هزینههای جنگ چگونه توزیع شود
محمدصادق جنان صفت
ایرانیان در یک دوره کمتر از یکسال با دو جنگ روبهرو شدهاند و جنگ دوم هنوز با آتشبس قطعی همراه نیست. در این دو جنگ که از ۲۳خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و پس از ۱۲روز ادامه داشت و جنگ دوم که از ۹اسفند همان سال آغاز و همین چند روز پیش با آتشبس شکننده تمام شد، آمریکا و اسرائیل دو قدرت بزرگ نظامی رو در روی جمهوری اسلامی قرار گرفتند. تخریبهای گسترده در جنگ دوم بهویژه در روزهای آخر ایرانیان را بیشازپیش نگران کرد و ترس به وجودشان انداخت. ایرانیان به چشم دیدند و با گوش شنیدند که دشمنان جمهوری اسلامی با آزمندی شگفتانگیزی صنعت زیربنایی پتروشیمی و نیز فلزات اساسی را هدف قرار داده و تخریب میکنند.
این دو کشور قصد داشتند در ادامه بخشهای مهم صنعتی و زیربنایی را نیز تخریب و بر ابعاد تخریبهای پیشین در مناطق شهری اضافه کنند. حالا و در وضعیت امروز شاید محاسبه ابعاد دلاری و ریالی خسارتهای وارد شده بر ایرانیان را نتوان انجام داد اما این کار باید در اولین پله اولویتها بنشیند. پس از این مرحله سخت نباید به سیاهچالههای درگیریهای سیاسی درون طیفها و جناحها افتاد و باید به توزیع هزینههای جنگ پرداخت. در یک تقسیمبندی کلی هزینههای جنگ بر دوش سه نهاد حکومت، بنگاهها و نیز مردم قرار میگیرد و باید در اینباره با وسواس کارشناسانه هزینههای جنگ و سهم هر بخش را اندازه گرفت. اگرچه هر سه نهاد یادشده با پیامدهای سخت دوره جنگ روبهرو شدهاند اما سهم مردم بدون چون و چرا بیشتر بوده و هست. میلیونها ایرانی در روزهای جنگ کسبوکارشان را از دست داده و از شهرهای بزرگ به دیگر شهرهای امنتر کشور رفتهاند. این یک مهاجرت میلیونی درون سرزمینی به حساب میآید که هزینههای خود را دارد. میلیونها ایرانی که درآمد ثابت نداشته و در شغلهای خود متکی بر سرمایههای خرد و مهارتهای انسانی بوده در بدترین وضعیت قرار دارند. محاسبه این خسارت بسیار بزرگ نیازمند استفاده از تازهترین تکنیکها و راهبردهاست و نیز تامین بخشی از خسارتها به راهبردی بزرگ نیاز دارد که باید از سوی حکومت به رسمیت شناخته شود. علاوهبراین هزینههای مادی، شهروندان ایرانی آسیبهای روحی- روانی دهشتناکی را تحمل کرده و میکنند که برطرف کردن این آسیب نیز نیازمند راههای تازه و پرهیز از شعارزدگی است.
بنگاههای تحت مالکیت بخشخصوصی بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط صنعتی و معدنی و هزارانهزار کسبوکار مرتبط با خدمات خانوادگی نیز در این روزها با آسیبهای بزرگ روبهرو شده و در روزهای پایانی جنگ صنعت پتروشیمی و فولاد آسیبهای جدی را تجربه کردهاند.
بخشخصوصی بهویژه تشکلهای این بخش باید با شهامت و درستی و پرهیز از جستوجو برای رانت آسیبها را بررسی و اعلام کنند. نهادهای حکومتی بهویژه نهادهای نظامی و انتظامی نیز در جریان جنگ ۴۰روزه در بخشهای تجهیزات نظامی و در تخریب ساختمانها و مراکز تجمع نیروها با آسیبهای جدی روبهرو شدهاند. در این بخش باید کارشناسی درست و درمان برای محاسبه میزان خسارت انجام شده و ابعاد تخریبها توضیح داده شود.
نکته بدون بدیل در این داستان تلخ در نظر گرفتن آسیبها به مردم و برطرف کردن نیازهای آنهاست و نباید با هیچ بخش دیگری مقایسه شود. نکته بعدی این است که در تامین هزینههای جنگ باید دنبال منابع درآمدی واقعی بود و یکسره به سراغ بانک مرکزی نرفت.

