانات برای سرمایهگذار حرفهای فرصت هستند و برای سرمایهگذار عادی تله. بازار تهران تلاقیگاه وحشت ژئوپلیتیکی، حسابوکتاب سوداگرانه و ناامنی ساختاری اقتصاد ایران است و فهم آن بدون فهم همزمان اونس جهانی، نرخ دلار، روند مذاکرات و وضعیت جنگ ناممکن است.
پنجنیروی ساختاری خرید بانکهای مرکزی، دلارزدایی، بدهی آمریکا، تورم مقاوم و عرضه محدود معدنی همچنان فعالند و هیچکدام نشانهای از خاموششدن نشان نمیدهند. سقف ۵۸۹/ ۵دلاری ژانویه بهاحتمال زیاد آخرین رکورد طلا در۲۰۲۶ نخواهد بود اما فراتر از قیمت پرسش بنیادیتری مطرح است: رالی طلا نشانه چیست؟ نشانه آن است که جهان درحال گذار از نظمی بهنظم دیگر است یعنی گذاری پُرهزینه، آشوبناک و غیرقابل پیشبینی. طلا این حقیقت را هر روز در تابلوی قیمتها فریاد میزند. پرسش آخر این است: آیا کسی از فرانکفورت و واشنگتن گرفته تا تهران واقعا بهآنچه فلز زرد میگوید گوش میدهد یا باز هم منتظر درس بعدی آموزگار خشن تاریخ خواهیم ماند؟
