نوسان بورس در سایه اخبار و شایعات
هومن عمیدی،کارشناس بازار سرمایه
بازار سرمایه هفته گذشته را با امیدواری آغاز کرد اما رفتارهای زیرکانه برخی حقوقیهای بازار و با سوءاستفاده بعضی؛ از اخباری مانند انتقال مسوولیت ریاست بانک مرکزی از محمد رضا فرزین به عبد الناصر همتی باعث شد تا جو بازار منفی شود.
در واقع شایعات مبنیبر ماندگاری فرزین بر پشت میز ریاست بود اما اخبار ثانویه خبر از روی کار آمدن همتی را داد که همین تناقضها منجر به نوسانات و تا حدودی منفی شدن بازار شدند. باید در نظر داشت که عدهای در تلاش برای نزولی کردن بازار با اخبار منفی هستند؛ اخباری که به تحریمها، تشدید تنشها و احتمال جنگ اشاره دارند.
منافع و مطامع برخی افراد در همین آپشنها بوده و از اخبار منفی برای قرمز کردن فضای بورس طی هفته گذشته هم استفاده کردند. در آخرین روز معاملاتی هفته با روی کار آمدن همتی در بانک مرکزی و روانه شدن گزارشهای مثبت شرکتها در آخر فصل پاییز به سمت سامانه کدال، اوضاع معاملات اندکی بهبود پیدا کرد. صفوف فروش در بازار سرمایه با کمک این دو خبر مثبت تقریبا جمع شد و احتمال دارد هفته پیشرو روند مطلوبی را داشته باشد.
در این بین اما باید به وضعیت ابزارهای سرمایهگذاری در بورس هم توجه داشت؛ در رابطه با مساله عرضه اولیه سهام و پذیرش صندوقهای سرمایهگذاری، نظر بر این است که هر دو سیاست تاثیرگذاری روانی و عمق بخشی به بازار را میخواهند اجرا کنند.
به طور مثال اگر نقره به صورت فیزیکی در بازار یافت نمیشود و معامله راحتی ندارد، ورود به صندوقهای مبتنی بر نقره کار درست و منطقی خواهد بود اما در صورتی که در بازار فیزیکی معاملات بهراحتی انجام میشود، چرا باید صندوق آن را با حباب خرید؟
نکته دیگر این است که تیم مدیریتی این صندوقها باید به اندازه حرفهای باشند تا سرمایه مردم را در سطوح قیمتی مناسب وارد بازار نقره کنند. همانطور که مشاهده میشود نرخ اونس جهانی نقره و طلا رشد فزایندهای را تجربه کرده است و طبیعتا با اخبار و اتفاقات مثبت و ایجاد ثبات نسبی قیمت ریزش پیدا خواهند کرد.
بهتر بود این صندوقها چندین سال قبل در بورس پذیرفته میشدند تا در سطوح پایین قیمت سرمایه مردم را به داراییهایی از جمله طلا، نقره و زعفران اختصاص میدادند و حاشیه امن مطلوبی را ایجاد میکردند.
از سوی دیگر با توجه به احتمال ایجاد صندوقهای ارزی باید گفت واقعیت این است که مردم در گذشته از این سیاستگذاریها آسیب دیدهاند. در یک دورهای بانکها برای مردم، حساب سپردههای ارزی باز میکردند و مدعی بودند که در قبال ارزهای دریافتی، سود پرداخت میکنند و هر زمان که مشتریان تمایل داشتند، ارزهایشان را برمیگردانند اما سودها و بازگشت اصل سرمایه طبق ادعا و تبلیغات، تحقق پیدا نکرد و به ریال تسویه میشد، آن هم نه ریال بازار آزاد بلکه به ریال نرخهای دولتی.
سیاستهای ارزی دولت ریسک دارد و از طرفی اگر مکانیسم صندوقهای ارزی که احتمال تشکیل شدن آنها وجود دارد، مانند سپردههای ارزی بانکها در زمان گذشته باشد، عملا کارایی لازم را نخواهند داشت.
در مقابل اگر مکانیسمها با اصول و استاندارد همراه باشند و مسائلی مانند تخصیص یونیت صندوقها، صدور و ابطال و نحوه بازگشت سرمایه به درستی تعریف شوند، ایجاد صندوقهای ارزی میتواند به عنوان ابزار سرمایهگذاری به عمیقتر شدن بازار سرمایه کمک کند.

