پایداری، وقتی اقتصاد فقط رشد نمیکند، دوام میآورد
جهان صنعت – در ادبیات اقتصادی، «پایداری» مفهومی فراتر از رشد عددی تولید یا افزایش درآمد است. اقتصادی پایدار است که بتواند در برابر شوکها دوام بیاورد، منابع خود را فرسایش ندهد و رفاه نسلهای آینده را قربانی رفاه امروز نکند.
به بیان ساده اگر رشد اقتصادی شتاب گرفتن باشد، پایداری توان ایستادن در مسیر طولانی است. پایداری اقتصادی معمولا بر سه ستون اصلی استوار میشود: پایداری مالی، پایداری نهادی و پایداری اجتماعی.
هرگاه یکی از این ستونها تضعیف شود، اقتصاد حتی اگر در کوتاهمدت رشد کند، در میانمدت دچار بیثباتی خواهد شد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که رشدهای ناپایدار، اغلب با تورم، بحران بدهی، فروپاشی اعتماد یا جهشهای ناگهانی فقر پایان یافتهاند.
نخستین بعد، پایداری مالی است. اقتصادی پایدار است که بودجه دولت، نظام بانکی و سیاست پولی آن بر پایه منابع واقعی و قابل تداوم بنا شده باشد. کسری بودجه مزمن، بدهیهای پنهان و تامین مالی از طریق خلق پول، شاید در کوتاهمدت فشارها را پنهان کند اما درنهایت به تورم، بیثباتی و فرسایش قدرت خرید منجر میشود.
پایداری مالی یعنی دولت بداند هر سیاست امروز هزینهای دارد که باید شفاف و قابلتامین باشد. بعد دوم، پایداری نهادی است. نهادهای اقتصادی – از بانک مرکزی و نظام مالیاتی گرفته تا نظام تنظیمگری- باید قابلپیشبینی، مستقل و پاسخگو باشند. اقتصادی که قواعد آن مدام تغییر میکند یا تصمیمها تابع مصلحتهای کوتاهمدت است، نمیتواند پایدار باشد.
سرمایهگذاری، تولید و نوآوری نیازمند افق بلندمدت هستند و این افق تنها در سایه نهادهای باثبات شکل میگیرد. سومین و شاید مهمترین بعد، پایداری اجتماعی است. هیچ سیاست اقتصادی – اگر از نظر فنی درست باشد- بدون همراهی جامعه پایدار نمیماند. افزایش نابرابری، فرسایش طبقه متوسط و انتقال مداوم هزینهها به گروههای آسیبپذیر، سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند.
در چنین شرایطی هر شوک اقتصادی میتواند به بحران اجتماعی تبدیل شود. پایداری یعنی سیاستها بهگونهای طراحی شوند که بار اصلاحات بهطور عادلانه توزیع شود. نکته کلیدی اینجاست که پایداری بهمعنای ایستایی یا ترس از اصلاحات نیست. برعکس، اقتصاد پایدار اقتصادی است که اصلاحات را بهموقع و تدریجی انجام میدهد، نه آنقدر دیر که ناچار به شوکهای پرهزینه شود. بسیاری از بحرانهای اقتصادی دقیقا زمانی رخ دادهاند که سیاستگذار اصلاحات ضروری را به تعویق انداخته و ناگهان با واقعیتی سخت مواجه شده است.
پایداری اقتصادی یک انتخاب سیاستی است، نه یک شعار. انتخاب میان تصمیمهای کوتاهمدت پرطرفدار و سیاستهای بلندمدت مسوولانه. اقتصادی که فقط به امروز فکر کند، ممکن است رشد کند اما اقتصادی که به فردا فکر کند، دوام میآورد. این تمایز همان مرزی است که اقتصادهای موفق را از اقتصادهای بحرانزده جدا میکند.
