پایان مهلت ۶۰ روزه؛ اتفاق جدیدی در راه نیست

نادر کریمی جونی
کدخبر: 651570

نادر کریمی جونی – لطیفه مشهوری است که می‌گوید مردی مادرش را برای فروش به بازار می‌برد. به او گفتند مگر کسی مادرش را می‌فروشد، او پاسخ داد: قیمتی می‌گویم که هیچ‌کس مادم را نخرد. امروز(شنبه) اعتبار شش‌ماهه تفاهمنامه امضاشده ایران و ایالات‌متحده به پایان می‌رسد و امضاهایی که مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ بر پای آن تفاهمنامه گذاشته بودند و به‌واسطه آن امضاها بسیاری امیدوار شده بودند، از امروز بی‌اعتبار یا به‌عبارت بهتر اعتبارشان پایان می‌یابد. در این مدت هم ایران و هم ایالات‌متحده با اصرار اجرای مفاد تفاهمنامه را خواستار شدند ولی هریک قرائت‌هایی درباره این تفاهمنامه را بیان کرده‌اند که طرف مقابل حاضر به خرید و پذیرش آن نشده است. هربار و در گفت‌وگوها یا تبادل‌ پیام که میان نمایندگان ایران و ایالات‌متحده انجام گرفته، قیمتی برای اجرای این سند و حصول تفاهم اعلام و اظهار که طرف مقابل حاضر به قبول و خرید آن نشده است. گویی دو طرف در این دو ماه گذشته پا به میدان گذاشته بودند تا قیمت یا هزینه برای حصول توافق ارائه کنند که هیچ‌کس حاضر به پرداخت آن نباشد و درنتیجه معامله‌ای صورت نگیرد. روشن است که تهران و واشنگتن در این مدت واقعا دلشان می‌خواسته توافقی که نگاشته بودند به اجرا گذاشته و عملی شود اما ملاحظه هردو طرف، رسیدن به حداکثر منافع بوده است از این بابت و در تهران مقامات می‌خواستند تا حاکمیت خود بر خلیج‌فارس و تنگه‌هرمز که در ۴۰روز جنگ کسب کرده‌ بودند را تثبیت کنند. ایرانی‌ها تصور می‌کردند اگر عبارت «مدیریت آبراه تنگه‌هرمز در دست ایران است» به‌معنای حاکمیت بلامنازع و انحصاری ایران بر این آبراه است در صورتی‌که از دید واشنگتن دادن مدیریت برای حفظ نظم عبورومرور شناورها بوده و شامل حاکمیت یا اعمال آن نمی‌شود. همین نقطه مهم‌ترین چالش درباره موضوع تنگه‌هرمز در طول هفته‌های گذشته بوده است.

اکنون پرسش ناظران آن است که پس از پایان مهلت ۶۰روزه برای حصول تفاهم و برداشتن گامی به‌سوی دستیابی به یک توافق پایدار حال که این توافق حاصل نشده، چه اقدامی متصور است؟ رییس‌جمهور ایالات‌متحده در همان روزهای نخست امضاشدن توافق، در این‌باره که پس از پایان مهلت ۶۰روزه، اگر توافقی حاصل نشد چه اتفاقی رخ خواهد داد، گفته بود که امیدوار است این توافق حاصل شود و در غیر این صورت همه‌چیز قابل‌بازگشت است اما از نظر ایران ۶۰روز اعلام‌شده مهلت نبوده بلکه دوره‌ای بوده که در آن برای رسیدن به یک توافق تلاش شود. از این منظر سپری‌شدن ۶۰روز یا بیشتر هیچ معنایی ندارد و به وجود آورنده اتفاقی نیست. در این صورت از امروز به بعد همان ترتیبات و رویدادهایی مشاهده می‌شود که هفته یا هفته‌های گذشته در این آبراه مشاهده می‌شد و هیچ رخداد جدیدی قابل‌انتظار نیست و نباید پایان این شش‌ماه به‌عنوان پایان یک ضرب‌الاجل و ورود به مرحله‌ای جدید یا بازگشت به دوره نزاع تلقی شود.

با این همه در همین ۶۰روز هم اتفاق قابل‌توجهی رخ نداد که امیدواری چندانی را برانگیزد. اگر در روزهای نخست اجرای تفاهمنامه همه‌چیز به خوبی پیش می‌رفت و شهروندان منطقه و ناظران به حاصل‌شدن یک توافق پایدار و پایان قطعی جنگ امیدوار شده بودند اما تحولاتی اتفاق افتاد که سوءتفاهم‌ها را افزایش داد و آتش جنگ را شعله‌ور کرد. مهم‌ترین این تحولات، ایجاد یک کریدور موازی برای عبور شناورهای بین‌المللی بود که هدف از ایجاد این کریدور، بی‌اعتبار یا دست‌کم، کم‌اعتبار کردن کریدور تعیین‌شده از سوی ایران بود. درواقع ایالات‌متحده با همکاری عمان، کریدوری در جنوب تنگه تعیین کردند که جذابیت یا اجبار عبور از کریدور ایران در تنگه‌هرمز را از میان می‌برد و تهران این ترفند ایالات‌متحده در خلیج‌فارس را شناسایی کرد و برای توقف حرکت از کریدور جنوبی، حملاتی را به کشتی‌هایی که از این معبر عبور می‌کردند انجام داد. درنتیجه کریدور جنوبی با خطر حمله ایران مواجه شد و امنیت خود را از دست داد. ایالات‌متحده نیز به این حملات پاسخ داد و از کشورمان خواست آزادی تردد در خلیج‌فارس و تنگه هرمز را محترم بشمارد و از حمله به شناورهای تجاری خودداری کند؛ امری که از سوی تهران رد شد و جنگی تمام‌عیار را میان نوار جنوبی ایران و ایالات‌متحده پدید آورد.

همان موقع این نظر مطرح شد که وقتی در میانه اجرای تفاهمنامه، جنگی اینچنین رخ می‌دهد آیا دیگر می‌توان به تفاهمنامه اعتنا و آن را نقشه راهی برای رسیدن به یک توافق پایدار و پایان دادن قطعی به جنگ تبدیل کرد؟ هفته‌ها پیش از اینکه مهلت یا دوره ۶۰روزه به پایان برسد، وقوع جنگ و اعلام دونالد ترامپ در مورد پایان اعتبار تفاهمنامه، اعتبار این سند را پایان داده بود و هیچ‌کس منتظر وقوع رخداد نامتعارف و خارق‌العاده نبود. درواقع حاکمیت بر تنگه هرمز که نه تهران و نه ایالات‌متحده از آن عدول و فروگذار نمی‌کند به مهم‌ترین چالش تبدیل شده است. روشن است که تهران بدون تنگه هرمز اهرم فشار تاثیرگذاری در مقابل غرب و اسرائیل ندارد و اگر غرب و مشخصا ایالات‌متحده بر تنگه‌هرمز حاکم نشوند، همیشه باید گوش به فرمان ایران باشند و جریان تسلط بر منطقه و تا حدی جهان در اختیار ایران قرار می‌گیرد. در این صورت اگرچه ممکن است آغاز جنگ نظامی در همین روزها و هفته‌های پیش‌رو مشاهده و ملموس نباشد اما به همین نسبت حصول توافق و پایان قطعی جنگ نیز دور از ذهن خواهد بود.

 

 

آخرین اخبار