نقشه جدید دولت!

محمدرضا رسولی
دولت چهاردهم سیاست حذف ارز ترجیحی را با وعده انتقال یارانه به مصرفکننده نهایی در انتهای زنجیره با هدف کنترل کالاهای اساسی در جهت حمایت از اقشار کم درآمد آغاز کرد و همواره مدعی بود که با ابزارهایی نظیر کالابرگ الکترونیک اثرات تخریبی این جراحی اقتصادی را خنثی میکند!
اما هماکنون پس از گذشت مدت کوتاهی که این جراحی اقتصادی به فاجعه انجامیده و در شرایط کنونی که حمایتهای معیشتی یک میلیونتومانی کالابرگ در برابر سونامی افزایش قیمتها بهدلیل ناکارآمدی ساختاری، بیشتر به شوخی بدل شده است، در کمال ناباوری با چراغ سبز مجلس، عقبنشینی دولت چهاردهم از سیاست حمایت معیشتی با حذف کالابرگ بعضی از دهکها کلید خورد!
طبق اظهارات محسن زنگنه، سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با حذف سه دهک بالا، به اندازه کل منابع نفت در بودجه یعنی ۲۴۸هزارمیلیاردتومان صرفهجویی میشود! ایشان در ادامه میافزاید: یک میلیونتومانی که دولت برای سرپوش گذاشتن بر اجرای غلط حذف ارز ترجیحی شروع به پرداخت کرد، امروز بیش از ۳۲درصد کل منابع بودجه کشور را تشکیل میدهد.
بر کسی پوشیده نیست این روضه و تزریق نگرانی که برای مردم خوانده میشود نتیجه سیاستهای ناکارآمدی است که ریشه در دههها سیاستگذاریهای غلط اقتصادی دارد و منصفانه نیست در این وانفسای فقر و تنگدستی ریسک را به مردمی سپرد که در به وجود آمدن این شرایط کوچکترین نقشی نداشتهاند.
قاعدتا دولت چهاردهم بهجای تامین کسری بودجه از طریق حذف کالابرگی که قرار بود سپر معیشت مردم باشد! میبایست با اصلاح ساختار بودجه و صرفهجویی اقتصادی هزینهها را کاهش و به معیشت مردم اختصاص دهد.
شوربختانه اما نهتنها عزمی در این خصوص مشاهده نمیشود بلکه شاهد افزایش بودجه برای نهادها و ارگانهایی هستیم که سالهاست منابع عمومی را مصرف میکنند اما کوچکترین پاسخگویی و کارآمدی برای کشور ندارند.
نمونه آن افزایش ۲۱درصدی بودجه سازمان صداوسیما در لایحه سال۱۴۰۵ است. نهادی با ۶۰هزار کارمند و بودجه ۳۳هزار و ۵۰۰میلیاردتومانی که طبق آخرین نظرسنجیها حدود ۱۱درصد بیننده دارد و کارشناس آن بهتازگی در برنامه تلویزیونی مردم را ترغیب به خوردن جو به جای برنج کرده است!
نمونه دیگر آن فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که صدها میلیاردتومان برای آن هزینه میکنند و فرهنگستان در اقدامی محیرالعقول! «جَوالدوز رگگُشا» را معادل اصطلاح پزشکی «آنژیوکت» قرار میدهد!
و نمونه دیگر شورایعالی فرهنگی است که «شب یلدا» را «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» نامگذاری میکند و بعد متوجه میشوند یلدا شب است!»
حال پرسش بحثبرانگیز آن است؛ آیا اختصاص بودجه و صرف هزینههای هنگفت برای سازمانهایی که از بیتالمال و جیب مردم ارتزاق میکنند اما جز سرشکستگی و هزینه دستاورد دیگری ندارند، در شرایطی که گفته میشود دچار کمبود منابع هستیم مطابقت دارد؟
