والاستریت در مسیر فروش

دیبا حاجیها- سال ۲۰۲۵ برای بازار سرمایه آمریکا شبیه یک زمین بازی پرهیجان بوده است. نوسانهای پرقدرت، بالا و پایینهای تند و موجهایی که نسبتبه گذشته اقتصاد آمریکا از حیث نرخ تورم سهمگین تلقی میشوند، نرخ بهره و فناوریهای نو، باعث شده تا معاملهگران و مدیران صندوقها هرروز با چشمانی بازتر به تابلو نگاه کنند درحالیکه شاخصهای بورسی تا پایان ماه آگوست حدود ۹درصد بازدهی ثبت کردند، زیر پوست این رشد، تحرکاتی تازه در جریان است. این تحرکات به زبان ساده یعنی بسیاری از مدیران حرفهای ترجیح دادهاند بخشهایی از پرتفوی خود را سبک کنند و سهمهایی را که تا همین دیروز محبوبترین داراییهایشان بود، به فروش برسانند.
این موج تازه فروش از سوی بزرگان بازار به معنای بیاعتمادی کامل به آینده سهام نیست بلکه بیشتر نشان میدهد که تغییر وزن پرتفوی، اجرای استراتژیهای محافظهکارانهتر یا استفاده از فرصتهای قیمتی جدید، در دستور کار قرار گرفته است اما وقتی سر و صدا از فروش نامهایی مثل مایکروسافت، آمازون، اپل، ویزا، گلدمن ساکس، یونایتدهلث، هومدیپو، آلفابت، کاترپیلار و شروین-ویلیامز بلند میشود، طبیعی است که هر سرمایهگذاری باید از خود بپرسد: چه چیزی در پس این تصمیمها نهفته است و بازار سرمایه به کدام سمت میرود؟
مایکروسافت همچنان درخشان
وقتی خبر رسید که مدیران برتر، بخشی از سهام مایکروسافت را فروختهاند، تعجب اولین حسی بود که معاملهگران خرد آن را تجربه کردند. مایکروسافت نماد ثبات در فناوری است و تقریبا همه صندوقهای بزرگ آن را در پرتفوی خود دارند. این غول نرمافزاری در سالهای اخیر با رشد چشمگیر سرویسهای ابری و هوشمصنوعی نشان داده که آیندهاش روشن است اما چه شده که اکنون ورق بهنفع فروش این نماد ارزشمند چرخیده است؟
واقعیت این است که بخشی از فروشها صرفا بهمنظور ذخیره سودهای بهدست آمده صورت گرفته است. ارزش منصفانه سهام مایکروسافت همچنان بالاتر از قیمت بازار برآورد میشود و این یعنی سهامداران بلندمدت هنوز هم دلیل کافی برای نگهداری دارایی خود دارند. با این حال وقتی صندوقی به سود قابلتوجهی رسیده، طبیعی است که بخشی از آن را نقد کند تا ریسک کلی پرتفوی کاهش یابد.
مایکروسافت با داشتن جریان نقدی پایدار و قدرتی مثالزدنی در توسعه محصولات جدید، در نگاه کلان بیشتر در فهرست خرید قرار دارد تا فروش اما همین حرکت مدیران صندوق نشان میدهد که حتی در بهترین سهمها هم گاهی زمان سبک کردن موقعیتها فرا میرسد.
آمازون و اپل؛ غولهای یکهتاز سودآوری
آمازون سالهاست لقب غول تجارت الکترونیک را یدک میکشد چراکه تقریبا ۲۵درصد از سهم تجارت الکترونیک در سراسر جهان به این غول نوآور تعلق دارد. علاوه بر آن بازوی ابریاش یعنی AWS سود سرشاری را روانه ترازنامه میکند. در ماههای اخیر با افزایش فروش آنلاین و جهش درآمدهای تبلیغاتی، آمازون بار دیگر نشان داد که بهخوبی میتواند از تغییر رفتار مصرفکننده سود ببرد. با این حال بخشی از مدیران بزرگ ترجیح دادند سهم خود از این غول را کاهش دهند. دلیل آن روشن است: وقتی سهمی به محدوده ارزش منصفانه نزدیک میشود، فرصتهای جذابتری در بازار وجود دارد که میتواند سرمایه را بهسمت خود بکشاند. آمازون همچنان یکی از ستونهای پرتفوی بیشتر صندوقهاست اما موج فروش اخیر نشان میدهد که این سهم دیگر آن جذابیت تخفیفی گذشته را ندارد.
در سوی دیگر اپل قرار دارد؛ شرکتی که با عرضه آیفونهای جدید و گسترش خدمات نرمافزاری همچنان نفس بازار را در مشت دارد. با این وجود قیمت سهام اپل کمی بالاتر از ارزش منصفانه برآوردی معامله میشود. این موضوع سبب شده بخشی از مدیران تصمیم بگیرند مقداری سهام متعلق به شرکت اپل را به فروش برسانند. اپل همچنان یک برند بیرقیب است اما برای کسانی که بهدنبال بازدهی بیشتر و ریسک کمتر هستند، فروش بخشی از سهام در نقطهای که قیمت جلوتر از ارزش بنیادی حرکت کرده، یک حرکت منطقی محسوب میشود.
خدمات مالی زیر ذرهبین؛ از ویزا تا گلدمنساکس
بازار خدمات مالی آمریکا همیشه یکی از جذابترین بخشهای سرمایهگذاری بوده است. شرکتهایی مانند ویزا در قلب تراکنشهای جهانی قرار دارند و بانکهای بزرگ مثل گلدمن ساکس از نبض اقتصاد کلان تغذیه میکنند اما چرا اینبار تصمیم به فروش گرفته شد؟ ویزا در حال حاضر بالاتر از ارزش واقعی خود معامله میشود. همین امر کافی بود تا تعدادی از مدیران بزرگ ترجیح دهند بخشی از سهام خود را بفروشند. گرچه روند جهانی تراکنشهای دیجیتال رو به افزایش است و آینده ویزا همچنان روشن بهنظر میرسد اما خرید در قیمتهای بالاتر از ارزش ذاتی همواره ریسکی است که حرفهایها کمتر میپذیرند.
گلدمن ساکس اما داستان متفاوتی دارد. این بانک سرمایهگذاری با ثبت درآمدهای قوی در سال گذشته توجهها را جلب کرده است. با این حال قیمت سهام آن حدود ۳۰ درصد بالاتر از ارزش منصفانه برآوردی قرار دارد. چنین فاصلهای برای مدیران ریسکگریز به معنای سیگنال فروش است. آنها میدانند که دیر یا زود بازار به سمت تعدیل قیمت حرکت میکند و بهتر است قبل از وقوع چنین اصلاحی، بخشی از سود خود را تثبیت کنند.
سلامت و خانه؛ حضوری غیرمنتظره
در لیست فروش یونایتدهلث گروپ یکی از بزرگترین شرکتهای خدمات درمانی در آمریکا، با اینکه سهمی کلیدی در پرتفوی بسیاری از صندوقهاست، از موج فروش در امان نماند. نکته جالب اینجاست که این سهم برخلاف بسیاری از دیگر موارد، نهتنها بالاتر از ارزش ذاتی معامله نمیشود بلکه حدود ۲۴درصد پایینتر از آن قرار دارد. پس چرا موج فروش حتی این نماد ارزشمند را نیز به حال خود نگذاشته است؟ پاسخ را باید در استراتژیهای مدیریت پرتفوی جستوجو کرد. گاهی مدیران مجبورند برای تامین نقدینگی یا سرمایهگذاری در فرصتهای فوری دیگر، حتی سهامی کمتر از ارزش واقعی را هم بفروشند. این فروشها نشانه ضعف سهم نیست بلکه بیشتر بهمعنای جابهجایی سرمایه است.
در بخش کالاهای چرخهای مصرفی، نام هومدیپو به چشم میخورد که غولی منحصربهفرد در بازار ساختوساز و تجهیزات خانه به حساب میآید. قیمت سهام این شرکت حدود ۲۲درصد بالاتر از ارزش منصفانه برآوردی معامله میشود. همین رشد قیمتی باعث شد مدیران بخشی از موقعیتهایشان را کاهش دهند. در شرایطی که بازار مسکن با رکود نسبی دستوپنجه نرم میکند، خرید سهامی که جلوتر از ارزش بنیادی حرکت کرده، ریسک بالایی دارد. به همین دلیل فروش بخشی از این سهم اقدامی طبیعی به نظر میرسد.
آلفابت و دیگران؛ فرصتهای پنهان
یکی از شگفتیهای فهرست فروش اخیر، نام آلفابت است که با موتور جستوجو، تبلیغات آنلاین و خدمات ابریاش در قلب دنیای دیجیتال قرار دارد. آلفابت در حال حاضر پایینتر از ارزش ذاتی خود معامله میشود. این یعنی برای بسیاری از سرمایهگذاران، فرصتی طلایی برای خرید ایجاد شده است اما پرسش این است که چرا فروش درخصوص این نماد هم مطرح بوده و البته که پاسخ ساده است: همه صندوقها یک استراتژی مشابه ندارند. برخی ممکن است به دلایل فنی، نیازهای نقدینگی یا حتی بازتخصیص وزن بین بخشهای مختلف بازار، بخشی از سهام خود را بفروشند.
با این حال از دید تحلیلی، آلفابت یکی از سهمهایی است که فروش آن بیش از عدم اعتماد به آینده شرکت به معنای آزادسازی نقدینگی است.
در میان سایر نامها، کاترپیلار و شروین- ویلیامز نیز دیده میشوند. کاترپیلار بهعنوان رهبر صنعت ماشینآلات سنگین، همواره آینهای از وضعیت اقتصاد جهانی بهشمار میرود. وقتی اقتصاد در مسیر رشد است، تقاضا برای ماشینآلات و پروژههای عمرانی افزایش مییابد. با این حال، رشد قیمت سهام این شرکت فراتر از ارزش واقعی، بهانهای شد تا مدیران بخشی از آن را بفروشند. شروین-ویلیامز نیز به عنوان غول صنایع رنگ و پوشش، وضعیتی مشابه دارد. قیمت بالا در برابر ارزش منصفانه، موجب شد برخی مدیران صندوق موقعیتهایشان را سبک کنند.
پیام فروشهای بزرگ برای بورس آمریکا
وقتی بزرگان بازار دست به فروش میزنند، استرس و اضطراب وجود معاملهگران خرد را فرا میگیرد اما حتی در این شرایط هم باید واقعبین بود: فروش بخشی از یک سهم الزاما به معنای پایان راه آن سهم نیست. بسیاری از نامهایی که در فهرست فروش جمعآوریشده دیده میشوند، همچنان ستونهای اصلی پرتفوی صندوقهای بزرگ هستند. تفاوت فقط در وزندهی است یعنی مدیران ترجیح دادهاند سودهای کسبشده را تثبیت کرده و ریسک را متعادل کنند.
نکته مهم برای سرمایهگذاران خرد این است که این تحرکات را بهعنوان هشدار یا فرصت تعبیر کنند. هشدار از این جهت که خرید سهام بالاتر از ارزش منصفانه میتواند پرریسک باشد و فرصت از این جهت که برخی فروشها در سهامی اتفاق افتاده که پایینتر از ارزش واقعی معامله میشوند و این میتواند برای خریداران جدید جذاب باشد.
بازار سرمایه همواره با چنین جابهجاییهایی روبهرو است. حرفهایها میدانند که راز موفقیت در بورس، تنها پیدا کردن سهمهای برنده نیست بلکه زمانبندی درست در خرید و فروش و مدیریت هوشمندانه پرتفوی است. پیام امروز والاستریت واضح است: حتی غولها هم فروخته میشوند اما آنچه باقی میماند، چشماندازی پرهیجان از بازاری است که هرروز فرصتهای تازهای برای سودآوری ارائه میدهد.